۱۳ مهر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


امام علی(ع) در خطبه شصت و سوم نهج البلاغه می فرمایند: جهان منزلگاهى است که جز در خودش(و به ‏وسیله بهره ‏بردارى صحیح از آن)سالم نتوان ماند و با کارهائى که مخصوص دنیاست از آن نجات نتوان یافت. مردم به وسیله دنیا آزمایش مى‏‌شوند. بنابراین هر چیز از دنیا را به‏ خاطر دنیا به دست آورند از کفشان مى‏‌رود و حساب آنرا باید پس بدهند و اما آنچه را که از دنیا براى غیر این جهان تهیه کرده‏‌اند به آن خواهند رسید و با آن خواهند بود، دنیا در نظر خردمندان‏ همچون سایه‏‌اى است که هنوز گسترده نشده، کوتاه مى‏‌گردد و هنوز فزونى نیافته نقصان مى‏ پذیرد.»


امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: اِنَّما سُمِّیَتِ الدُّنْیا دُنْیا لِاَنَّها اَدْنَی مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ سُمِّیَتِ الا خِرَةُ آخِرَةً لِاَنَّ فِیهَا الْجَزاءَ وَ الثَّوابَ: دنیا از آن رو دنیا نام گرفته که پست‌ترین (با نزدیک‌ترین) چیزهاست و آخرت از آن رو آخرت نامیده شده که سزا و پاداش در آنجاست.


در نگاه امام علی(ع) دو دنیا وجود دارد: دنیایی که بود و نبود، زیبایی و زشتی، هستی و نیستی خود را بروز می دهد و آنچه دارد را عیان می سازد که دنیای ممدوح است و دنیای دیگری که انسان را می فریبد، زشتی ها را ظاهر نمی سازد ولی زیبایی هایش را با غلو بسیار نمایان می کند و انسانهای ضعیف النفس را جذب می نماید. این دنیا، چنین افرادی را عاشق و شیدای خویش می سازد و آنان را به پرستش خود وا می دارد. «از برای انسان دو دنیاست: یکی ممدوح و یکی مذموم. آنچه ممدوح است حصول در این نشئه که دارالتربیة و دارالتحصیل و محل تجارت مقامات و اکتساب کمالات و تهی زندگانی سعادتمند ابدی است که بدون ورود در اینجا امکان پذیر نیست پس، عالم مُلک، که مظهر جمال و جلال است و حضرتِ شهادتِ مطلقه است، به یک معنی مذمتی ندارد و آنچه مذموم است دنیای خود انسان است، به معنی وجه قلب به طبیعت و دلبستگی و محبت آن است که آن منشأ تمام مفاسد و خطاهای قلبی و قالبی است.»


دنیا محل عبور است نه محل ماندن


امام علی(ع) می فرماید: «اَلدُّنْیا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ، وَ النّاسُ فیها رَجُلانِ: رَجُلُ باعَ فیها نَفْسَهُ فَأَوْبَقَها وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهَ فَأَعْتَقَها: دنیا محل عبور است نه محل ماندن، و مردم در آن دو گروهند: کسی که خود را در دنیا بفروشد دنیا اسیرش می کند و کسی که خود را در دنیا بخرد، دنیا آزادش می کند.» در اسلام، دنیا و آخرت به هم آمیخته است. اسلام غیر از مسیحیت است. در مسیحیت، حساب دنیا از حساب آخرت جداست. مسیحیت می گوید که هر یک از دنیا و آخرت به دنیای جداگانه ای تعلق دارد. یا این، یا آن. اما در اسلام این طور نیست. اسلام آخرت را در متن دنیا و دنیا را در متن آخرت قرار داده است.»


«تعلیقات جامع و همه جانب اسلامی در مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی بر اساس محترم شمردن زندگی و روی آوردن به آن است نه پشت کردن به آن.» قال الله تعالی: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتی اَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ: بگو چه کسی زینت‌هایی که خدا برای بندگانش آفریده و همچنین روزی‌های پاکیزه را تحریم کرده است؟ علاقه به دنیا، همچون بسیاری از علایق و تمایلات انسانی، فطری است نه اکتسابی. و آن چه فطری است قطعاً ممدوح و مطلوب است. استفاده از دنیا و بهره وری از آن در حدّ معقول، متفاوت است با غرق شدن و غوطه خوردن در آن. دنیای ممدوح دنیایی است که انسان برای کمال خویش یا رفع احتیاج خود و خانواده اش تلاش کند، با مشکلات دست و پنجه نرم نماید، خستگی را به جان بخرد، به تنبلی و سهل انگاری پشت پا زند تا به آن چه خدای متعال آفریده و روزی او قرار داده دست پیدا کند. پس دنیا و هر چه که در آن است بد نیست بلکه نحو استفاده از آن و چگونگی پرداختن به آن موجب می شود که دنیای ممدوح تبدیل به دنیای مذموم شود.



 


علاقه به دنیا فطری است


در مورد اینکه دنیا و علاقه به آن فطری است به دو روایت اشاره می کنیم: قال علی(ع): اَلنّاسُ اَبْناءُ الدُّنْیا وَ الْوَلَدُ مَطْبُوعُ عَل ی حُبِّ اُمِّهِ: مردم فرزندان دنیا هستند و علاق فرزند به مادر در درون آدمی است.امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «اَلنّاسُ اَبْناءُ الدُّنْیا وَ ل ا ایُلامُ الرَّجُلُ عَل ی حُبِّ اُمِّهِ: مردم فرزندان دنیا هستند و کسی بر دوست داشتن مادر خود ملامت نمی شود.»


برای اثبات دنیای ممدوح به روایات زیادی می توان تمسک نمود، ولی چون در این نوشته بنا بر اختصار می باشد، لذا تنها به نقل چند روایت از علی بن ابی طالب علیه السلام اکتفا می کنیم. شاید مهمترین و صریح ترین روایتی که در این مورد نقل شده و امام خطاب به کسی که دنیا را مذمت کرد، آنرا بیان نموده، حدیث زیر باشد: قال علی(ع): اِنَّ الدُّنْیا دارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَها، وَ دارُ عافِیَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْها، وَ دارُ غِنیً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَ دارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِها، مَسْجِدُ اَحِبّاءِ اللهِ، وَ مُصَلّ ی مَلائِکَةِ اللهِ، وَ مَهْبِطُ وَحْیِ اللهِ، وَ مَتْجَرُ اَوْلِیاءِ اللهِ، اِکْتَسِبُوا فِیَها الرَّحْمَةَ، وَ رَبِحُوا فِیهَا الْجَنَّةَ، فَمَنْ ذ ا یَذُمُّها وَ قَدْ أذَنَتْ بَبَیْنِها، وَ نادَتْ بِفِراقِها، وَ نَعَتْ نَفْسَها وَ اَهْلَها. فَمَثَّلَتْ لَهُمْ بِبَلائِهَا الْبَلاءَ، وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُرُورِها اَلَی السُّرُورِ: دنیا خوان راستی است برای کسی که آنرا راستگو انگاشت و خوان تندرستی است برای کسی که شناختش و باور داشت، و خوان بی نیازی است برای کسی که از آن توشه اندوخت و خوان پند است برای آنکه از آن پند آموخت. مسجدِ محبان خداست و محل نماز فرشتگان او و محل فرود آمدنِ وحی خدا و تجارتخان دوستان او. در آن آمرزش خدا را به دست آوردند و در آنجا بهشت را سود بردند. چه کسی دنیا را مذمت می کند، در حالی که (خودِ دنیا) بانگ برداشته است که جداشدنی است و فریاد کرده است که ناماندنی است و گفته است که خود و اهلش خواهند مرد. با محنت خود، از محنت برای آنان نمونه ساخت و با شادمانی اش آنان را به شوق شادمانی انداخت.


دنیا تا حدی ممدوح است


آنچه از روایات و سیره ائمه(ع) به دست می آید ممدوح بودن دنیاست، اما فقط در حدی که نیازهای انسان تأمین شود، نه به آن اندازه که وابستگی به امور مادی پیدا کند و به اصطلاح دنیاپرست شود. دنیاپرستی، تجاوز از حد خواستن معمول و معقول و علاق وافر به دنیا پیدا کردن است. اینجاست که انسان از حد دنیای ممدوح خارج شده و به دنیای مذموم ملحق می گردد. دنیاپرستی از دیدگاه امام علی (ع) مذموم و زشت است. این دنیاست که «منشأ هم آفات است».


آنچه از نظر امام علی(ع) مذموم است، نه وجود فی نفسه جهان [دنیا] است و نه تمایلات و علایق فطری و طبیعی انسان. در این مکتب نه جهان [دنیا] بیهوده آفریده شده است و نه انسان راه خود را گم کرده و به غلط در این جهان آمده است. بنابراین به راحتی می توان پذیرفت که بینش امام علی(ع) درباره دنیا با الگوهای «دو جهان نگر» از نوع سوم (دنیا و آخرت حداکثری) سازگارتر است؛ اما این سؤال اساسی باقی می ماند که اگر آن حضرت به زندگی دنیوی و تلاش و کوشش برای آبادی آن (همانند زندگی اخروی وجد وجهد در راه آن) اصالت می دهند، چرا به کرات دنیا را مورد مذمت قرار داده اند و مؤمنان را بر جدا شدن از آن دعوت کرده اند؟ به عبارت دیگر، اگر منطق حضرت «و اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا و اعمل لآخرتک کانک تموت غدا» است، چرا در بیشتر موارد تنها به «اعمل لآخرتک کانک تموت غدا» پرداخته اند و مساله «اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا» را کمتر مورد توجه قرار داده و یا به ندرت مؤمنان را به دنیاطلبی سفارش کرده است؟


مروری بر نهج البلاغه این پرسش را تأیید می کند؛ در این کتاب بارها از دنیا سخن به میان آمده و در اغلب موارد دنیا به تعابیر مختلف مورد نکوهش قرار گرفته است و در مقابل به آخرت‌گرایی ترغیب شده است: در خطبه ها و کلماتی مسأله بی وفایی دنیا مطرح گردیده، در بعضی از خطبه ها و سخنان آن حضرت دنیا با تعابیر مختلف مذمت شده است، در مواردی از فریفته شدن به دنیا هشدار داده شده، و بالاخره در سخنان متعددی به دوری از دنیا سفارش گردیده است. در اکثر بیانات آن حضرت در کنار این نوع برخورد با دنیا، به مسأله آخرت، معنویت، زهد و امثال این امور معنوی توجه ویژه ای صورت گرفته است.

مطالب مرتبط :
  1. اینترنت و دنیای مجازی پیچیدگی اخلاق در دنیای کنونی را افزایش داده است
  2. جایگاه مقام عبودیت در خلقت انسان/ کمال انسان در عبودیت است
  3. چرا انسان به خدا و دین نیاز دارد/ بررسی حس کمال طلبی انسان
  4. تلاش برای راحتی دنیوی از دید قرآن و احادیث/ روایتی جالب از امام صادق (ع)
  5. شرط امام رضا(ع) برای اقامه نماز عید فطر/ چگونگی خروج پیامبر(ص)برای نماز

پارک علم و فناوری قم

zohur