۵ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، در ارتباط با “ناسازگاری” باید گفت که کلیه ویژگی های ناسازگارانه همسران، ثابت و پایدار و ذاتی نیست، بلکه اکثرا اکتسابی است. اغلب این رفتارها بر اثر مشاهده یاد گرفته شده و گاهی نیز به واسطه ی نبودن آموزش، به طور خود به خود در فرد شکل می گیرد. شخص همان گونه که چنین رفتارهای مخرب و آسیب زننده ای را یاد گرفته، همین طور هم می تواند یاد بگیرد که رفتارهای سالم تر و سازنده ای را جانشین آنها نماید.


یکی راه اصلاح ناسازگاری آن است که از به کار بردن کلمات، القاب و عناوینی هم چون بیمار، روانی و ناسارگار در مورد همسر خودداری شود. چنانچه در مواردی نیز با ناسازگاری همسر مواجه شدیم، باید فقط در ارتباط با همان رفتار و مشکل به وجود آمده صحبت نمود. ولی از کلمات و القاب فوق، حتی اگر همسری چنین ویژگی هایی را دارا باشد، بایستی خودداری کرد، زیرا کاربرد چنین کلمات و عناوینی آسیب موجود را بدتر و اوضاع و شرایط ارتباطی میان همسران را حادتر از پیش می نماید.


به عنوان مثال، چنانچه همسر ناسازگار بیش از اندازه وابسته به والدینش است و اجازه می دهد که آنها در زندگی شخصی اش مداخله نمایند، نبایستی به همسر گفت که”تو مثل یک بچه هنوز به نحوی بیمارگونه وابسته به پدر و مادر و خانواده ات هستی” بلکه می توان از عبارت های کلی تر در همان موضوع مورد بحث استفاده نمود. اتکای بیش از حد والدین و دخالت دادن آنها در زمینه ها و اموری که توسط خودمان و یا با کمک یک متخصص قابل برطرف شدن است،غیر از گسترده نمودن و به بیراهه کشاندن مشکلات خودمان و آنها، پیامد دیگری در بر ندارد.


حتی الا مکان باید سعی شود از کاربرد کلماتی که بار عاطفی خاص و گاهی بار منفی داشته و احساس هایی توام با حقارت و بیماری از آن استنباط می شود، خودداری شود. زیرا چنین افرادی به اندازه کافی آسیب خورده اند و با به کار بردن کلمات و عناوینی که بار منفی دارند، نبایستی آسیب بیشتری به آنها وارد نمود.


ناسازگار بودن یک همسر نیز امری ثابت نیست. حتی گاهی اوقات سالم ترین افراد، گرایش هایی از رفتارهای ناسازگارانه در زندگی مشترک پیدامی کنند. یا گاهی اوقات تحت تاثیر فشارهای خاصی درزندگی دچار ناهماهنگی و ناسازگاری در رفتارشان نسبت به خانواده و همسر می شوند. ولی نکته مهم مقدار و شدت این رفتارها است که نقش تعیین کننده در تشخیص آسیب و بیمار گونه بودن آنها دارد. بنابراین همسری را که هر از چندی رفتاری آسیب خورده از خود نشان می دهد، جزو همسران ناسازگار محسوب نمودن،عمل چندان صحیحی نخواهد بود.


تشخیص سالم یا ناسالم بودن افراد از نظر رفتاری را بایستی به افراد واجد صلاحیت واگذار نمود. افرادی که تحصیلات دانشگاهی مرتبط، تجربه و تخصص کافی دارند و می توانند در تشخیص رفتار سالم و ناسالم و یا بیمار و غیر بیمار بودن فرد اظهار نظر نمایند.                      


باید یادآور شد که با وجود بد ذات و بد طینت نبودن همسر ناسازگار و با وجود این که فردی آسیب خورده است و در واقع او قربانی فقر آموزش، فقر الگوی مناسب و سالم رفتاری و از طرفی دیگر او فردی مستضعف و قربانی فقر توانایی های شناختی و رفتاری خود شده است، چنانچه اقدامی توسط وی با همسر جهت تغییر رفتار انجام نشود و سالیان و دهه هایی از چنین رفتار هایی بگذرد، این رفتارهای ناسازگارانه و بیمار گونه جزیی از ذات و سرشت وی می شود که نه تنها تغییر، بهبود و درمان آن کار چندان راحتی نخواهد بود. بلکه گاهی غیر قابل تغییر شده و راه بازگشت و تغییری برای آنها وجود نخواهد داشت و یک عمر خود شخص، همسر و فرزندان و افرادی که با وی در تماس و ارتباط هستند،آسیب دیده و آزار خواهند کشید و از ماهیت انسانی خویش خارج خواهند شد.

مطالب مرتبط :
  1. مشکلات همسر ناسازگار و راه درمان آن/ ناسازگاری یک نوع بیماری است
  2. ویژگی های همسر ناسازگار؛ از ناهنجاری شخصیتی تا ناتوانی در برقراری ارتباط
  3. آسیب های پنهان کاری در خانواده/ چرا باید شفاف زندگی کنیم
  4. نگاهی کوتاه به زندگی حضرت زینب(س)/ القاب قرة عین مرتضی

پارک علم و فناوری قم

zohur