۲۲ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


دکتر سید یحیی یثربی استاد بازنشسته دانشگاه طی یادداشت هایی نکته ­های ضروری و قابل توجه برای مسئولان و مردم در­باره­ انتخابات یادآور شده است.


-غفلت از تاسیس احزاب


تنها راه رهایی از آشفتگی­ های اجتماعی و سیاسی، آن است که هرچه زودتر به سامان‌دهی دو حزب جدی در جامعه اصرار ورزیم. در این اصرار سه طرف گفتگو خواهیم داشت:


– یکی، دولت و افراد حاکم که باید با استدلال و منطق قانع شوند که شرایط موجود از جهات مختلف به سود کشور نیست. لذا ما نیز باید تجربه کشورهای پیشرفته را نادیده نگرفته با ایجاد حزب‌های با محتوا و جدی به موضوع تدبیر امور کشور و انتقال قدرت سامان بخشیم.


– دوم، مردم جامعه به خصوص افراد تحصیل‌کرده که آنان را نیز از طریق رسانه‌ها با ضرورت و اهمیت موضوع آشنا سازیم. اهمیت دخالت جدی و علمی هر شهروندی را در سرنوشت جامعه‌اش بطور مستمر توضیح دهیم.


– سوم، اپوزیسیون را متوجه این نکته سازیم که به هرحال با درگیری‌ها و نالایق و خائن خواندن دست‌اندرکاران جامعه، نه تنها کاری را از پیش نمی‌برند، بلکه بر مشکلات جامعه نیز می‌افزایند.


باید مدت‌ها با دقت و حوصله، به هر سه مخاطب یاد شده، با دلایل و شواهد عینی و روشن نشان دهیم و ثابت کنیم که ما نیز می‌توانیم مانند جوامع پیشرفته، به جای تقسیم مردم کشور به مخالف و موافق، حق و باطل، خائن و خادم، اقتدارگرا و آزادیخواه، وطن پرست و غربزده و ده‌ها عنوان ادعایی و خلق‌الساعه دیگر! و نیز به جای کوشش مستمر در جهت حذف و تحقیر یکدیگر؛ دست در دست هم نهاده در یک رقابت سالم و علمی، در جهت اعتلای کشور و رفاه و سربلندی مردم‌مان با تمام توان بکوشیم تا آینده سرزمین‌مان را برای نسل‌های بعدی سرشار از امنیت، آسایش و سربلندی سازیم.


مسؤولیت گفتگو با این سه گروه به عهده اندیشمندان جامعه است. اگر اندیشمندان کشور با حفظ استقلال حریم دانش و پژوهش، درصدد ایجاد تحول در جامعه باشند، تردیدی‌ نیست که در فاصله زمانی کوتاهی- با توجه به شرایط شهرنشینی، نرخ بالای ‌باسوادی و سرعت و سهولت دست‌یابی مردم به اطلاعات – می‌توانند تعاون را جانشین تنازع و عقیده و فهم را جانشین عقده و تعصب سازند. در نتیجه، فکر و فرهنگ ما نیز از حالت تسخیری ‌جامعه، به حالت تدبیری آن تحول یابد.


این مسأله جای تردید نیست. بدون شک جامعه‌ ما اکنون از ظرفیت‌هایی برخوردار است که با زمان انقلاب مشروطیت تفاوت و فاصله زیادی دارد. برای نمونه، شرایط انتخابات امروزی با شرایط صدر مشروطیت، از زمین تا آسمان متفاوت است. نظام ارباب و رعیتی حدود چهل سال است که از بین رفته است و میزان اطلاعات و سواد مردم به کلی فرق کرده است و تقریباً افکار عمومی ‌ارزش رأی مردم را باور کرده است. باوری که تا سی سال پیش امکان نداشت.


از همه مهم‌تر این‌که، خوشبختانه در شرایط کنونی جهان، امکان دخالت قدرت‌های خارجی در سامان‌دهی قدرت و نظام سیاسی کشورهای جهان سوم بسیار کمتر شده است. اگرچه متأسفانه خام‌اندیشی و کاستی در ظرفیت سیاسی جامعه که عامل اصلی عقب‌ماندگی‌هاست، همچنان با تفاوت‌هایی در این کشورها ادامه دارد. هنوز هم در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در جهت پیدایش رابطه صحیح «ملت – دولت» اقداماتی سنجیده و ثمربخش انجام نمی‌پذیرد. و همچنان گرفتار چرخه‌ «دولت- اپوزیسیون» می‌باشند! و فرصت و امکانات خود را به زیان جامعه و به سود قدرت‌طلبان هر دو طرف (دولت، اپوزیسیون) تلف می‌کنند.


بی­ تردید می­ توان با یک برنامه­ ریزی ناشی از تحقیق و کارشناسی، از بی­ فرهنگی­ ها و بی­ نظمی­ ها پرهیز کرد. اختلافات غالبا از هوا و هوس و تلاش­های تسخیری سرچشمه می­ گیرند. اگر هدف تدبیر باشد، اختلاف به حداقل می­ رسد و می­ توان آن را نادیده گرفت. اگر زمینی به چند نفر تعلق گرفت یا چند نفر با هم شرکتی دایر کردند، کارشان که براساس خردورزی و کارشناسی باشد، اختلاف مهمی پیش نمی­ آید، اما اگر هدف، سوء استفاده و تعدّی و تسخیر باشد، اختلاف یک امر طبیعی و اجتناب ناپذیر است.


این نکته را حتی در اوایل تلاش برای ایجاد یک جامعه­ تدبیری تشخیص داده بودند. میرزا حسین­ خان سپهسالار می­ گوید:«در طریق عقل، اختلاف نیست.»[۱]  بنابراین اندیشمندان و متخصصان، اصول اساسی یک جامعه­ تدبیری را به اتفاق در برنامه قرار داده، همگی بر محور آن برنامه که به منزله­ تنه و متن است، تلاش می­ کنند. اما در روش اجرا و راه­های دست­یابی بهتر به اهداف آن تنه و متن، امکان دارد که پیشنهادهای مختلفی مطرح شود. این پیشنهادها را نیز در دو یا چند دست طبقه­ بندی کرده، اساس کار احزاب و گروه­های سیاسی قرار می­ دهند.


تاسیس احزاب عملا نتایج و آثار سودمندی خواهد داشت از جمله:


الف-کمک به رشد و تکامل برنامه


احزاب با تجزیه و تحلیل برنامه به مناسبت­های گوناگون و برای جلب حمایت و رای مردم و نیز با آزمون­های اجرایی و نقد و ارزیابی­­های متقابل از پیشنهادها و اعمال یکدیگر، زمینه­ رشد و تکامل متن و حاشیه­ برنامه را فراهم می­ سازند.


ب-­ رشد آگاهی مردم و پیوندشان با برنامه


چنان­که گفتیم احزاب هر یک به نوبه­ خود، به ناچار باید در مورد برنامه سخن گفته با تجزیه و تحلیل نظریه­ ها و  نقد و ارزیابی عملکردها و شرح میزان توفیق خودشان در اجرای متن و حاشیه، روزبه روز مردم را بیش­تر با برنامه آشنا کرده، خواسته­ های به حق مردم را شکل و سامان بخشند، تا به تدریج توده­ مردم بدانند که چه می­ خواهند و کدام هدف­ها رادنبال می­ کنند.


ج-مشخص شدن تعهدّات


با شکل گرفتن خواسته­ ها و مشخص شدن اهداف، قلمرو تعهدات دولتمردان نیز، از لحاظ متن برنامه و هم از لحاظ حاشیه، روشن و شفاف می­ گردد. در نتیجه هم آنان می­ دانند که باید چه بکنند و هم مردم می­ داند که از آنان چه می­ خواهند.


د- انتخاب مدیران شایسته


بدیهی است که هر حزبی برای جلب نظر مردم و به دست آوردن رضایت آنان، تلاش می­ کند تا از بهترین و شایسته­ ترین افراد در مدیریت­ها بهره­ گیرد و در تربیت چنین افرادی همت گمارد. در نتیجه نه افراد ناتوان جرئت داوطلب شدن را پیدا می­ کنند و نه مقامات به دلخواه خود و بر پایه­ وابستگی­های گوناگون می­ توانند افراد نالایق را به کار گیرند.


ﮬ-بروز شایستگی ها و ناشایستگی­ ها


 با توجه به این که عملکرد هر گروهی از طرف گروه مقابل، زیر ذرّه­ بین نقد و بررسی است و نیز با توجه به این­که هر حزبی عملکرد عوامل خود را دقیقا زیر نظر دارد، به آسانی می­ تواند میزان توفیق مدیران را ارزیابی کرده، شایستگی­ ها و نا شایستگی­ ها را تشخیص داده، و مردم را در جریان گذارد. خواه در سطح حزب و گروه و خواه  در مورد فرد و مدیران.


و- کمک به انتقال منطقی قدرت


یکی از مشکلات  بنیادی جامعه­ های تسخیری، انتقال قدرت است که همیشه همراه با نوعی خشونت، تخریب و هیاهوست. قرار گرفتن جامعه در مسیر فعالیت احزاب، مشکل انتقال قدرت را حل کرده، بسیاری از پی­امدهای منفی انتقال قدرت را  از بین می­‌برد. از جمله:


الف-نیاز مردم به کسب موقعیّت و تحصیل قدرت را از حالت یک نیاز فردی درآورده، در یک فعالیت جمعی، شکل داده و با شیوه­ منطقی کنترل می­ کند.


ب-شکست و پیروزی بیش از آنکه متوجه افراد شده و  با احساس آنان سرو کار داشته باشد و موجب شکست روحی و عکس­ العمل منفی بازندگان یا غرور و اظهار قدرت برندگان شود، متوجه حزب می­ گردد و بر حفظ حالت روحی افراد کمک می­ کند.


ج-­خشونت و برخوردهای غیرمنطقی، جای خود را به گفتگو و نقد و نظر داده، رابطه­ همه­ افراد جامعه­ را با یکدیگر رابطه­ عشق و محبت و  تعاون و مشارکت می­ کند. برخلاف رقابت در نظام تسخیری که بر حذف و تخریب استوار بود، رقابت در نظام حزبی و تدبیری بر نقد و تکمیل استوار می­ گردد.


-آدمیت، فریدون، اندیشه­ ترقی و حکومت قانون، تهران،ص۱۴۷-۱۴۵٫[۱]

مطالب مرتبط :
  1. غفلت از برنامه و تحلیل در جامعه تسخیری
  2. چگونگی تحوّل از تسخیر به تدبیر/ راه‌های کسب قدرت در جامعه تسخیری
  3. نقش مشارکت سیاسی درسرنوشت جامعه/ دموکراسی با مشارکت معنا پیدا می کند
  4. عوامل پایداری جامعه؛ از اتحاد مردم تا تربیت و تهذیب فردی
  5. وظیفه نخبگان در مواقع حساس/ نقش نخبگان در سازندگی جامعه

پارک علم و فناوری قم

zohur