۵ مرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، انسان به جز علاقه به حیات دنیا و تنفر از موجبات مرگ و فنا، اصولا به زندگی ابدی عشق می ورزد. این میل باطنی، همگانی است و اختصاص به گروه و طبقه مشخصی ندارد. ارضای تمایل ابدیت خواهی بشر در دنیا غیر ممکن است، بنابراین یا باید جهان بازپسینی باشد یا این میل ریشه دار و باطنی را بیهوده بدانیم و این در صورتی است که کار بیهوده و بی حکمت در خلقت وجود ندارد.


به همین دلیل غریزه “خلود” را برخی فلاسفه، طبیعی ترین و بهترین دلیل برای اثبات جهان ابدی دانسته اند و گفته اند اگر برای انسان حیات ابدی نباشد چرا این تمایل در نهادش به و دیعت نهاده شده است.


ایمان به جهان دیگر، نه تنها روح ابدیت طلبی انسان را آرام می سازد و این تمایل ذاتی را به گونه معقول و منطقی توجیه می کند، بلکه اندیشه فنا و نابودی را از ذهن بشر بیرون می ریزد و نشاط و امید و شور ابدیت را در باطن او پرورش می دهد و با این باور است که آدمی به تضاد درونی خود خاتمه می دهد.


بشر به علت فطرت و جاذبه طبیعت خویش خواستار زندگی ابدی است و میل دارد همیشه بماند تا به آرمان های خویش که عدل مطلق، علم مطلق، قدرت مطلق و کمال مطلق است دست پیدا کند. از طرفی دیگر می داند زندگی دنیا، گذرا و موقت است ودر چنین وضعی انسانها به آرزوهای متعالی نرسیده اند. این جاست که تضاد و کشمکش میان تمایلات ایجاد می گردد که فقط فلسفه الهی می تواند با تعیین قلمروهای این دو احساس به این درگیری درونی پایان بخشد.


در غیر این صورت آدمی دچاربحران روحی شده و این بحران، به شکل های بدبینی و انتقاد از زمین و زمان و یا گوشه گیری و انزوا طلبی و بالاخره انتقام جویی و قساوت و بی رحمی و در نهایت به صورت پوچی نمایان می گردد.


بی گمان هنگامی که انسان احساس پوچی کرد و به آفرینش بدبین شد، راهی جز خودکشی نمی یابد. فناوری های جدید هم نتوانسته در جلوگیری از خودکشی موفقیتی به دست آورد. اگر معادی در کار نباشد زندگی پوچ و خسته کننده می نماید و به ظاهر جز انتحار راهی برای برخی از انسانها نیست.


نقش سازنده دیگری که ایمان به معاد دارد این است که توازن مادی و معنوی را در جامعه حفظ می کند، زیرا بی شک امروز تعادل مادی و معنوی به هم خورده، و تکامل ابزار جای تکامل انسان را گرفته و انسان از خود بیگانه شده است. تمدن امروز دو چهره دارد؛ یک نیم رخ تابناک و روشن و دیگری نیم رخ سیاه و تاریک.


اکثر مردم بر اثر تقلید کورکورانه، زرق و برق آنها را گرفته و خوبی های آن را دور ریخته اند. توجه و گرایش به ظواهر فریبنده کارآسانی است.چون به کاربردن احساس، ازبه کار انداختن عقل و ادراک آسان تراست. احساسات با نمودهای ظاهری سروکار دارد، اما ادراک به عمق قضایا توجه دارد، و مصالح واقعی و معقول را در بر می گیرد، از این رو پذیرش آن مشکل است و احساس معمولا غالب می شود و می گویند کار دل است یا گناه من نیست.


گرایش به جنبه های مادی باعث شده، نیمی از شخصیت انسان یعنی “روح” به دست فراموشی سپرده شود که به فرموده قرآن نتیجه آن، خود فراموشی است. قرآن می فرماید: خدا را فراموش کردند و در نتیجه خود را گم کردند و از خود بیگانه شدند. بی تردید منافقان از فاسقان محسوب می شوند و یا منافقان از فاسقانند.


دلیل این مطلب روشن است، زیرا خا شناسی و ایمان به معاد در عمق جان انسان نهاده شده، فراموش کردن خدا و معاد در واقع فراموش کردن قسمتی از ذات خود است. به خصوص که خود واقعی انسان، روح است نه جسم. امام علی(ع) می فرماید: در شگفتم از آن کس که به دنبال گمشده خود می رود و برای یافتن آن به جستجو می پردازد، ولی خود را که گم کرده، برای یافتن آن گامی بر نمی دارد. (غررالحکم، ص ۴۹۵)


 

مطالب مرتبط :
  1. اثرات تربیتی دیدن نکات مثبت فرزندان/ تشویق کودک باید ویژه باشد
  2. رابطه ایمان با سعادت و خوشبختی/ اساس ایمان بر عقل و معرفت است
  3. قرآن و معاد جسمانی و روحانی/ اثبات کیفیت معاد بر اساس آیات
  4. معاد و زندگی پس از مرگ در قرآن/ بیان معاد از زبان انبیاء الهی
  5. وابستگی معاد به حقیقت انسان/ مثال های قرآن درباره معاد

پارک علم و فناوری قم

zohur