۲۸ آبان ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، تهاجم فرهنگی عبارت از مجموعه ای از عوامل فکری و ارزشی است که در رفتار اختیاری و اجتماعی انسان اثر می گذارد. کلمه تهاجم از واژه هایی است که از نظر لغوی معنای مشارکت طرفینی دارند، ولی این معنا مراد نیست و حتی در کاربردهای رایج عرف نیز، به معنی هجوم یک طرفه آمده است. اگر چنین نباشد اعتقاد کسانی که اساسا اصطلاح “تهاجم فرهنگی”را یک لفظ بدون مصداق می دانند و جریانات امروز را نشر و تبادل فرهنگی می پندارند، با معنای طرفینی تهاجم سازگارتر است؛ در حالی که به وضوح مشاهده می کنیم که فرهنگ مهاجم، یک فرهنگ سلطه جو است که با اهداف خاصی در جهت بسط سیطره خود برنامه ریزی و تلاش می کند و همان گونه که اظهار کرده اند قصد دارند که جهان را به دهکده واحد جهانی بر اساس مبانی و ارزش های لیبرالیستی مبدل سازد.


بنابراین معنی تهاجم با غافلگیری و تحمیل توام است و علت آنکه این این کلمه در عرف ما ارزش منفی دارد این است که دشمن می خواهد باورها و ارزش های معتبر و متعالی را از جامعه ما برباید و به جای آن، باورهای نادرست و ارزش های منفی را بر ما تحمیل کند. برای مقابله با هجوم فرهنگی شیوه های مختلفی وجود دارد.


-آگاه کردن مردم از اهداف فرهنگ سازان غربی


به طور کلی، آنچه ما را از این گونه تبلیغات مصون می دارد توجه به این واقعیت است که این شیوه های استعماری برای حاکم کردن ارزش های ضد اسلامی است. برای مثال اگر فیلمی را هم تماشا می کنیم توجه داشته باشیم که تحت تاثیر پیام های منفی آن فیلم قرار نگیریم چه پیام های گویا و چه پیام های ضمنی؛ مانند شیوه رفتار، طرز لباس پوشیدن و طرز آرایش و مانند آن. پس باید پیشاپیش خود را آماده کرده باشیم که آنها را نپذیریم.


-هجوم فرهنگی بر ضد فرهنگ غرب


ولی بالاتر از آن ما باید شیوه های تهاجمی بر ضد آنها استفاده کنیم، همان گونه که آنها برای ترویج ارزش های خود از این شیوه ها استفاده می کنند. ما باید هنرمندانی داشته باشیم که بتوانند ارزش های اسلامی را در فیلم، نمایشنامه، کتاب، رمان، داستان و درسایر آثار هنری و تبلیغاتی دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم،نه آنکه همیشه در مقابل دشمن موضع انفعالی اتخاذ کنیم یا در نهایت،تنها از خود دفاع کنیم.


-ترویج ارزش های معنوی


انسان دارای دارای دو نوع گرایش است که خدای متعال به طور فطری در نهاد او قرار داده است؛ یکی غرایز حیوانی و دیگر میل های متعالی. وجود غرایز برای آن است که انسان بتواند زنده بماند و به زندگی فردی و اجتماعی خود ادامه دهد. به طور مثال اگر جاذبه جنسی در انسان وجود نداشت پسر و دختر نسبت به یکدیگر احساس نیاز نمی کردند. آنچه بیش از هر چیز انسان را به تشکیل خانواده و تحمل زحمات بچه داری می کشاند همان غریزه فطری است که خدا در نهاد انسان قرار داده و مرد و زن را به یکدیگر متمایل می سازد. غریزه مادری باعث می شود که مادر از پرورش فرزند لذت ببرد و در نتیجه نوع انسان در روی زمین باقی می ماند. اگر چنین نبود از همان ابتدا، نسل انسان منقرض می گردید. پس وجود این گونه غریزه ها از روی حکمت است. مثلا غریزه خوردن اگر ما میل به غذا پیدا نمی کردیم و غذا خوردن برایمان لذتی نداشت دلیلی وجود نداشت که این همه زحمت را تحمل کنیم.


تمامی غرایز هم برای زندگی فردی و هم برای زندگی اجتماعی ضرورت دارد. ولی همه نیازها ممکن است منشا فسادهایی نیز واقع شود، یعنی اگر حدود آنها رعایت نشود موجب فساد می شود. در هر حال، این گونه تمایل ها در انسان وجود دارد، باید نیروهای دیگری وجود داشته باشد که این تمایل ها را محدود سازد. در صورتی انسان می تواند تمایل به لذت های حیوانی را کنترل سازد که میل به ارزش های متعالی، روحی و معنوی در او وجود داشته باشد. اگر این میل نباشد میل های حیوانی به صورت افسار گسیخته در میدان زندگی انسان حاکم می شوند و خواه ناخواه جامعه انسانی را به فساد می کشانند.


آنچه موجب می شود که انسان بتواند امیال خود را کنترل کند پذیرفتن یک سلسله ارزش های برتر است، اگر انسان بپذیرد که عفت، پاکدامنی، کنترل غریزه جنسی و غرایز مربوط به شکم برای او نوعی ارزش و کمال است حاضر می شود که میل های حیوانی خود را کنترل کند ولی اگر این ارزشها را نپذیرفت، مانند حیوان، هیچ حد و مرزی برای او وجود ندارد و تمام زندگی انسان غرق در مسائل جنسی می شود و ارزشهای انسانی، حتی مسائل مربوط به زندگی مادی نیز متروک واقع می شود.


بنابراین آنچه انسان را محدود و معتدل می سازد که از این غریزه به صورت صحیح استفاده کند پذیرفتن یک سلسله ارزشهاست. مانند پذیرش مطلوبیت علم، پذیرش عفت و پاکدامنی و پذیش عبادت خدا و توجه به او و انس با او. علت بعثت انبیا هم این بوده که مردم نسبت به برخی از ارزشها باور پیدا کنند و انبیا به ما می آموزند که باید در زندگی و اعمال غرایز معتدل باشیم و آرام حرکت کنیم و حد و مرزها را بشناسیم.

مطالب مرتبط :
  1. اهمیت و راه مبارزه با تهاجم فرهنگی/ سلاح نبرد فرهنگی علم و منطق است
  2. تهاجم فرهنگی ابزار تسلط اقتصادی و کسب منافع
  3. "داوری" در مقابل هجوم فرهنگی سینه سپر کرده است
  4. بدون استقلال فرهنگی، استقلال در سایر ابعاد امکان پذیر نیست/ لزوم شناخت گستره تأثیرگذاری فرهنگی
  5. حساسیت در انتقال فرهنگ دینی مانع گسست فرهنگی می شود/ ضعف ما در توزیع فرهنگ دینی است نه تولید آن

پارک علم و فناوری قم

zohur