۱ مرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، قرآن کریم تاکید دارد که اگر آبادیها دارای تقوا باشند، برکات آسمان و زمین بر آنها فرستاده می شود. اما مقصود از آبهادیها و اجتماع که تقوایش موجب نزول برکات و فسادش موجب نزول عذاب ها و گرفتاری ها می شود چیست؟. علامه طباطبایی تاکید دارد که مقصود، جامعه بزرگ انسانی است.


وی در بیان آیاتی که مربوط به پاداش و کیفر اعمال است، می فرماید حوادثی که در عالم اتفاق می افتد، تا حدودی تابع اعمال انسانهاست، اگر نوع انسان در مسیر اطاعت خدا حرکت کند و راهی را که مرضی اوست، بپیماید، به دنبالش خیرات از طرف خدا فرود می آید و درهای برکت گشوده می شود و انحراف این نوع از راه بندگی و فرو رفتن در گمراهی و پلید شدن نیتها و زشتی اعمال موجب پدید آمدن فساد در خشکی و دریا، تمام روی زمین و نابودی امت ها و زوال امنیت و بروز جنگ ها و سایر شروری است که به انسان و اعمال او بر می گردد و نیز موجب ظهور مصائب و حوادث طبیعی مثل سیل، زلزله، صاعقه و طوفان و امثال اینها می شود.


نظر دیگر این است که مقصود از اهل آبادیها، نوع انسان نیست، زیرا آیه ای که مورد اشاره علامه طباطبایی است دلالت دارد بر اینکه مقصود از اهل قریه، جامعه بزرگ انسانی نیست. توضیح اینکه آیه “ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس لنذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون” به واسطه دستآوردهای انسان، فساد در دریا و خشکی ظاهر گشته و ما نتیجه بعضی از اعمال را به آنها می چشانیم تا بر گردند دلالت دارد بر اینکه خدا کیفر فساد را در همین دنیا تا اندازه ای به انسان می چشاند تا از فساد دست بر دارد و در مسیر مستقیم قرار گیرد. اگر مقصود از ناس درآیه، نوع انسان باشد، معنای آیه چنین است؛کیفر اعمال نوع انسانی به نوع انسان می رسد،نه فقط به جامعه گنهکار.


در این صورت اگر انسانهای مغرب زمین گناه کنند و انسانهای شرق کیفر ببینند،کیفر گناه نوع انسان به نوع رسیده است، در حالی که این کیفر هیچگاه موجب نمی شود که انسانهای غرب از کجروی بر گردند و این معنا با ظاهرآیه سازگار نیست. خلاصه اینکه ظاهر آیه این است که ما گنهکاران را کیفر می دهیم تا بر گردند. بنابر این،باید در فهم معنای قریه و جامعه در آیات، به عرف مراجعه کرد و عرف مردم، کسانی را که در یک فضا زندگی می کنند که باران هنگام بارش معمولا بر آنها می بارد و تقریبا افق یکسان دارند و از یک آب و هوا بهره مندند،یک جامعه می داند. شاهد دیگر برای این نظرهمان آیاتی است که درباره عذاب اقوام پیشین بیان شده است.


آیا نزول عذاب بر جامعه در صورتی است که تمامی افراد اهل فسق و فجور باشند یا اگر در میان آنها نیکان هم باشند،باز هم عذاب فرود می آید؟ در صورت دوم، آیا نیکوکاران نیز گرفتار عذاب الهی می شوند یا نجات پیدا می کنند؟بدون تردید قهر خدا بر بدکاران، توقف ندارد بر اینکه همه افراد جامعه طغیانگر و معصیت کار باشند. آنچه ازآیات قرآن در مورد کیفر امتهای پیشین یادآوری شد،صریح در این است که در میان آنها عده ای صالح بودن و خود پیامبران هم در کنار آن مردم بودند. مفاد آن آیات این بود که تبهکاران به کیفر خویش رسیدند و متقیان نجات یافتند.


بنی اسرائیل هنگام نزول عذاب سه دسته بودند؛ گروهی صالح و ناهی از منکر بودند. گروه دوم تبهکار و عصیانگر بودند و گروه سوم گرچه تبهکار و طغیانگر نبودند،لکن ناهی از منکر نیز نبودند و به اصطلاح بی تفاوت بودند. وقتی عذاب فرود آمد، تنها گروه اول نجات یافتند و دو گروه دیگر گرفتار شدند.


ازآنجا که جهانی که ما در آن زندگی می کنیم،جهان ماده و طبیعت است و قوانین حاکم برآن، حاکم بر جمع است، نه بر فرد، آثار اعمال هم علاوه برآنکه به صاحبش بر می گردد بر دیگران هم اثر می گذارد. در عالم آخرت، انسان هم با عملش محشور می شود و هیچگونه رابطه ای بین اعمال انسانها وجود ندارد. خیر و شر هر عملی در آخرت به صاحب عمل می رسد. قرآن کریم و روایات اهل عصمت مشحون از این حقیقت است، اما دنیا عالم ماده است و انسانهایی در یک مکان و یک زمان زندگی می کنند و سرایت اعمال یک فرد به دیگران قهری است، برخی از آثار گناه و فساد افراد یک جامعه، دیگران را نیز در این دنیا می سوزاند.


این مطلب هم شاهد قرآنی و روایی دارد و هم تجربه بشری آن را اثبات کرده است. وقتی تبهکاری جمعیتی موجب شد که خدا بارانش را منع کند و خشکسالی به وجود آید یا موجب شد ناامنی و وحشت در جامعه ای ایجاد شود و نظام اجتماعی فرو پاشیدگی پیدا کند. دودش به چشم همه افراد جامعه می رود


از این روست که قرآن کریم در سوره انفال آیه ۲۵ می فرماید؛ “ای اهل ایمان! بر حذر باشید از فتنه و عذابی که تنها به ستمگران نمی رسد و بدانید که عذاب خدا شدید است”. آیه شریفه به طور واضح بیان می کند که یک سلسله فتنه ها و آشوب ها رخ می دهد که تر و خشک با هم می سوزند. بنابراین مومنان باید تلاش خود را مبذول دارند و از طریق امر به معروف و نهی از منکراز و قوع این مصیبت جمعی جلوگیری کنند.در روایات امر به معروف و نهی از منکر آمده است که جامعه به منزله یک کشتی است که اگر گوشه ای از آن سوراخ شود کشتی با همه مسافران و سرنشینانش غرق می شود.

مطالب مرتبط :
  1. امر به معروف و نهی از منکر با حریم شخصی افراد در تضاد نیست
  2. نگاه غرب به جامعه حداقلی است/ افراد در جامعه اسلامی مانند اعضای یک خانواده هستند
  3. کارگاه «معنای آئینهای ادیان (بودایی، زرتشتی، یهودیت، مسیحیت، اسلام) در ارتباط با مرگ» برگزار می شود
  4. عرضه چاپ بیست ویکم تاریخ جامعه ادیان در نمایشگاه قرآن
  5. اخلاق سیاسی مورد نظر اسلام/ جامعه­‌ای غیراخلاقی می­ شود که شفاف نباشد

پارک علم و فناوری قم

zohur