۵ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، زبان، اساسی ترین، غنی ترین و با ثبات ترین حلقه اتصالی است که نسلهای گذشته، حال و آینده را به یک وجود پویا و عظیم پیوند می زند. زبان مهمترین ضامن بقای رشد فکر انسان است. هر آنچه نسلهای گذشته، دیده، تجربه کرده، گذرانیده و اندیشیده اند از طریق زبان در اختیار کودک قرار می گیرد.


کودک با تسلط بر زبان مادری بر لغات و ترکیبات و تغییر و تبدلیهای آنها دست می یابد و به مجموعه بیشماری از مفاهیم و تصورات، افکار، احساسات، تصورات هنری،منطق و فلسفه پی می برد.


کودک با آگاهی بر یک زبان، پیشرفت هایی می کند که بالاتر از مرزهای تجربیات شخصی اوست. به بیان دیگر، زبان محدودیتهای توانایی و ادراک کودک را از بین می برد و آمادگیهای نهفته او را افزایش می دهد.


از دید برخی روانشناسان، زبان کمک بسیار بزرگی به رشد ذهنی کودک می کند، ولی نمی تواند عامل به وجودآورنده تفکر باشد و با همه اهمیتی که در رشد ذهنی دارد، وابسته به تفکراست؛ در حالی که از نظر برخی دیگر از دانشمندان، زبان عامل پیشرفت تفکر و اکتساب نگهداری ذهنی است.


برونر و همکاران او به منابعی در رشد ذهنی اشاره می کنند که متاثر از بان است از جمله کلمات که مفاهیم را شکل می دهد یا مکالمات بین والدین معلمان و اطرافیان که می تواند درهدایت و توسعه رشد فکری کودک موثر واقع شود.


قبل از برونر، بنجامین ورف تاثیر زبان براندیشه را مطرح کرد و به اتفاق ادوارد سایبر فرضیه بسیار مشهور نسبیت زبانی را ارائه کرد که طبق آن، هر زبان”جهان بینی” خاصی بر گویندگان خود تحمیل می کند. با توجه به این نظریه، انسانها جهان را مطابق خطوطی که به وسیله زبان مادری شان وضع شده توصیف می کنند؛ ولی این نظریه، مورد انتقاد بسیاری از روانشناسان قرار گرفته است.


آنچه مسلم است، پیشرفت زبان و یادگیری لغات و مفاهیم گوناگون از عوامل موثر در رشد شناختی است، ولی پیچیدگی فرآیندهای زبان و تفکر و ارتباط بسیار نزدیک این دو به یکدیگر باعث شده که برخی از روانشناسان نتوانند با صراحت این مطلب را عنوان کنند که آیا رشد شناختی پیشرفته، حاصل رشد و گسترش زبان است و تفکر، زبان درونی شده است به قسمتی که با مجهز شدن کودک به ابزار زبان، نگهداری ذهنی نیز حاصل شود؟ یا به صورتی که پیاژه مطرح می کند،تفکر و زبان ضمن ارتباط نزدیک با یکدیگر متعلق به دو نظام متفاوتند؟ از نظرپیاژه، نگهداری ذهنی و در نتیجه،رسیدن به عملیات ذهنی برگشت پذیر، حاصل یک نظام از منطق درونی شده، نه زبان درونی شده است.


سخن گویی کودک از نظر محتوا به دو صورت تکلم خود مدار و تکلم اجتماعی شده انجام می شود. در سخن گویی خود مدار، کودک از صحبت کردن درباره خود لذت می برد و از آن برای کسب لذت استفاده می کند و کمتر آن را وسیله ای برای ایجاد ارتباط با دیگران قرار می دهد؛ ولی به هر حال کودک از واکنش مناسب دیگران نسبت به صحبت کردن خود آگاه می شود و این آگاهی در رشد تکلم او تاثیر بسزایی دارد. تفکر و تکلم خود مدار کودکان در این مرحله، نه تنها ناشی از تعبیر و تفسیر شخصی آنها از کلمات است، بلکه ناشی از عدم توانایی آنها در تفکر به بیش از یک مورد در یک لحظه نیز هست. این کیفیت استدلال کودک در برداشت او از اشیا نیز اثر می گذارد. پیاژه در آزمایشهای مختلفی که به منظور تعیین ادراک کودک از اصول نگه داری ذهنی تنظیم شده، این نکته را به خوبی نشان داده است.


تکلم اجتماعی شده زمانی به وجود می آید که کودک می تواند برداشتهای ذهنی خود را بیان کند و علاوه برآن، دیدگاههای دیگران را نیز به حساب می آورد و به آن توجه کند. به این ترتیب، کودک به مرور می تواند به تبادل افکار با دیگران بپردازد. تغییر تکلم خود مدار به تکلم اجتماعی شده، با سن کودک ارتباط چندانی ندارد، بلکه در این زمینه شخصیت کودک نقش تعیین کننده دارد. کودکان خود مدار در هر سن از خود صحبت می کنند، ولی همین کودکان نیز هر چه بزرگتر می شوند و بیشتر با همسالان خود معاشرت می کنند، از میزان خود مداری آنها کاسته می شود. معمولا هر چه گروه همسالان وسیعتر باشد، تکلم خود مدار کودک نیز کمتر می شود.

مطالب مرتبط :
  1. معارف اسلامی به زبان کودکانه و ساده به کودکان تعلیم داده شود
  2. دیندارانه زیستن اولیای کودک بهترین تبلیغ دینداری برای کودکان است
  3. رابطه سخن با شادی در زندگی/ توصیه هایی برای زیبا سخن گفتن
  4. معرفی سایت "به کودکان فلسفه بیاموزید"
  5. ابوریحان پیشگام آموزش فلسفه به کودکان در ایران

پارک علم و فناوری قم

zohur