۲۰ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، نظریه پردازان ساختاری همواره ساختار سیاسی که در قامت دولت مورد توجه قرارمی گیرد را به عنوان عنصری مسلم و تاثیرگذار در انواع فرآیندهای اجتماعی چون مشارکت و توسعه تلقی نموده اند. به تعبیر هانتینگتون دولت سازمان گسترده در داخل جامعه است که با انواع متعددی از سازمان های اجتماعی رسمی و غیر رسمی از خانواده گرفته تا قبیله و سرانجام شرکت های بزرگ تجاری در حال همزیستی است. تمرکز روی کشمکش های گروههای قومی، زبانی و غیره اجازه می دهد تا به فراگردی های تغییر اجتماعی و سیاسی با دید تازه ای نگاه شود.


توجه به نقش دولت درفرآیندهای مربوط به توسعه همواره مورد توجه دانشمندان اجتماعی بوده است هر چند که در این توجه تنوع و تفاوت چشمگیری نیز وجود دارد.بخشی از این تنوع را باید در پیچیدگی و تنوع ساختاری دولت ها و نیز گوناگونی و تغییر در کار ویژه های دولت ها در طی دوره های مختلف تاریخی جستجو نمود.


به نظر” اونز” هر چند که دولت ها فرآورده تاریخی جوامع خودشان هستند اما این به معنای آن نیست که دولت ها بازیچه سایر نقش آفرینان جامعه اند. دولت را باید نهاد و عامل اجتماعی در نظر گرفت که وزن خاص خود را دارد و بر روند دگرگونی های اقتصادی و اجتماعی اثر می گذارد.


به هر حال پیچیدگی ساختاری و تنوع کار ویژه های دولت موجب گردیده که مواجه با داوری های متفاوت و سنخ شناسی های گوناگون در خصوص دولت باشیم. از حیث نظری با لحاظ نمودن یک چارچوب عام می توان دیدگاههای مطرح شده را به دو دسته تقسیم نمود.


دسته اول کسانی که برای دولت قائل به نقش حداقلی هستند و در برابر دولت به جامعه و  نقش آن اهمیت بیشتری می دهند.


دسته دوم کسانی هستند که برای دولت نقش حداکثری را قائل هستند و دولت را کارگزار اصلی توسعه می شناسند. در جامعه شناسی مارکسیستی دولت در فرآیند توسعه دارای نقش اندکی است.به نظر جامعه شناسان غیر مارکسیست مهم ترین نیروی ایجاد توسعه در متن جامعه مدنی نهفته است و البته به نظر برخی از جامعه شناسان غیر مارکسیست دولت نقش مثبت تر و مهمتری دارد. گسترش فعالیت های دولت، عنصری ضروری و قطعی در گسترش نظم اجتماعی است. آنارشیست ها که مخالف ساخت دولت ها  اقتدار طلب هستند نیز معتقدند دولت متمرکزگرا مانع توسعه است.


اونز دولت ها را به دو دسته دولت های یغماگر و دولت های توسعه گرا تقسیم می کند. ویژگی های دولت یغماگر عبارتند از قربانی و مرغوب نمودن شهروندان، مایه گذاشتن از جامعه یعنی بهره گیری از میراث و منابع آنها بدون ارائه خدمات مناسب، عدم اهمیت به توسعه انباشت سرمایه، برخوردار بودن از قدرت انحصاری و استبدادی، عدم احساس نیاز به مذاکرات نهادینه با گروههای اجتماعی و سیاسی وجود یک نوع دیوانسالاری ناکار آمد، مشارکت زدایی،جلوگیری از پیدایی گروههای اجتماعی علاقمند به تغییر و اصلاح اجتماعی، حاکمیت روابط شخصی، رجحان منافع فردی بر منافع جمعی، فساد سیاسی، گستردگی مقررات گذاری و متولی و متصدی همه بخش ها بودن. چنین دولتی نه تنها موجبات توسعه و تحول اجتماعی را فراهم نمی کند بلکه مانع هر نوع توسعه و تحول اجتماعی اصیل است.


ویژگی های دولت توسعه گرا عبارتند ار خودگردانی متکی به جامعه، مذاکرات مداوم در خصوص اهداف و خط مشی ها از طریق نهادها و تشکل های مدنی، عهده داری سرپرستی تحول صنعتی جامعه، رجحان منافع جمعی بر منافع فردی، دیوانسالاری کارآمد، شایسته سالاری قوی فعال در حوزه فعالیت های زیربنایی، نقش قابلگی و پرورشگری را داشتن. دولت توسعه گرا به جامعه اتکا دارد و محصول محیط اجتماعی خویش است به گونه ای که دولت و گروههای اجتماعی دارای پروژه مشترکی برای ایجاد تحول هستند.


بنابراین دولت ها در حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملت ها به ویژه در کشورهای در حال توسعه نقش غالب و مسلطی دارند و آنها بازیگر اصلی فرآیند نظام برنامه ریزی توسعه کشور به ویژه از حیث تصمیم گیری هستند.

مطالب مرتبط :
  1. دولت ها و الگوهای مشارکتی/ نقش دولتها در میزان فعالیت مردم
  2. برنامه اقتصادی دولت امام علی(ع)/ از ریشه کن کردن فقر تا روابط روان اقتصادی
  3. کدام فرهنگ سیاسی منجر به مشارکت سیاسی می‌شود/ مشارکت سیاسی نشانه توسعه سیاسی
  4. رفتارشناسی سیاسی از رهگذر مطالعه فرهنگ سیاسی
  5. مردم در کدام فرهنگ سیاسی مشارکت سیاسی بالایی دارند

پارک علم و فناوری قم

zohur