۲۳ اسفند ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، دیرینه ترین پیک نوروزی”حاجی فیروز”است. حاجی فیروز نام و چهره ای آشنا در فرهنگ مردم است. مردی که در بسیاری از جاهای ایران در پیش از نوروز با جامه ای سرخ رنگ، گیوه ای نوک تیز و منگوله دار، کلاه مخروطی دراز و منگوله دار و خنزر پنزرهای آویزان،چهره ای سیاه،لبانی سرخ،دندان هایی سپید و دایره زنگی در دست می آید و در کوی و بزرن شهرهای ایران می چرخد و می زند و می رقصد و ترانه خنده آور می خواند و مردم را می خنداند و مژده رسیدن بهار و نوروز را می دهد و هر بی خبری را از آمدن نوروز با خبر می سازد.


نظر برخی محققان در مورد رنگ صورت و پوشیدن لباس سرخ بر این است که این انتخاب،خود نمادی از یک تحول عظیم طبیعی است. این که بهار شکوفه های سرخ را در میان سیاهی سرما به ارمغان می آورد، الهامی برای طراحی صورت و لباس حاجی فیروز است و صورت سیاه شده اش نمادی از سیاهی سرمای زمستان و لبان و لباس های سرخش نمادی از بهار است که بر پیکره این سرما می نشیند و حرکت و آواز خواندنش نیز دلیلی بر همین ادعاست.


گویا این کار در قدیم به عهده غلامان سیاه بوده است که به علت طرز تلفظ ناقص و نامانوس واژه ها و طبع شادی طلبشان مردم را به خنده، شادی و امید وا می داشتند. “خواجه پیروز” با اصطلاح غلط و عامیانه حاجی فیروز به یک تعبیر نماد پیروز شدن نوروز و بهار بر زمستان و به تعبیر دیگر،نماد بازگشت ارواح مردگان؛ یعنی”فروهرها”از آسمان است.چهره سیاه شده خواجه پیروز دلیل بازگشت او از جهان مردگان و نیز نماد سیاهی زمستان است.و لباس سرخ او هم نماد سرخی آتش،آمدن گرما و نیز سرخی گل ها،زایش ها،رویش ها و برکت بخشی های نوروزی است.


اگراز دریچه ای دیگر بنگریم حاجی فیروز در حقیقت نوعی روح همبستگی را در بین انسان ها از طریق حرکات شادی آفرین ترویج می کند.او جامعه را به بیدار شدن درونی و معنوی دعوت می کند و می گوید حال که طبیعت از خواب برخاسته شما نیز بیدار شوید و بدانید روسیاهی برای کسانی است که در خواب می مانند.


هر دانه یا هسته ای درزمین کاشته می شود،رنگ آن اول به سیاهی می گراید و سپس جوانه ای سپید از آن خارج می شود و به تدریج ریشه و ساقه اش شکل می گیرد و شاید سیاه ما هم این پیام را داشته باشد.


حاجی فیروز در اصل یکی از مراسم نوروزی است که با راه افتادن دسته ها با صورتک های سیاه معروف شده است، اما رسم کهنی که اثری از آن باز نمانده و در گذشته،به خصوص در آسیای میانه مرسوم بوده، آیین های سیاوشی است که به احتمال بسیار در اعصار کهن تر در آغاز تابستان و سال نو صیفی انجام می یافته است و سپس زیر تاثیر نوروز جامی در عصر هخامنشیان به اول بهار افتاده است؛اما هنوزدر عصر ابوریحان تقویم های سغدی و خوارزمی با آغاز تابستان شروع می شد و ایشان تقویم خود را”تورد”سیاوش در روز ششم فروردین آغاز می کردند و این روزی است که در تقویم ما نوروز بزرگ نام دارد و بنا به اساطیر زردشتی در آن روز کین سیاوش گرفته می شود.

مطالب مرتبط :
  1. نگاهی به پیشینه تاریخی تعزیه
  2. مهمترین شأن فلسفی خواجه نصیر احیای حکمت مشاء بوده است/ پاسخ خواجه به جرحهای فخررازی بر اشارات
  3. همایش بزرگداشت حکیم خواجه نصیرالدین طوسی/ اخلاق و فلسفه از نگاه خواجه نصیر
  4. خواجه نصیرالدین طوسی فلسفه را در خدمت علم کلام درآورد/ خواجه بیشتر یک متکلم بود
  5. خواجه نصیر کلام شیعی را به فلسفه الهی تبدیل کرد/ اگر خواجه نبود ملاصدرا و  علامه طباطبایی نداشتیم 

پارک علم و فناوری قم

zohur