۳۰ مهر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، “بخشش” درجات مختلفی دارد و مشکل می توان معنای مشخصی برای آن تعیین کرد. اگر بخواهیم یک معنای اولیه و عملی برای این واژه ارائه دهیم، خواهیم گفت رسیدن به مرحله بخشایندگی عبارت است از رها کردن احساس آزردگی و خصومت با خطاکار و توجه کمتر به ماجراجویی که موجب رنجش شده و بخش قابل ملاحظه ای از وقت فرد رنجیده را به خود مشغول داشته است.


زمانی می توان گفت عفو و بخشایش حقیقتا صورت گرفته که فرد آسیب دیده، رشته زندگی را از نو به دست گیرد و به شیوه ای سالم و سازنده حرکت به پیش را آغاز کند. آن زمان، قربانی دیگر ساعات طولانی از وقتش را صرف کاویدن خطا نمی کند و در موقعیت هایی که به علت تشابه با موقعیت رخداد خطا به نحوی آن را تداعی می کنند، پیاپی آن خاطره را در ذهن خود زنده نمی سازد. در اکثر موارد، بخشایش مستلزم صرف نظر کردن از رفتار انتقام جویانه است و این در صورتی میسر می شود که قربانی یا واقعا خطاکار را ببخشاید، یا چنین احساس کند که او بالاخره روزی به سزای عملش خواهد رسید.


لازم است نگاهی به زیان هایی که نبخشیدن و کینه توزی هم برای خود فرد و هم برای اطرافیان او در بر دارد بیندازیم. تحقیقات انجام شده درباره بخشایش نشان می دهد که اشخاص با گذشت تر، در مقایسه با آنهایی که گذشت کمتری دارند از سلامت روانی بیشتری برخوردارند.


انسان موجودی اجتماعی است و اکثریت ما هنگامی احساس آرامش و آسایش کامل می کنیم که با معاشرین و اطرافیانمان در صلح و آشتی به سر بریم. اختلاف داشتن با دیگران فی نفسه تنش زاست. در این حالت بارها به احساسات جریحه دارشده خود می اندیشیم و احتمالا در خیال می بینیم که خطاکار به سزای عمل خود رسیده است، حتی ممکن است برای تحقق یافتن این رویا نقشه بکشیم. طبیعی است که تحت چنین شرایطی پرداختن به جنبه های دیگر زندگی بسیارمشکل است.


استنباطی که فرد از میزان رنجش، خطا دارد، زندگی فعلی او را تحت الشعاع قرار می دهد و این بزرگ نمایی و توجه بی وقفه، همه انرژی عاطفی قربانی را به هدر می دهد. قربانی از لحاظ عاطفی در چرخه بی پایانی از احساس و خشم و دل آزردگی اسیر می شود و این وضعیت ممکن است با احساس عجز و ناتوانی در مقابل خطاکار همراه باشد. قربانی اعتقاد راسخ دارد که خطا کار باید به نحوی تنبیه و سرشت پلیدش برای دیگران آشکار شود. از آن طرف نیز نوعی تاوان برای او”قربانی”منظور گردد، اما چگونه؟خودش هم این را نمی داند. بنابراین واضح است که قرار گرفتن در چنین وضعیتی فشار روانی شدیدی را هم بر خود فرد و هم بر اشخاصی که در زندگی او اهمیت دارند، تحمیل می کند.


تحقیقات وسیعی که درباره آثار فشار روانی انجام گرفته نشان داده که تحمل این عارضه به مدت طولانی به سلامت جسمی و وانی آسیب می رساند. افرادی که دچار فشار روانی شدید هستند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سردردهای ناشی از انقباض عضلانی، ناراحتی های معده وروده ای، التهابات پوستی، سر گیجه و خستگی قرار دارند.


فشار روانی ممکن است منجر به بالا رفتن فشارخون شود که آن نیز به نوبه خود موجب بروز عارضه های قلبی، سکته قلبی و نارسایی کلیوی خواهد شد. این نوع تنش طولانی مدت تاثیر نامطلوبی بر سیستم دفاعی بدن می گذارد و ما را بیشتر مستعد ابتلا به انواع عفونت ها می کند.  فشار روانی و تنش می تواند بیماری های مزمنی چون آرتروز، کولیت روده، آسم، کمبود قند خون، زخم معده و دیابت را تشدید کند.


اگر برای حل بحران های تنش زا، مانند آنهایی که “نبخشیدن”ایجاد می کند اقدامی نشود، سلامتی جسمی و بهداشت روانی ما صدمه می بیند. عدم تلاش برای بخشیدن یا دستکم پشت سر گذاشتن گذشته، ممکن است به بالا رفتن میزان فشار روانی ما بینجامد و سلامتمان را به خطر بیندازد. تردیدی نیست که با این طرز برخورد، فرصت های برخورداری از شادکامی های آینده خود را کاهش خواهیم داد.


بنابراین”بخشش”را می توان شکلی از کاهش تنش و اضطراب تلقی کرد. قربانی می تواند با کنار گذاشتن احساس خشم و آزردگی، آن واقعه را پشت سر بگذارد و دوباره تمام توجهش را به زمان حال معطوف کند. چه بسا که بتواند بخشی از انرژی عاطفی اش را هم آزاد کند و با صرف آن در راه فعالیت های تازه، به زندگی عادی ادامه دهد.


 

مطالب مرتبط :
  1. عوامل اضطراب و راههای رسیدن به آرامش از دید انسان شناسی اسلامی
  2. چرا باید عفو و بخشش را بر انتقام ترجیح داد/ افرادی که می بخشند خوشحال تر هستند
  3. چند راهکار ساده برای پیشگیری و درمان اضطراب/ همیشه آمادگی برای موقعیت های تنش زا داشته باشید
  4. جایگاه و اثرات بخشش در زندگی/ چند حدیث درباره عفو و گذشت
  5. حج مظهر اتحاد و همبستگی مسلمانان با یکدیگر است/ چرا گوشت قربانی را توزیع می کنیم

پارک علم و فناوری قم

zohur