۲۴ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


امام علی(ع) در خطبه پنجاه و ششم نهج البلاغه در مورد اخلاص خویش و مسلمانان در نبردهاى‏ زمان پیامبر(ص) براى پند به اصحابش فرموده است‏: «در رکاب پیامبر(ص) آنچنان مخلصانه مى‏ جنگیدیم و براى پیشبرد(حق و عدالت) از هیچ چیز باک نداشتیم که حتى حاضر بودیم پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خویش را در این‏ راه(اگر برخلاف حق باشند) نابود کنیم. این پیکار بر تسلیم و ایمان ما مى‏ افزود و ما را در جاده وسیع حق و صبر و بردبارى در برابر ناراحتیها و جهاد و کوشش پى‏گیر با دشمن ثابت قدمتر مى‏ ساخت،گاهى یک نفر از ما و دیگرى از دشمنان ما، همانند دو قهرمان با یکدیگر نبرد مى‏ کردند، هر کدام مى‏ خواست کار دیگرى را تمام کند تا کدام‏یک جام مرگ را به دیگرى بنوشاند، گاهى ما بر دشمن پیروز مى‏ شدیم و زمانى دشمن بر ما اما هنگامى که خداوند راستى و اخلاص ما را دید خوارى و ذلت را به دشمنان ما نازل کرد و نصرت و پیروزى را به ما عنایت فرمود تا آنجا که اسلام بر زمینها گسترده شد و سرزمین پهناورى براى خویش برگزید. به جانم سوگند اگر ما در مبارزه مثل شما بودیم‏ هرگز پایه‏ اى براى دین برپا نمى‏ شد و شاخه‏ اى از درخت ایمان سبز نمى‏ گردید. به خدا سوگند با این عمل بى‏ رویه خود آنچنان راه افراط را مى‏ پوئید که همانند شترى‏ که بى حساب آنرا بدوشند و از پستانش خون بچکد، آینده شومى خواهید داشت.»


توضیح‌ها


این سخن را امام (ع) هنگامى فرمود که‏ «عبد الله بن حضرمى‏» از طرف‏ معاویه به بصره رفته بود تا آنجا را در تحت‏ حکومت معاویه درآورد. «ابن حضرمى‏» پس از ورود به بصره در میان قبیله بنى تمیم فرود آمد و اکثر بصریان با او بیعت کردند امام در این سخن اصحابش را براى بیرون راندن‏ ابن حضرمى تشویق فرمود. از میان اصحاب شخصى بنام‏ «اعین بن صبیعه مجاشعى‏» داوطلب شد و ازطرف امام(ع) به بصره اعزام گردید ولى پس از رسیدن به بصره و روبرو شدن با مخالفان عده‏‌اى ناشناس به‏ وى در بسترش حمله کردند و بالاخره او را کشتند. فرماندار امام در بصره (زیاد) جریان را به امام گزارش داد و اضافه کرد: اگر «جاریة بن قدامه‏»را براى مبارزه با ابن حضرمى بفرستید بجاست، زیرا او با بصیرت و در میان بستگانش با نفوذ و نسبت‏ به دشمنان امام(ع) جدى است. امام(ع) او را خواست و به بصره فرستاد. جاریة بن قدامه بالاخره ابن حضرمى را در خانه‏ اى محاصره کرد و کارش‏ را تمام ساخت و جریان را به امام(ع) گزارش داد (شرح ابن ابى الحدید، جلد ۴ ، صفحه ۳۴-۵۲) و نیز گفته شده که این سخن را امام (ع) در صفین هنگامى که مردم براى‏ صلح آماده شده بودند فرموده است. (مستدرک و مدارک نهج البلاغه، صفحه‏ ۲۴۳)


امام علی(ع) کار را فقط برای رضای خدا و بر طبق تکلیف الهی و اسلامی و بدون هیچ انگیزه شخصی و نفسانی و امثال اینها انجام می داد. امیرالمؤمنین(ع) این اخلاص را از دوران کودکی و نوجوانی که اسلام را از پیامبر(ص) قبول کرد و سختیهای آنرا به جان خرید، نشان داد. او برای خدا از آسایش محترمانه یک اشراف زاده قریشی صرف نظر کرد و در طول سیزده سال، مبارزات خود را در کنار پیامبر(ص) ادامه داد، و بعد هم ماجرای خوابیدن آن بزرگوار در جای پیامبر در شبی که رسول اکرم(ص) از مکه به طرف مدینه هجرت کردند. این خوابیدن امیرالمؤمنین(ع) در جای پیامبر(ص)، از جمله کارهایی است که اگر کسی تدبر کند، در می یابد که بزرگ‌ترین فداکاری است که یک انسان می تواند از خود نشان بدهد؛ یعنی به طور قاطع تسلیم مرگ شدن. شب تاریک، دشمن مسلح و خشمگین و آماده در پشت دیوارها و عازم بر قتل پیامبر(ص) که در این بستر باید خوابیده باشد. امیرالمؤمنین(ع) آن شب به پیامبر(ص) عرض کرد که اگر من در جای تو بخوابم، تو به سلامت خواهی جست؟ فرمود: بله!، عرض کرد: پس می خوابم.


کسانی مانند آن نویسنده مسیحی که از دین ما خارج هستند و با رؤیت اسلامی و شیعی به امیرالمؤمنین(ع) نگاه نمی کنند، می گویند که این کار امیرالمؤمنین فقط قابل مقایسه با کار سقراط است که برای مصلحت جامعه، به دست خود جام زهر را نوشید؛ یعنی یک فداکاری قطعی. اخلاص، تنها چیزی بود که در آن شب حاکم بود. کسانی که در چنین مواردی به فکر خودشان باشند، در فکر این هستند که از موقعیت استفاده کنند؛ اما او در همین لحظه به فکر نجات جان پیامبر(ص) است.


فقط رضای الهی

 

در جنگ‌های پیامبر(ص)، دراحد آن وقتی که همه به جز اندکی رفتند و امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر(ص) دفاع کرد، در خندق آن وقتی که همه از مبارزه ی با عمر و بن عبدود سرپیچیدند و آن حضرت مکرر داوطلب شد، در قضیه خیبر، در قضیه آیات برائت، بعد از رحلت پیامبر(ص)، در ماجرای انتخاب جانشین برای پیامبر(ص) در سقیفه، در شورای تشکیل شده بعد از درگذشت خلیفه دوم، در همه این موارد امیرالمؤمنین(ع) فقط و فقط رضای الهی را در نظر گرفت و خالصاً لله آن چیزی را که به نفع اسلام و مسلمین بود، انتخاب کرد و «خود» را دخالتی نداد. در وقتی که خلافت را قبول کرد، در بیست و پنج سالی که از خلافت دور ماند، در همکاریش با خلفا، در کارش برای اسلام در حضورش در میدان جهاد و کار و مبارزه و خدمت به نظام اسلامی در تعلیم مردم، در تربیت و تزکیه انسانهای جامعه و بعد در دوره خلافتش در برخورد با جناحهای مختلف که هر کدام شعاری داشتند و دارای خصوصیتی بودند و در همه موارد دیگر، علی بن ابیطالب، همان علی بن ابیطالبی است که خدا می پسندد و رسول خدا انتخاب می کند و بر می گزیند؛ بنده خالص خدا. این، آن چیزی است که من و شما باید رشحه ای از آن را در عمل و زندگی خود از علی بن ابیطالب(ع) بیاموزیم و عمل کنیم. در آن روز، این باعث پیشرفت اسلام شد و همین است که اگر یک قطره از آن در وجود انسانی باشد، او را به موجودی مفید برای اسلام و مسلمین تبدیل می کند.


 




درسی از اخلاص حضرت

 

ما در دوران انقلاب بزرگ اسلامی، آن اخلاص را بالمعاینه در زندگی مردممان مشاهده کردیم و شد آنچه شد. امام بزرگوار ما مظهر این اخلاص بود و کرد آنچه کرد. او دنیا را در مقابل اسلام خاضع و خاشع کرد و دشمنان اسلام را به عقب نشینی وادار نمود. امروز هم آحاد ملت ایران، زن و مرد ملت، اقشار مختلف، مخصوصاً مسئولان ـ خصوصاً هر چه مسئولیت‌ها بالاتر برود ـ محتاج همین اخلاص هستیم، تا این بار را به سرمنزل برسانیم.


طبق نقل در نهج البلاغه، امیرالمؤمنین فرمود: «و لقد کنّا مع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نقتل ابائنا و اخواننا و اعمامنا لا یزیدنا ذلک الا ایمانا و تسلیما و مضیّا علی اللقم و صبرا علی مضض الألم: خالصانه و مخلصانه با کسان و نزدیکان خود می ایستادیم و برای خدا مبارزه می کردیم. «فلمّا رأی الله صدقنا انزل بعدوّنا الکبت و انزل علینا النّصر» وقتی در راه خدا با اخلاص و صادقانه عمل کردیم و خدای متعال این را از ما دید، دشمن ما را سرکوب کرد و ما را پیروز نمود. بعد می فرماید: اگر این طور نبود، این کارها انجام نمی شد: ـ ما قام للدّین عمود و لا اخضرّ للایمان عود» یک شاخه ایمان سبز نمی شد و یک پایه دین بر سر پا نمی ماند. به برکت اخلاص و صدق آن مسلمین، این پیشرفت‌ها انجام شد و جامعه اسلامی پدید آمد. تمدن اسلامی و این حرکت عظیم تاریخی امروز هم همان است و ملت ما و مسلمانان در همه عالم و امروز ملت عراق و پیشروان آن ملت و نیز دیگر مردمی که در هر گوشه دنیا بنام اسلام سخن می‌گویند، باید این درس را از علی بن ابیطالب(ع) فرا بگیرند.*


منبع: شخصیت و سیره معصومین(ع) در نگاه رهبر انقلاب اسلامی (جلد ۷)

مطالب مرتبط :
  1. وحشت دشمنان از تمدن جدید اسلامی باعث گسترش اسلام‌هراسی است/ شکل‌گیری جنگ سرد نوین فرهنگی
  2. قدرشناسی کاندیدای پیروز از سایر رقبا از اخلاق انتخاباتی پس از پیروزی است
  3. پیشینه اصل امامت در اسلام و تشیع/ اوج و شکوفایی امامت در ظهور امام زمان (عج)
  4. آداب و سنن روزه و ماه مبارک رمضان/ نهی از صوم وصال در اسلام
  5. متعلقات و درجات ایمان/ راه تعمیق ایمان چیست

پارک علم و فناوری قم

zohur