۲۲ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، منطق قرآن کریم درباره دنیا و منع حصر علایق به دنیا و مادیات به سبب نوع نگرش درباره جهان و انسان است. قرآن کریم وجود را منحصر به نشئه مادی و دنیوی نمی داند و ضمن اشاره به عظمت این دنیا در درجه ای که هست، به نشئه دیگر که بسی عظیم تر و وسیع تر است قائل است و نشئه دنیا را در برابر آخرت چیزی به شمار نمی آورد. 


قرآن مجید تاکید دارد که زندگانی انسان منحصر به نشئه دنیا نیست، در نشئه آخرت هم حیاتی دارد. پس قهرا انسان در نظر قرآن با اینکه از میوه های درخت همین دنیاست دامنه وجود و حیاتش تا ماورای دنیا هم گسترده شده است و بالطبع این انسان با این اهمیت نباید هدف نهایی خود را دنیا و مادیات قرار دهد و خود را به دنیا بفروشد. حضرت علی(ع) درنهج البلاغه خطبه ۳۲ می فرماید: بد معامله ای است که خود را به دنیا بفروشی.


پس همان طوری که یک فصل از فصول جهان بینی و فلسفه قرآنی یعنی فصل توحید اجازه نمی دهد که ما با چشم بدبینی به دنیا و جهان محسوس نگاه کنیم یک فصل دیگر از فصول جهان شناسی و فلسفه قرآنی ایجاب می کند که هدف اعلی و غایت آمال انسان بالاتر از دنیا و مادیات باشد و آن فصل فصل معاد و انسان است.


گذشته از اینها یک فصل دیگرهم در اسلام هست که آن نیز ایجاب می کند که از اهمیت دادن به مادیات کاسته شود و آن فصل تربیت و اخلاق است. این قسمت را سایر مکاتب تربیتی هم قبول دارند که برای تربیت اجتماعی بشر و برای آمادگی بشر برای زندگی اجتماعی کاری باید کرد که افراد هدف و ایده آل معنوی داشته باشند و به مادیات حرص نورزند.


آتش حرص و طمع هر اندازه تیزتر بشود نه تنها موجب عمران و آبادی اجتماع که نمی شود بلکه موجب خرابی و ویرانی اجتماع هم می گردد. از نظر سعادت یک فرد هم هر چند نباید افراط کرد و مانند برخی از فلاسفه گفت که سعادت و خوشی در ترک همه چیز است، اما بدون شک طبع مستغنی و بی اعتنا یکی از شرایط اولیه سعادت است.


انسان یک سلسله عواطف و دلبستگی های طبیعی به اشیا دارد که اینها بر اساس حکمتهایی در انسان آفریده شده و همه انبیا و اولیا از این گونه عواطف بهرهمند بوده اند و خداوند را بر آنها شکر می کرده اند و اینها نه قطع شدنی است و نه فرضا قطع شدنی باشد خوب است که قطع شود. اما انسان ظرفیت دیگری دارد ماورای این میل ها و عواطف و آن ظرفیت کمال مطلوب و ایده آل داشتن است. دنیا و مادیات نباید به صورت ایده آل و کمال مطلوب درآید. محبتی که مذموم است این گونه محبت است. میل ها و عواطف یک نوع استعداد است در بشر و به منزله ابزارهایی برای زندگی هستند، اما استعداد کمال مطلوب داشتن استعداد خاصی است که از عمق انسانیت و جوهر انسانیت سرچشمه می گیرد و از مختصات انسان است.


پیامبران نیامده اند میلها و عواطف را از بین ببرند و سرچشمه آنها را بخشکانند، بلکه آنها آمده اند دنیا و مادیات را از صورت کمال مطلوب خارج نمایند و خدا و آخرت را به عنوان کمال مطلوب عرضه نمایند، و در حقیقت انبیا می خواهند نگذارند که دنیا و مادیات از جایگاه طبیعی خود یعنی مورد رغبت و میل و عاطفه بودن که جایگاه طبیعی است و نوعی پیوند طبیعی میان انسان و اشیا است خارج شده و نقل مکان دهد و در آن جایگاه مقدس که قلب نامیده می شود و هسته مرکزی وجود انسان است و ظرفیت انسانی اوست و کانون کشش او به سوی لایتناهی است، بنشیند و بالطبع مانع پرواز انسان به سوی کمال لایتناهی گردد.


اینکه در آیه ۴ سوره احزاب آمده “ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه؛ یعنی خداوند در اندرون کسی دو دل قرار نداده” به منظور این نیست که مردم یا باید به خدا علاقه داشته باشند یا به غیر خدا از زن و فرزند و مال و غیره. مقصود این است که مردم باید یک هدف اعلا و منتهای آرزو داشته باشند. دو چیزی که با هم جمع نمی شوند این است که منتهای آرزو خدا باشد یا مادیات دنیوی، و الا صرف علاقه به چند چیز در آن واحد خیلی واضح است که میسر است.

مطالب مرتبط :
  1. وابستگی معاد به حقیقت انسان/ مثال های قرآن درباره معاد
  2. حقیقت انسان از دید قرآن/ پس از مرگ چیزی از حقیقت انسان در زمین نمی ماند
  3. ابعاد ادراکی و گرایشی انسان/ راز یک حدیث از امام علی درباره دیدن خداوند
  4. انسان؛ موجود دو کانونی/ کیفیت رابطه عقل و دل
  5. رابطه اخلاق با عبادت/ چگونه تمام زندگی انسان خدایی می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur