۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش خبرنگار مهر، فرهنگ چیست و مردم و دولت چه نقشی در فرهنگسازی دارند؟ ناهنجاری در جامعه چگونه به وجود می آیند و چگونه گسترش می یابند؟ چگونه می توان ناهنجاری ها را در جامعه از بین برد؟ اینها سؤالاتی است که در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا پیروزمند معاون فرهنگستان علوم اسلامی قم مورد بررسی قرار گرفت که اکنون گزارشی از این گفتگو را با هم می خوانیم.


*در ابتدای این گفتگو لازم است تعریفی اجمالی از فرهنگ ارائه کنید؟


فرهنگ، متشکل از باورها، ارزشها و رفتارهای فراگیر و نهادینه شده اجتماعی است که معیار ارزشگذاری در جامعه قرار می گیرد. به همین دلیل هویت جامعه را فرهنگ آن جامعه تشکیل می دهد.


*آیا فرهنگ، مدیریت پذیر و مهندسی پذیر است یا نه؟


به نظر می آید که نگاه های افراطی و تفریطی در مورد مدیریت پذیری فرهنگ وجود دارد که کشور را با مشکل روبرو می کند. مدیریت پذیر دانستن فرهنگ به معنی اینکه باید همه اجزا و خصوصیات کنشگران فرهنگی و کنشهای فرهنگی توسط متولیان مشخص و تعریف شده ای معین شود، تجربه شکست خورده ای است که در کشورهای بلوک شرق و متأثر از تفکرات جبرگرایانه مارکسیستی اتفاق افتاده است و در کشور ما هم قهرا با توجه به فرهنگ و آموزه های اسلامی این نوع مدیریت امکان پذیر نیست و موفق نخواهد آمد.


در نقطه مقابل اگر بر این اعتقاد باشیم که حاکمیت به دلیل اینکه مأموریت ندارد یا به دلیل اینکه صلاحیت ندارد نباید یا نمی تواند در عرصه فرهنگ هیچ گونه دخالت حاکمیتی داشته باشد و فرهنگ را باید به ارباب فرهنگ سپرد و عرصه فرهنگ به صورت خودجوش و خوداتکا هدایت پذیری داشته باشد؛ به نظر می رسد این امر هم جهت گیری صحیحی نباشد به دلیل اینکه حاکمیت از ابزارها و قدرتهایی برخوردار است که در قبال آن مسئول است و مردم هم از آن مطالبه می کنند و حق مردم است که دولت از این قدرت حاکمیتی به نفع مردم و پیشرفت فرهنگی جامعه استفاده کند.


حاکمیت قدرت سیاستگذاری و قانونگذاری و پشتیبانی و حمایت و هدایت نسبت به بعضی فعالیتها دارد و از این توانش باید برای بهتر پیش رفتن از عرصه فرهنگ رفتار کند اما این امر نباید قهرا به معنی تصدی گری باشد یعنی به معنی از بین رفتن نهادهای سنتی فرهنگی در جامعه نباید باشد مثلا اگر به صورت سنتی برای مساجد و هیئات و بسیج و خانواده نقشهایی را در بهبود فرهنگی قائل بودیم باید مسئولیت پذیری هایی صورت گیرد. نباید مسئولیت پذیری حتی آحاد جامعه از بین برود و از خودشان رفع تکلیف کنند و به این عنوان که حاکمیت مسئول اداره فرهنگ جامعه است از خودشان سلب مسئولیت کنند و در فرهنگ اسلامی مسأله امر به معروف و نهی از منکر به صورت فراگیری مطرح و مهم شمرده شده است و به هر حال از این ظرفیتها باید استفاده شود اما در عین حال حاکمیت باید نسبت به هدایت و مدیریت کلان فرهنگی جامعه مسئولیت خود را ایفا کند.


*دولت و ملت هر کدام چه نقشی در هدایت فرهنگی دارند؟


دولت باید هدایت و سیاستگذاری و قانونگذاری کند و حمایت عمومی نسبت به فرآیند صحیح فرهنگی داشته باشد. دولت باید از ورود فرهنگ مهاجم و مخرب تا حد امکان پیشگیری کند و در سالم سازی فضای فرهنگی جامعه، ارباب فرهنگ را حمایت کند. آنهایی که در میدان و صف فعالیت فرهنگی اقدام می کنند، باید تا حد امکان، به مردم و نهادهای مردمی اهمیت بدهند. بنابراین مردم بیشترین نقش را در تحقق و عملیات فرهنگی ایفا می کنند هرچند مردم در عرصه قانونگذاری و سیاستگذاری هم مشارکت می کنند ولو اینکه مشارکت مردم به معنای اینکه آحاد مردم بخواهند مستقیما در این امر دخالت کنند، نیست بلکه ممکن است نمایندگانی از مردم و یا نخبگانی از مردم که خود جزء مردم هستند این مسئولیت را بپذیرند و این مشارکت را به عهده گیرند.


*ناهنجاریهای مختلفی در فضای اجتماعی جامعه ما وجود دارد. در برطرف کردن این ناهنجاریها چه راه حلی را پیشنهاد می کنید؟


نسبت به میزان و پراکندگی ناهنجاریهای فرهنگی در جامعه باید اطلاعات میدانی مستندی وجود داشته باشد. در قضاوت نسبت به وضعیت فعلی جامعه نباید به شکل کور عمل نکنیم، چون هر کدام از ما محیط پیرامونی خودمان را می بینیم و بر همان اساس قضاوت می کنیم. اگر محیط ما از نظر فرهنگی سالم باشد آنرا به کل جامعه تعمیم می دهیم و اگر محیط پیرامونی ما از نظر فرهنگی ناسالم باشد آنرا به کل جامعه تعمیم دهیم یا حداکثر در شعاع روابط و مراجعه و مشاهداتی که داریم قضاوت می کنیم باید در کشور نهادی باشد که این فراز و فرودهای فرهنگی و رشد و نقصانهای فرهنگی را رصد کنند که البته کار سختی است و باید معیار درستی در این مورد تعریف شود و روشهای درستی پیش بینی شود. یک بار در کشور تحقیق ارزشها و نگرشهای ایرانیان انجام شد اگرچه اصل کار، کار خوبی است اما این کار ضعفهایی داشت که باعث شد استمرار پیدا نکند و اگر کار و تلاش مجددی صورت پذیرد آن ضعفها را داشته باشد طبعا مستند نخواهد بود. متصدیان فرهنگی باید تلاش کنند که این کار به شکل مستند، قابل اتکا و قابل اعتمادی صورت گیرد تا ارزیابی از وضعیت فرهنگی می تواند متأثر از فرهنگ غلطی اتفاق بیفتد و یا معیارهای اشتباهی و یا معیارهای درستی ناهنجاری ها به شکل مستندی باشد.


ممکن است وضعیتی در شمال تهران وجود داشته باشد اما در جنوب تهران وجود نداشته باشد. ممکن است وضعیتی در شهر تهران باشد اما در ورامین نباشد. ممکن است وضعیتی در شیراز باشد اما در جهرم نباشد. وقتی آسیب شناسی فرهنگی می خواهد صورت گیرد باید به این پراکندگی ها هم توجه کنیم و متناسب با وضعیت و میزان و منطقه آسیب دیده، علاج لازم را اتحاذ کنیم ولی فی الجمله می دانیم با یک سری ناهنجاریهای فرهنگی روبرو هستیم و بعضا بداخلاقی ها، عدم صداقتها، عدم امانت داریها، عدم انضباط و عدم مسئولیت پذیری لازم، فرافکنی ها و به گردن هم انداختن ها و امثال اینها وجود دارد؛ صرف نظر از اینکه عرض کردم باید میزان و پراکندگی آنها را مشخص کرد.


*چرا این شرایط رقم خورده است؟


 طبیعتا مثل هر پدیده اجتماعی دیگری عوامل متعددی در پیدایش این امر وجود دارد و دشواری شناسایی و علاج اینها به دلیل تنوع عوامل تأثیرگذار در آن پدیده است. شرایط سیاسی کشور چه در داخل و چه در بین الملل، وضعیت و ارتباطات رسانه ای، وضعیت اقتصادی خانواده ها و وضعیت اقتصاد عمومی کشور و میزان آبادبخشی و تحرک و تأثیر نهادهای فرهنگی و آموزشی در کشور اثر می گذارد. خانواده و نقشی که ایفا می کند و مسئولیتی که در قبال پرورش افراد خانواده می پذیرد و درگیر نقشهایی که در درون خانواده ممکن است اتفاق بیفتد و مثلا پدر به عنوان ولی خانواده نقش خودش را نتواند ایفا کند اثر می گذارد و … عوامل متکثری است که به پدیده فرهنگی تبدیل می شود و مثلا اینکه پرخاشگری در جامعه و بخشی از جامعه وجود داشته باشد و یا موارد دیگری که عرض شد اما در مجموع این عوامل که بخواهم در یک موضوع و عامل محوری تمرکز ببخشم بدون اینکه ادعا کنم این همه عوامل را در بر می گیرد. آنچه بیشترین تأثیر را در این وضعیت بر جای گذاشته است متأثر شدن زندگی مردم از الگوی پیشرفت و توسعه غربی یا غیراسلامی است. الگوی پیشرفت گستره ای به پهنای زندگی دارد و در آن هم سبک زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، سبک خانواده و روابط خانوادگی و امثال اینها در قالب همین عنوان کلی که عرض کردم به چشم می خورد.


جامعه ایران به دلیل خیانتی که رژیم ستمشاهی به عمل آورد دروازه های کشور را به روی فرهنگ غرب باز کرد و مردم نسل پیشین و ساختار و سازماندهی جامعه براساس نظام سرمایه داری، نظام اقتصادی و فرهنگی مبتنی بر تمدن غرب به میزان زیادی شکل دادند. با پیروزی انقلاب اسلامی این وضعیت متزلزل شد و شورشی  بر علیه آن وضعیت رخ داد. اما علی رغم برقراری نظام جمهوری اسلامی که نظام بابرکتی است به دلیل اینکه نخبگان جامعه، انقلاب فرهنگی را جدی نگرفتند الزامات فرهنگی بقای انقلاب به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفت و به همین دلیل سبک زندگی اسلامی به درستی تعریف نشد و الگوی زندگی که می توانست با شرایط نوین دنیا حرفی برای گفتن داشته باشد به صورت جامع طراحی نشد و نتیجه این امر این شد که جامعه با دوگانگی فرهنگی روبرو شد که این دوگانگی همچنان ادامه دارد.


*به نظر شما علل اصلی این ناهنجاریها از چیست؟


اگر در نظام اقتصادی به گونه ای وضعیت تجارت و کسب و کار رقم بخورد که افراد احساس کنند باید حق دیگران را تضییع کنند تا جیبشان پر شود، این امر طبیعتا مبدأ ظلم می شود. وقتی دیگران که دستشان به آن نوع مال اندونزی نمی رسد به کسانی که این گونه اموال مردم را تاراج می کنند پرخاشگر می شوند و می خواهند نفرت خودشان را به گونه ای بروز دهند و بعضا در قالبهایی که نامربوط به نظر می رسد اعتراض خودشان را مطرح می کنند.


آنچه که عرض کردم یک مثال بود در موارد مشابهی هم این مسأله اتفاق افتاده است، لذا عرض می کنم اگر ما به شکل بنیادین و جامع بخواهیم مطرح کنیم و به عبارتی الگوی پیشرفت توجه کنیم و نخبگان ما به این امر اهتمام بورزند. اگر در کوتاه مدت بخواهیم به این مسائل توجه کنیم و تحرک بهتری را ایفا کنیم باید فعالان فرهنگی که سالم می اندیشند و در محیط انقلاب و اسلام پرورش پیدا کردند را حمایت کرد و به میدان آورد، به آنها مسولیت داد تا آنها بتوانند با ابتکار عملی که می توانند به خرج دهند در محیط خودشان تأثیرگذار باشند تا بتوانند این وضعیت را بهبود بخشند.

مطالب مرتبط :
  1. دخالت دولت در امور فرهنگی نباید به دولتی شدن فرهنگ منجر شود/ دولت موظف به صیانت از فرهنگ غالب مردم است
  2. افراط و تفریط در مسأله ارتباط بین دولت و فرهنگ اشتباه است/ عرصه فرهنگ در مسیر باثباتی حرکت کند
  3. نباید مردم را مجبور کنیم به چه چیزی فکر کنند/ مردم باید چگونه فکر کردن را یاد بگیرند
  4. اگر عوامل دانشگاه نقششان را درست ایفا کنند روحیه پرسشگری دانشجویان بالا می رود
  5. مدیران فرهنگی باید دیدی فرهنگی و نه سیاسی داشته باشند/ نقش دولت در فرهنگ چگونه باشد

پارک علم و فناوری قم

zohur