۱۹ آبان ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، والدینی که صاحب چند فرزند هستند گاهی از خواسته های فرزندانشان و درگیری های بین آنها به ستوه می آیند و آرزو می کنند که ای کاش سیستم خانوادگی ساده تری داشتند. آنها پیش خود می گویند اگر فقط یک بچه داشتیم زندگی خیلی ساده تر بود، اما لزوما این طور نیست.


کار والدینی که فقط یک فرزند دارند کار پر مشقتی است. بچه آنها؛ بچه اول و بچه آخر است. یعنی تنها فرصتی که برای مادری یا پدری کردن دارند و دلشان می خواهد که کارشان را درست انجام بدهند. اگر والدین فقط یک بچه داشتند مشغولیت ذهنی و وابستگی آنها به او افزایش می یابد. والدین و بچه به شدت با هم هماهنگ می شوند و رابطه بین آنها از حساسیت بالایی برخوردار می شود و ازآنجا که به هم خیلی نزدیک هستند، خوشحالی دیگران و خوشایند بودن رفتارشان برای آنها مهم می شود. اغلب وقتی یکی ازآنها آشفته یا ناراحت می شود دیگری نیز از لحاظ عاطفی پریشان می گردد.


وقتی رابطه بین والدین و تک فرزند تا این حد شدید می شود اغلب انتظاراتشان از رفتارها و دستاوردهای فرزندشان مبالغه آمیز می شود. والدین صادقانه تلاش می کنند که بهترین چیزها را در اختیار فرزندشان قرار دهند و فرزند متقابلا احساس می کند شدیدا مدیون است که به بهترین وجه تلاش کند. آنها به هم بسیار مقید می شوند. فرزند تحت توجهات شدید والدین خود رشد می کند و می بالد. رفتار والدین با فرزند طوری می شود که انگار او مهمترین موجود دنیاست. فرزند از این وضعیت لذت می برد و به نوبه خود با والدین طوری رفتار می کند که انگار آنها نیز مهمترین آدم های دنیای او هستند.


تعریف خود

بیشتر تک فرزندان تعریف خوبی از خود دارند. بچه های اول خانواده که تا مدتی تک فرزند هستند از این قائده مستثنی نیستند. تک فرزندان در خانواده تشویق می شوند که خودشان را نشان داده و تواناییهایشان را پرورش دهند. خانواده از نزدیک به علایق و استعدادهای تک فرزندان توجه می کند و آنها را به خوبی پرورش می دهد. تک فرزندان، برای تلاش خود تشویق می شوند و برای دستاوردهایشان پاداش می گیرند. آنها آن قدر از والدین خود توجه و حمایت دریافت می کنند که ممکن است بیش از حد از خود مطمئن شده و برای خود اهمیت قائل شوند. بسیاری از تک فرزندان فقط به خودشان فکر می کنند و در روابطشان با دیگران چنان رفتار می کنند که گویی اهمیت خودشان از همه بیشتر است. اگر چنین وضعیتی پیش بیاید، باید به آنها کمک کرد تا یاد بگیرند به نیازهای معتبر دیگران نیز احترام بگذارند.


اجتماعی شدن

وقتی بچه دیگری در خانواده وجود ندارد، تک فرزند اکثر اوقات خود را با افرادی که در خانواده حضور دارند پدر و مادر می گذارند. او که هنگام اجتماعی شدن به همنشینی و گفت و گو با افراد بزرگتر از خود عادت می کند، با همین دو فرد بزرگسال مهم، همانند سازی می کند. تک فرزندان با بزرگسالان بهتر کنار می آیند تا با بچه های هم سن و سال خودشان، چون با تعامل با والدین و دایره اجتماعی آنها عادت کرده اند. به همین دلیل باید به تک فرزندان کمک کرد تا بتوانند به سمت بچه های هم سن و سال خود بروند و با آنها دوست شوند.


تک فرزندان اغلب به طور زودرس مهارت های رفتاری بزرگسالان را می آموزند. چرا که وقتی مشابه بزرگسالان رفتارمی کنند تشویق می شوند. آنها ممکن است به راحتی نتوانند به قدرت بزرگسالان تن بدهند، چون یاد گرفته اند که با آنها مانند افراد برابر با خودشان رفتار کنند. اگر چنین پیامدهایی حاصل شد، باید به تک فرزند کمک کنید تا به جای اینکه قدرت بزرگسالان را زیر سوال ببرد، از افراد صاحب قدرتی مانند معلم های مدرسه اش، اجابت کند.


استانداردها

تک فرزندان، موقعیت خود را با والدین خویش برابر می دانند و فرض می کنند که با افراد بزرگسال برابر هستند. استانداردی که این بچه ها برای کفایت ها و دستاوردهای خود قائل می شوند. در این روند با استانداردهای بزرگسالان برابری می کند. ولی آنها بزرگسال نیستند بچه اند و انتظارات بزرگسالانه ای که به خود تحمیل می کنند، برایشان فشاری غیر واقع گرایانه ایجاد می کند. بچه ها بر اثر این فشارها دچار مسائلی می شوند که به سختی می توانند فشار آنها را تحمیل کنند. این تک فرزندان به زودی دچار ناکامی می شوند، کمال گرا می شوند، صبر خود را از دست می دهند با نگاهی انتقادآمیز به خود می نگرند و اگر شکست بخورند اشتباه کنند و یا در برابر اهداف خود کم بیاورند به شدت به خودشان سخت می گیرند اگر تک فرزند خانواده دچار چنین تنش هایی شود، باید به او کمک کرد تا استانداردهایی مطابق سنش برای خود تعیین کند.


در نتیجه می توان گفت که تک فرزندان که خواهر یا برادر ندارند عادت می کنند که تنها بازی کنند و به همین دلیل برایش سخت است که شراکت با هم سن و سالهای خود را بیاموزد. او به هنگام بازی احساس می کند که نسبت به دوستان خود مستحق حقوق بیشتری است.باید به او کمک کنیم تا یاد بگیرد که دوستی بدون شراکت نمی شود.

مطالب مرتبط :
  1. مسئولیت والدین در آموزش مسائل حساس به فرزندان/ آسیب های پنهانکاری در خانواده ها
  2. اهمیت قضاوت کودکان درباره خود/ والدین در احساس مثبت فرزند خود موثرند
  3. مسئولیت والدین در افزایش اعتماد به نفس فرزندان/ "نه گفتن" را فرزند خود آموزش دهید
  4. طلاق پدر و مادر فرزند را تباه می کند/ خانواده آشیانه امن فرزندان است
  5. چگونه با مطالبات فرزند نوجوان خود برخورد کنیم/ شکل گیری الگوی رفتاری در خانواده

پارک علم و فناوری قم

zohur