۲۸ مرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


دکتر مصطفی عباسی‌مقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه کاشان و عضو شورای هماهنگی فعالیت‏‌های قرآنی دانشگاه‏‌های کشور در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد رویکرد دولت یازدهم به عرصه قرآنی مطالبی را بیان کرد که در ادامه از نظر شما می گذرد. وی مشاور معاون فرهنگی وزارت علوم تحقیقات و فناوری و مشاور قرآنی معاونت فرهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها بود.


با توجه به عرصه جدید سیاسی و بین المللی که در سایه انتخابات اخیر برای جمهوری اسلامی به وجود آمده و حماسه سیاسی رقم زده شده است به نظر می رسد باید در عرصه فعالیتهای قرآنی هم یک بازنگری و بازاندیشی صورت گیرد تا بتوانیم از امکانات موجود و شرایط فعلی بهترین استفاده را ببریم و در راستای رفع نارسایی ها و رسیدن و نزدیک شدن به نقطه مطلوب در فعالیتها و آرمانهای قرآنی جامعه و کشورمان حرکت کنیم.


سرمایه‌ها


در این زمینه مطلوب است نگاهی به امکانات و داشته های فرهنگی و مادی و معنوی خودمان که می توانند به بهبود برنامه ها و رسیدن به افقها و اهداف متعالی قرآنی کمک کنند داشته باشیم. سرمایه های عظیمی؛ چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ معنوی در کشورمان داریم که می توانند زمینه ساز تعالی مباحث و فعالیتهای قرآنی در کشور باشند: اولا مجموعه عظیمی از نیروهای باانگیزه، بااطلاعات و با سواد داریم چه افرادی که در حوزه درس خواندند و چه آنهایی که در دانشگاه ها تحصیل کردند و چه افراد دیگری که علاقه مندانه مباحث قرآنی را دنبال می کنند و به عنوان شغل اول یا کار و فعالیت جنبی و فوق برنامه به فعالیتهای قرآنی می پردازند. این طیف نیروهای زیادی را تشکیل می دهند که استفاده مطلوب از اینها واقعا می تواند باعث شکوفایی فعالیتهای قرآنی شود. عده ای می توانند طرح و برنامه بدهند و عده ای هم می توانند مجری فعالیتها باشند و عده ای در فعالیتهای هنری، ادبی و رسانه ای تلاش می کنند.


دومین سرمایه موجود، حجم بسیار بالای تحقیقات و مطالعات در زمینه های قرآنی در کشور ماست به خصوص در دهه های گذشته بعد از انقلاب اسلامی، حجم مطالعه و پژوهش در مباحث قرآنی و معارف قرآنی و حتی دانشهای فنی مربوط به قرآن بسیار زیاد شده است و اینها پشتوانه بسیار خوبی برای فعالیتهای قرآنی هستند که باید استفاده شود البته این پشتوانه عظیم و حجم مطالعات انجام شده اگر ساماندهی نشود منجر به تکراری شدن و موازی کاری می شود که ما متوجه این آسیبها در بعضی از بخشها هستیم.


سرمایه دیگر موجود، رسانه های قوی و غنی قرآنی در جامعه ما هستند از دیداری گرفته تا شنیداری و سایبر که از طریق اینترنت توسط خبرگزاری ها و سایتها و چه از طریق رسانه های دیداری و شنیداری و همچنین رسانه های مکتوب حجم قابل توجهی از رسانه های فعال در عرصه قرآن و فعالیتهای قرآنی وجود دارد که اینها پشتوانه خوبی هستند و باید از این ظرفیتها استفاده شود. سرمایه مهم بعدی انگیزه و اهتمام مسئولان نظام است که به این موضوع توجه دارند و حتما باید از توجه و اهتمام و رویکرد مسئولان نسبت به فعالیتهای قرآنی استفاده بهینه شود و قرآن‌دوستان و علاقه مندان به ساحت قدسی قرآن باید این را قدر بدانند و از آن در جهت شکوفایی و اعتلای فعالیتهای قرآنی استفاده بهینه ببرند نه اینکه سرگرم اختلافات و سلیقه های متنوع و متضاد هم شوند و به اصل موضوع که تأمین فرهنگ قرآنی در کشور است نپردازند.


سرمایه بعدی که سرمایه معنوی بسیار بزرگی است علاقه و اهتمام همه اقشار مردم به قرآن است یعنی تمایل فطری و اولیه در همه افراد مؤمن (افراد باایمان بسیار بالا و چه افراد با حداقل دلدادگی به اسلام) نسبت به قرآن دارند و این تمایل وجود دارد. بنابراین ما باید این تمایل را تقویت کنیم و به سمت اطلاعات بیشتر از قرآن و معارف قرآن و پایبندی به قرآن در همه عرصه ها جهت دهیم که قرآن باوری تنها لقلقه زبان و سخن بدون محتوا نباشد بلکه هم در گفتار و ظاهر افراد و هم در عمل و زندگی فردی و اجتماعی آنها تجلی پیدا کند.


وظیفه همه نهادها و فعالان قرآنی این است که پای‌بندی و امتثال به فرامین قرآنی را تقویت کنند و عمق و تعمیق ببخشند. نکته مهم این است که از این سرمایه های موجود در عرصه قرآنی باید استفاده بهینه و مطلوب‌تری صورت گیرد. فضایی که دولت محترم اعلام می کند که می خواهد در فضای اعتدال که یک ارزش قرآنی و اسلامی است از همه گرایشها برای بهبود اوضاع فرهنگی، اقتصادی و … کشور استفاده کند در عرصه فعالیتهای قرآنی همه انگیزه ها و همه گرایشها و همه علاقه مندان اقشار و جریانات مختلف به میدان بیایند و از این فرصت و این امکانات به نحو أحسن بهره برداری کنند تا ما به اهداف خود برسیم.



 


چالشهای پیش رو


کاستی ها و چالشهایی که هم اکنون در عرصه های قرآنی وجود دارد را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: اولا علی رغم تشکیل شورای توسعه فرهنگ قرآنی که زیرمجموعه شورای عالی انقلاب فرهنگی است و حضور کمیسیونهای مختلف مانند، کمیسیون تبلیغی ـ ترویجی، کمیسیون آموزش عالی و کمیسیون آموزش عالی و …. هنوز متأسفانه سامانه مدیریتی و برنامه ریزی قوی که اشراف در فعالیت همه نهادها و دستگاه ها در زمینه فعالیتهای قرآنی داشته باشد وجود ندارد و این شبکه ایجاد شده بسیار ضعیف عمل می کند به طوری که نمی تواند میزان تحقق اهداف و برنامه های اعلام شده را پالایش و ارزیابی کند و موارد نقض و عدم تحقق برنامه را به آنها گوشزد کند و از آنها بخواهد که حتما نسبت به رفع نواقص اقدام کنند.


این شبکه با این قاطعیت ایجاد نشده و کارآمدی لازم را پیدا نکرده است که این شاید به دلیل عدم اهتمام جدی مسئولان بوده یا فرصت نداشتن و داشتن دغدغه‌ها و مشاغل دیگر بوده در هر صورت این کار جمعی و فرابخشی به سامان مطلوب نرسیده است. در صورتی که معتقدیم باید مأموریتهای هر نهاد چه نهاد اطلاع رسانی و چه نهاد پشتیبانی و چه نهاد وزارتخانه ای دولتی و چه نهاد عمومی باید ملتزم باشند به برنامه هایی که اعلام کردند اجرا کنند و در راستای میزان تحقق اهدافشان ارزیابی شوند و حمایت شوند.


چالش و کاستی دوم، محوربودن دولت در اکثر فعالیتهای قرآنی است. هنوز با وجود تعداد زیاد مؤسسات قرآنی و نهادهای قرآنی اجتماعی محور همه فعالیتها دولت است یعنی دولت نتوانسته واسپاری و  واگذاری مطلوب در فعالیتهای قرآنی به نهادها و تشکلها و اتحادیه ها انجام دهد که آنها با انگیزه کافی در این زمینه فعالیت کنند؛ مانند نمایشگاه قرآن، مسابقات قرآن و …. همه اینها با محوریت دولت انجام می شود در حالی که اگر اصناف و تشکلهای کاری و صنفی قوی باشند می توانند در زمینه مؤسسات قرآنی، هنرهای قرآنی، انتشارات قرآنی و در همه زمینه ها به خوبی فعالیتها را ساماندهی کنند و با کیفیت و عمق بالاتری این فعالیتها انجام شود.


نکته یا چالش بعدی کم توجهی به فضای نقد و گفتمان تحلیلی مباحث قرآنی است. ما در محافل و جلسات وهمایشهای قرآنی نیازمند فضای نقادی هستیم البته نقد در سطوح مختلف متفاوت است. نقد درن جامعه باید به گونه ای در سطوحی وجود داشته باشد. در دانشگاه ها به گونه ای و در حوزه ها به گونه دیگر باشد. لازم است فضای نقادی و مناظره و مباحثه و نظریه پردازی در سطوح مختلف جامعه ایجاد شود. رسانه ها یا نهادهای اصلی قرآنی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و … در این زمینه اهتمام و  جهت گیری جدی ندارند.


چالش بعدی ضعف تألیفات در زمینه معارف قرآن و محتوای قرآنی است. درست است که حجم انتشار درباره قرآن افزایش پیدا کرده و نرخ رشد آن هم خوب بوده است اما اکثر منشورات و انتشارات پیرامون محتوا و مضمون و معارف قرآن نیست و بیشتر شامل ظاهر قرآن، چاپ قرآن و چاپ کتابهای مربوط به قرآن و کتابهای مشابه مذهبی مانند مفاتیح الجنان، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، کتابهای ادعیه و … است که هر چند لازم و ضروری هستند اما نمی توانند عمق فعالیت پژوهشی و قرآنی کشور را نشان دهند. ما نیازمند تألیفات و تولید ادبیات قرآنی هستیم که در هر ماه حداقل چند کتاب برجسته و عمیق قرآنی چاپ شود و در طول سال شاهد حجم زیادی از کتابهای ارزشمند و گران‌سنگ در موضوعات قرآنی باشیم نه اینکه شاهد کتاب‌های سطحی و صوری و کم عمق باشیم که در بازار نشر کتاب تجلی پیدا می کند.


چالش دیگر عدم وجود ساماندهی و هماهنگی در پژوهشهای قرآنی است که خود این عامل، مقوله وسیعی است که بخشی از آن مربوط به حوزه ها و مؤسسات تحقیقاتی مربوط به حوزه می شود و بخشی هم مربوط به دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی مربوط به دانشگاه می شود و بخشی از آن هم مربوط به انتشارات و سایر دستگاه هایی است که به نوعی به پژوهشهای قرآنی می پردازند. به نظر می رسد موازی کاری در نهادها و مؤسسات وابسته به حوزه، در زمینه های قرآنی دیده می شود البته این به پژوهشهای قرآنی حوزه ها و مؤسسات وابسته به آنها قابل توجه و قبول است و حتی بعضی از آنها دستاوردهای بسیار ارزشمندی را داشتند اما مشکل عمده موازی کاری در اینها و در واقع عدم هم افزایی در این فعالیتهاست. اگر هماهنگی و هم افزایی وجود داشته باشد شاید برخی از فعالیتها تعدیل شود و برخی نقاط خلأ و نقاط ضعف در زمینه پژوهش های مورد نیاز جامعه برطرف شود.


در عرصه دانشگاه ها مشکل جدی تر است؛ اولا حجم فعالیتهای پژوهشی دانشگاه ها در زمینه قرآن بسیار اندک است و ثانیا آنچه که بیشتر به چشم می خورد پایان نامه ها هستند که از هیچ گونه هم افزایی برخوردار نیستند یعنی هیچ نهادی در وزارت علوم و دانشگاه ها عهده دار رصد کردن موضوعات پژوهشی دانشگاه ها در زمینه های قرآنی و دینی و تعیین موارد لازم و تعیین موضوعات جدید و نو نیست، لذا موازی کاری و هم‌پوشانی موضوعات بسیار زیاد دیده می شود و خلاصه اینکه حجم زیاد سرمایه ها با توجه به افزایش تعداد دانشجویان تکمیلی بسیار می‌تواند مؤثر باشد که متأسفانه استفاده مطلوبی از آنها صورت نمی‌گیرد و بنابراین نمی توانیم شاهد رنسانس علمی در موضوعات قرآنی در دانشگاه ها باشیم. وقتی به عموم جامعه می رسیم می توان کاری کرد که انتشاراتی های قرآنی و نهادها و مؤسسات قرآنی با تقسیم کار مشخصی از پژوهش و کار علمی در زمینه قرآن بزنند و ساماندهی بهتری داشته باشند.


چالش بعدی نداشتن تولیدات قرآنی است. برای اینکه جامعه را نسبت به موضوعات و معارف قرآنی تشنه کنیم و این تشنگی را به منزل سیرابی برسانیم یعنی هم تشنه کنیم و هم تشنگی را به سر منزل سیرابی برسانیم و در پایان آنها را از معارف ناب قرآن سیراب کنیم نیازمند تولید مرتب و منظم و پیوسته محصولات قرآنی هستیم؛ چه محصولاتی که عطش علمی انسان را سیراب می کنند چه محصولاتی که دید و ذائقه هنری و نیاز ادبی خوانندگان و مخاطبان را ارضا می کنند. همه این نوع فعالیتها و این نوع محصولات لازم است. ما به محصولات هنری نیاز داریم که برآیند و برگرفته از معارف قرآنی باشد. به محصولات ادبی و هنری اعم از کتاب، داستان، داستانک، شعر و قطعه و نمایش و… نیاز داریم که برگرفته از ادبیات و معارف ناب دینی و قرآنی باشد که در کتب اصیل اسلامی و تفسیری وجود دارد. پس بازتولید اندیشه ها و آموزه های قرآنی به زبانها و شکلهایی که اقشار مختلف جامعه را اشباع و ارضاء کند لازم است و ما در این زمینه بسیار نقص داریم و در ابتدای راه هستیم. نهادهایی مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و رسانه های قرآنی و مؤسسات قرآنی باید عهده دار چنین مأموریتی شوند و در این زمینه تلاش جدی تری داشته باشند.

مطالب مرتبط :
  1. نشست آسیب‌شناسی فعالیتهای قرآنی دانشگاهها برگزار شد
  2. رویکرد فرهنگی دولت آینده از کمی‌گرایی به کیفی‌گرایی تغییر کند/چالشهای فرهنگی در عرصه بین‌الملل
  3. ۱۱۰ مسجد بنام الغدیر در کشور احداث می شود/ تشریح فعالیتهای کانون خورشید
  4. مفاهیم قرآنی را علی‌وار فرا بگیریم
  5. روشهای ترویج مفاهیم قرآنی در محیط‌های آموزش و پرورش بررسی می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur