۱۵ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، از منظر قرآن توحید و شرک در زندگی انسان نقش اول را بر عهده دارد، زیرا اعمال و رفتار انسان، جلوه عقیده و اندیشه او است. اگر اندیشه او توحیدی گردد، اعمال او نیز صبغه توحیدی به خود می گیرد و اگر شرک در اندیشه و قلب او راه یابد، در اعمال او نیز متجلی می شود. مراتب توحید عبارتند از توحید “ذاتی” که مقصود از آن، این است که خدا یگانه و بی همتا و بی مانند است و به عبارت روشن تر، ذات خدا به گونه ای است که تعدد و کثرت بر نمی دارد و نمی توان در عالم خارج و ذهن برای او فرد دیگری تصور کرد.


قرآن و روایات به روشنی بر یگانگی و بی همتایی خدا و تعددناپذیری ذات مقدس او دلالت دارد. سوره توحید به صراحت بر یگانگی و وحدانیت خدا تاکید دارد. امیرالمومنین علی(ع) در این باره می فرماید: او یکی است و برایش در میان موجودات، مانندی نیست.


بر اساس توحید صفاتی، خدا واجد همه صفات کمال است و عقل و وحی بر وجود این کمالات در ذات خدا دلالت می کنند. خداوند دانا، توانا، زنده، شنوا، بینا و…است. این صفات از نظر مفهوم با یکدیگر تفاوت دارند. آنچه ما از دانا می فهمیم غیر از آن چیزی است که از توانا می فهمیم. اما آیا این صفات همان گونه که در مفهوم متفاوتند در وجود خارجی، یعنی در وجود خدا نیز مغایرت دارند یا یک ذات است که هم دانا است و هم توانا؟ در پاسخ باید گفت از آنجا که مغایرت آنها در ذات خدا، ملازم با کثرت و ترکیب در ذات الهی است، صفات مزبور، در عین اختلاف مفهومی در مقام عینیت وحدت دارند. به تعبیر دیگر ذات خدا در عین بساطت، همه این کمالات را دارد و آن گونه نیست که بخشی از ذات خدا را علم، بخشی دیگر را قدرت و بخش سوم را حیات تشکیل دهد. ذات خدا تماما علم و تماما قدرت و تماما حیات و…است.


برای روشنی بیشتر می توان به این مثال متوسل شد؛ هر یک از ما، معلوم خدا و در عین حال مخلوق اوییم. درست است که مفهوم معلوم غیر از مفهوم مخلوق است، ولی در مقام تطبیق سراسر وجود ما معلوم و همچنین مخلوق خدا است، نه اینکه بخشی از ذات ما، معلوم خدا و بخش دیگر مخلوق او است. بنابراین، در مقام مصداق، هر یک عین دیگری و در مجموع عین ذات ما است.


صفات ذاتی خدا در عین قدیم و ازلی بودن عین ذات اویند. از این رو عقیده کسانی که صفات خدا را ازلی و قدیم، ولی زاید بر ذات می دانند،درست نیست، زیرا این نظریه در حقیقت از تشبیه صفات خدا به انسان سرچشمه گرفته است و از آنجا که صفات انسان، زاید برذات اویند، تصور شده است که در خدا نیز چنین است، حال آنکه خدا به هیچ چیز مانند و شبیه نیست.


توحید در خالقیت نیز به این معناست که در عالم، آفریدگار و خالقی جز خدا وجود ندارد و هر موجودی که لباس هستی پوشیده مخلوق وآفریده او است. قرآن و عقل آدمی نیز توحید در خالقیت گواهی می دهند. قرآن در این باره در آیه ۱۶ سوره رعد می فرماید؛ بگو؛خدا خالق همه چیز است و او است یکتا و پیروز.


از این آیه بر می آید که خدا، آفریینده هر چیزی است که لباس هستی به تن کند. همچنین علاوه بر وحی، عقل نیز بر توحید در خالقیت گواهی می دهد، زیرا خدا واجب الوجود است و همه اشیا غیر از خدا ممکن و نیازمند است و تبعا وجود آنها از خدا است. البته، توحید در خالقیت به معنای نفی اصل علیت در نظام هستی نیست، زیرا وجود علت و نیزعلیت اشیا از مظاهرا راده خدا به شمار می روند. خدا است که به خورشید و ماه گرمی و درخشندگی عنایت کرده است و هر گاه بخواهد این ویژگی را از آنها می گیرد. از این رو آفریدگاری یکتا و بی همتا است. قرآن نیز نظام علیت را در عالم تایید می کند؛ خدا همان کسی است که بادها را می فرستد تا ابرهایی را به حرکت در آورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه که بخواهد می گستراند و متراکم می سازد.


توحید در ربوبیت به معنای آن است که تنها خدا در اداره و تدبیر و کارگردانی جهان و انسان موثر است. توحید در ربوبیت دو جلوه دارد؛ تدبیر تکوینی و تدبیر تشریعی. مقصود از تدبیر تکوینی،کارگردانی جهان آفرینش است. بدین معنا که اداره جهان هستی، همانند ایجاد و احداث آن فعل خداوند یکتا است


توحید در تشریع به این معناست که قانون گذاری و تشریع فقط ویژه خدا است، زیرا کسی که می تواند زمام امور زندگی بندگان خدا را به دست گیرد، جز خدا نیست. انسان خواهان زندگی اجتماعی است و هر اجتماعی نیازمند قانون است . قانون گذار باید دو ویژگی داشته باشد؛ اول، انسان شناس باشد یعنی به همه رموز و اسرار جسمی و روانی انسان به طور دقیق آگاه باشد. نسخه پزشک در صورتی دقیق و کامل است که وی از اوضاع و احوال بیمار کاملا آگاه باشد و نسخه را مطابق وضع مزاج بیمار و شرایط روحی او تجویز کند. انسان شناسی کامل تر از خدا وجود ندارد، زیرا هیچ کس آگاه تر از سارنده و خالق انسان به انسان نیست. دوم، از هر نوع سودجویی پیراسته باشد، زیرا قانون گذار ممکن است تحت تاثیر منافع شخصی،گروهی و قبیله ای و حزبی قانون وضع نمایند.تنها خداست که عاری از این خصیصه است.


توحید در اطاعت به این معنا است که تنها خدا را باید اطاعت کرد، انسان باید سخن او را بشنود و عمل کند. جهان هستی از جمله انسان و همه توانایی هایش وابسته به خدا و از آن اویند و از این رو،تنها او شایسته اطاعت است. بدین دلیل که قرآن در آیه ۱۶ سوره تغابن تنها اطاعت خدا را توصیه می کند؛ پس تا می توانید از مخالفت خدا بپرهیزید و به سخن او گوش فرا دهید و از فرمانش اطاعت کنید و انفاق کنید که برای شما بهتر است.

مطالب مرتبط :
  1. مراتب علم خداوند متعال/ فواید توجه به علیم بودن خالق
  2. عقل از منظر اندیشمندان مسلمان/ ماهیت اختلافات درباره عقل
  3. رونمایی از کتاب«از خدا بپرس» در نمایشگاه قرآن/ بررسی موضوعی ۶۲۳۶ آیه قرآن
  4. انواع مشارکت از منظر شروع و شکل گیری/ مشارکت اصیل چیست
  5. مسجد اولین نهاد اجتماعى و سازمانى در تاریخ تمدن اسلامى است/ ارتباط مسجد، قرآن و انسان

پارک علم و فناوری قم

zohur