۲۹ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


دکتر یحیی یثربی استاد فلسفه اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی درباره دوران شاخص فراز و فرود حکمت و فلسفه در تاریخ اندیشه اسلامی به خبرنگار مهر گفت: در تاریخ فلسفه اسلامی ابن سینا برای فراز تفکر فلسفی گام‌های موثری برداشت، اما متأسفانه بعد از ابن سینا، تفکر فلسفی با غزالی به نهایت فرودش رسید. ابن رشد تلاشهای بسیاری متحمل شد تا ابن سینا و تفکر فلسفی او را دوباره زنده کند اما از عهده او  بر نیامد. بعد از سهرودی و ملاصدرا دیگر کسی به فکر فراز نبود و تفکر فلسفی رو به فرود رفت.


وی با بیان اینکه غرب با ترجمه آثار ابن سینا و ابن رشد از خواب جهل و جمود بیدار شد، افزود: غربی ها فلسفه یونان را نابود کردند. تنها مفاهیم نوافلاطونیان باقی ماند که با مسیحیت ممزوج شد. چیزی به نام میراث یونان در میان آنها باقی نماند. غربی ها به وسیله کتابهای ابن سینا و ابن رشد با عقلانیت متفکران یونان آشنا شدند. پس از آن آثار ارسطو را جدی گرفتند و در قرن دوازدهم به وسیله فلسفه اسلامی از تصوف به عقلانیت بازگشت کردند، این در حالی است که در همان زمان ما به وسیله غزالی و دیگران از عقلانیت به تصوف بازگشتیم و دچار  وارونگی شدیم. برتراند راسل می گوید: ابن رشد در جهان اسلام آخرین گام بود اما در جهان مسحیت این تازه آغاز راه بود.


استاد فلسفه و عرفان اسلامی با اشاره به اینکه تاریخ فلسفه غربی ها معترف است که جهان اسلام بود که آنها را به روشن اندیشی وا داشت، ادامه داد: ما چراغ عقلانیتی که از اسلام گرفتیم را به مرور زمان و به آرامی تحویل غرب دادیم. غرب این چراغ را تقویت و دنیای جدیدی را بنا کرد، از همین رو می بینیم که تمدن اسلامی تا قرن ۵ و ۶ از جایگاه ویژه ای برخوردار بود و بعد از این دوره دچار ضعف و کم فروغی شد.


یثربی افزود: تمام ادیان قبل از اسلام خرافی و غیر عقلانی بودند. اسلام با ظهورش بر روی عقلانیت تکیه و بر این موضوع تأکید کرد که هر یک از افراد باید تقلید را کنار گذاشته و عقایدش را تشخیص و سازمان دهد.


وی ادامه داد: به مرور که فتوحات اسلامی گسترش یافت تأثیر گرفتن از مکتبهای غیر عقلانی نیز در میان ایرانی ها گسترش پیدا کرد. فتوحات قسمت شام و فلسطین مسیحیت را وارد دنیای اسلام کرد، فتوحات شرق ایران مثل پاکستان و هند باعث شد فکر و فرهنگ هندی مرز را شکسته و وارد اسلام شود. از هر دو طرف این اتفاق افتاد و بنابراین در قرن دوم گرایش غیر عقلانی پیدا شد و جبر گرایی از طرفی و تصوف از طرف دیگر ظهور یافتند.


وی با بیان اینکه ما نیازمند بیداری عقلانی هستیم، گفت: جبرگرایی با افکار عوام سازگارتر است از همین رو از سوی این قشر بسیار مورد استقبال قرار گرفت. عقلانیت قدرت تجزیه و تحلیل می خواهد و عوام حوصله انجام آن را ندارند. عوام بیشتر به جبر گرایی گرایش دارند بی توجه به اینکه مکتبهای عقلانی با گسترش مکتبهای غیر عقلانی و لااقل عقل گریز، نزول می یابند.

مطالب مرتبط :
  1. لزوم استنطاق حکمت ابن سینا/ امکان پاسخ پرسشهای فلسفه های مضاف از آثار بوعلی
  2. فهم فلسفه قرون وسطی بدون ابن‌سینا امکان ندارد/ ابن سینا اجمال تفکر فلسفی مسلمانان است
  3. اگر ابن سینا نبود فرهنگ اسلامی طالبانی و سعودی می شد
  4. تفکیکیها و متکلمان با تقابل خود باعث رشد فلسفه اسلامی شدند
  5. برای گسترش تفکر عقلانی در هر حوزه ای به فلسفه های مضاف نیازمندیم

پارک علم و فناوری قم

zohur