۲ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


برتراند آرتور ویلیام راسل، فیلسوف، منطق‌دان، ریاضی‌دان، مورخ، جامعه شناس و فعّال صلح‌طلب بریتانیایی بود که در قرن بیستم می‌زیست. راسل از پیشتازان فلاسفه در قرن بیستم محسوب می‌شود و «جنبش مخالفت با آرمان‌گرایی» را در اوایل قرن بیستم رهبری می‌کرد.


از راسل به همراه گوتلوب فرگه و لودویگ ویتگنشتاین، به عنوان بنیان‌گذاران فلسفهٔ تحلیلی یاد می‌گردد.


باید توجه داشت که بیشتر فیلسوفان، کم و بیش روش تحلیل را در پژوهش‌های خود به کار برده‌اند ولی تحلیل به معنای امروزی آن نخستین بار در نوشته‌های برتراند راسل پدیدار شد.


 بنابراین، به یک معنا راسل (البته، بااتکا به اثار لایبنیتس و فرگه در منطق ریاضی) پدر فلسفه تحلیلی به معنای امروزی آن است؛ هرچند ممکن است دیگران برنامه تحلیلی او را تا اندازه ای پیش برده باشند یا دقت بیشتری در تحلیل به کار آورده باشند.


راسل روش تحلیل خود را چنین توصیف می‌کند: «روش ثابت من این است که کار خود را از پدیده ای گنگ و سربسته ولی چیستانی و گیج‌کننده می آغازم؛ چیزی که بی‌گمان قابل تصوراست ولی من قادر نیستم انرا  با دقت و سختی بیان کنم. فرایندی را که من به دقت دنبال می‌کنم، مانند فرایند مشاهده پدیده ای  با چشم غیرمسلح و سپس وارسی آن بوسیله یک میکروسکوپ است. من دریافتم که با تمرکز و توجه دقیق، بخش‌ها و تمایزاتی نمایان می‌شوند که هیچ‌یک در آغاز، دیدنی و آشکار نبوده است؛ درست همان‌گونه که به وسیله میکروسکوپ می‌توانید باسیل‌هایی را که بدون میکروسکوپ تشخیص ناپذیرند، در آب آلوده ببینید.


راسل که ریاضیدان برجسته بود کوشید برای ریاضیات مبانی منطقی یقینی فراهم کند و به این نتیجه رسید که این دانش از اصول منطقی سرچشمه گرفته است.


او با همکاری استاد مشهور ریاضی کمبریج، نورث وایتعهد، کتاب اصول ریاضیات را نوشت. این کتاب باعث شد که نام راسل به عنوان یکی از بنیانگذاران منطق جدید که دارای زبانی سمبلیک و نشانه ای است، تثبیت شود.


در این کتاب اعلام شد که نه تنها گزاره های ریاضی را می توان به زبان منطق در آورد و از اصول منطق استنتاج کرد، بلکه دیگر گزاره های علمی و فلسفی را نیز می توان به چنین زبانی بیان کرد و با این کار معنی دقیق آن را سنجید.


بنابراین، راسل منطق را هم برای استوار کردن ریاضیات و هم برای پاسخ به بسیاری از پرسش های فلسفی لازم دانست. او برای اثبات نادرستی برخی نظریه های فلسفی و متافیزیکی در جستجوی خطای منطقی آن بر می آمد و با روش تحلیل منطقی به نقد آنها می پرداخت.


بر مبنای این اندیشه، ابزار اصلی تحلیل فلسفه تحلیلی، منطق بود. در فلسفه تحلیلی جریانات فکری مختلفی در ارتباط با منطق و فلسفه زبان به وقوع پیوست: اتمیسم منطقی، منطق گرایی، فلسفه زبان، پوزیتیویسم منطقی.

مطالب مرتبط :
  1. درجه استدلال و توجیه در فلسفه تحلیلی از فلسفه های دیگر بالاتر است
  2. نشست نقد و بررسی کتاب «درآمدی به فلسفه‌ زبان» برگزار می شود
  3. درسگفتار پلنتینگا در دانشگاه نتردام ارائه می‌شود
  4. مناظره نشان‌دهنده منطق گفتار مناظره‌کنندگان است/ تجلی تربیت فردی در مناظره
  5. مناظره بیانگر منطق گفتار مناظره‌کنندگان است/ تجلی تربیت فردی در مناظره

پارک علم و فناوری قم

zohur