۱۱ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، پیوند و ارتباط بین دو مفهوم قدرت و مشارکت از موضوعاتی است که در ادبیات توسعه و مشارکت و نیز در اندیشه صاحب نظران این مباحث جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. به نظر نلسون و رایت در خصوص تحلیل رابطه قدرت و مشارکت سه مدل تحلیلی از قدرت وجود دارد: مدل قدرت که از استعاره توسعه انسانی استفاده می نمایند و در مبحث مشارکت خود را با مفهوم توانمندسازی نشان می دهد؛ مدل قدرت برتر که از استعاره توزیع مجدد و تحول ساختاری استفاده می نماید و در مبحث مشارکت خود را با برخوردی از قدرت تصمیم سازی نشان می دهد و سوم مدل تمرکز زدا که از استعاره تمرکز دایی استفاده می نماید و در مباحث مشارکت خود را با تاکید بر مفهوم از پایین به بالا نشان می دهد.


برای تحلیل رابطه مشارکت و قدرت، جایگاه مشارکتی افراد اهمیت فوق العاده ای دارد که در این زمینه به بحث آرنستاین استناد می شود. نردبان آرنستاین از مشارکت در ادبیات مشارکت اجتماعی محلی و توانمند سازی به کرات مورد استفاده قرار گرفته است. نردبان آرنستاین دارای هشت پله است که پایین ترین پله آن را کنترل و بالاترین پله آن را شهروند ناظر کنترل کننده تشکیل می دهد. او این پله های هشت گانه را به سه مقوله غیر مشارکتی، درجاتی از ورود به مشارکت و درجاتی از قدرت شهروندان تقسیم می نماید.


پله های کنترل و درمانگری در مقوله غیر مشارکتی، پله های اطلاع دادن، مشاوره و توافق در مقوله نشانه های ورود به مشارکت و پله های همکاری، قدرت نمایندگی و شهروند ناظر در مقوله قدرت شهروندان قرار می گیرند.


بر مبنای اندیشه آرنستاین همه افرادی که در فرآیند مشارکت درگیر می شوند از درجه و میزان مشارکت یکسانی برخوردار نیستند، بلکه بر اساس پله و موقعیتی که در این فرآیند کسب می نمایند جایگاه مشارکتی آنها تعیین می گردد. در مرحله شهروندی است که فرد از حق مشارکت به معنای واقعی محتوای اش تحقق پیدا کرده باشد و نه در معنای صوری و شکلی آن امکان بروز و ظهور خواهد داشت.


فرآیند توسعه مشارکتی واقعی را نوعی سازمان دهی جهت تنظیم مجدد روابط قدرت، کسب قدرت و رهایی از وابستگی دانسته اند، زیرا توسعه مشارکتی مرتبط با خود اتکایی مردم و تحقق قدرت مردم است که در قالب نظام مشارکتی از گروههای تحت ستم و منابع آنها دفاع می نماید و مشارکت موثر را نوعی کسب قدرت تلقی نموده که سازو کار اصلی آن فرآیند توانمندسازی می باشد. تردیدی نیست تحقق مشارکتی که هدف آن توانمند سازی و کسب قدرت است مواجه با چالش هایی خواهد شد.


آنچنان که بورکی عنوان می نماید ما نمی توانیم این واقعیت را پنهان کنیم که عمل توانمند سازی با منافع گروهی تثبیت شده چالش دارد و در پی مواجه با نیروهایی است که مخالف دسترسی فقرا به ابزارهای توسعه هستند. دیوان سالاری تثبیت شده روی خوشی با مشارکت ندارد. چنین چالشی موجب شده که به لحاظ نظری پیوند بین قدرت و مشارکت مورد عنایت بیشتری قرار گیرد.


با طرح پرسش هایی چون آیا قدرت محدود است و در اختیار افراد یا گروههای خاصی است و یا اینکه منبعی نا محدود و برای همه گروهها است. آیا توانمند سازی متضمن گرفتن قدرت از دیگران و یا افزایش قدرت در دسترس و موجود است؟ عنوان می نمایند که به نظر کروفت و بریس فورد (۱۹۹۲ )توانمند سازی بازی مجموع صفر نیست و قدرت را می توان بدست آورد بدون اینکه قدرت دیگران تقلیل پیدا کند.


هلمز(۱۹۹۲)نیز معتقد است که توانمند سازی تجربه ای در مجموع مثبت است و توانمند سازی به این معنا است که مردم توانایی مبادرت به کنش را کسب نمایند. چنین تفسیری از قدرت قابل مقایسه با مفهوم نظری موقعیت مورد نظر فوکو (۱۹۸۰ )است که عنوان می نمود موقعیت بر روی همگان باز است. هر کنشگر از طریق ورود به گفتمان بر مبنای آنچه می تواند انجام دهد و آنچه نمی تواند انجام دهد قدرت را به دست می آورد .


در این معنا تقریبا هر نوع عملی که به افراد فاقد قدرت اجازه ورود به مذاکره بر حسب روابط سیاسی و اجتماعی در بین اجتماع و اقتدار(حکومت) را می دهد به عنوان توانمند سازی دیده شده است. نظر دیگران این است که قدرت بیش ازچیزی است که به عنوان یک منبع فهمیده می شود.با این دیدگاه برخی معتقدند که توانمند سازی به معنای ناتوانمندی برای دیگران و رقیق سازی ساختارهای قدرت موجود است.


در این تحلیل توانمند سازی دلالت بر انتقال قدرت از حکومت به اجتماع دارد. علاوه بر این قدرت سازمانی و شیوه توزیع قدرت در درون نهادهای بزرگ که مطابق با هنجارهای رسمی و اداری صورت گرفته و قدرت را در دست های محدودی متمرکز نموده اند نیز باید مورد توجه قرار گیرد. نهایت اینکه بحث توانمند سازی نیازمند شناسایی موانعی است که افراد را از مبادرت و دخالت در هر نوع حیات اجتماعی باز می دارد.

مطالب مرتبط :
  1. کدام فرهنگ سیاسی منجر به مشارکت سیاسی می‌شود/ مشارکت سیاسی نشانه توسعه سیاسی
  2. مردم در کدام فرهنگ سیاسی مشارکت سیاسی بالایی دارند
  3. مشارکت سیاسی و جمهوریت نظام
  4. بعد اجتماعی مشارکت سیاسی
  5. مشارکت در انتخابات مانع طمع بیگانگان به کشور می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur