۲ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، در یک تعرف، حقیقت علم کشف واقعیت است، کشف واقعیت هایی مربوط به یک موضوع. اما آیا این سخن بدین معناست که آنچه به نام مجموعه های علمی در جامعه بشری موجود است، تماما کشف واقع است و از امور غیر معرفتی گوناگون متاثر نشده است؟ خصوصا اگر توجه داشته باشیم که امروزه بحث از تاثیر پیش فرضها در علوم یک بحث پذیرفته شده در فلسفه علم قلمداد می شود و دیگر رویکرد پوزیتیویستی و مبنای رئالیسم خام که علوم را کاملا وابسته به اثبات تجربی و خالی از هرگونه پیش فرض قلمداد می کرد، اعتباری ندارد.


با این حال اشتباه مهمی که در عمده این رویکردها می توان مشاهده کرد،خلط بین مقام اثبات و تحقق خارجی و تحلیل تاریخی جامعه شناسی از علم با مقام ثبوت و تحلیل منطقی- فلسفی علم است که منجر به این روند شده که برای حل مباحث فلسفی معرفت شناسی،از مباحث جامعه شناسی معرفت استفاده شود و به تبع آن،بین پیش فرض های گوناگون تفکیکی صورت نگیرد و صبغه غیر معرفتی آنها اصل قرار داده شود.


علم در مقام تحلیل منطقی-فلسفی فقط یک معنا و یک حقیقت دارد و ناب و خالص است و اگر بحث از تاثیر و تاثر بین معرفت ها در این مقام مطرح شود، بحثی کاملا معرفتی و ناظر به درک واقعیت است و تنها در مقام تحلیل تاریخی-جامعه شناختی است که علم می تواند به معنای مختلف به کار رود و با درک های فرهنگی و غیر معرفتی آمیخته شود. کسی که می خواهد در باب ماهیت علم بحثی کند، ابتدا باید ماهیت علم را در مقام تحلیل منطقی-فلسفی معلوم سازد و سپس به سراغ عالم خارج برود و ببیند آنچه که درجامعه به اسم علم معروف است تا چه حد واقعا علم است و تا چه حد امور غیر علمی به نام علم عرضه می شود.


اگر این مساله به درستی درک شود، آنگاه باید ببینیم وقتی سخن از تاثیر پیش فرض ها در علم می کنیم، ناظر به کدام مقام است و این مساله ای است که در اغلب رویکردهای متاخر فلسفه علم مغفول مانده است. حقیقت این است که می توان در مقام حقیقت علم و با رویکرد منطقی-فلسفی نیز از پیش فرضهای یک علم سخن گفت و البته در این مقام،صبغه پیش فرض ها نیزصبغه معرفت و کاشف از واقع می شود.


اما اگر فقط ناظر به علم در مقام تحقق خارجی یعنی آنچه به اسم علم معروف است که هم حاوی”علم”است و هم حاوی”جهل مرکب” سخن بگوییم،آنگاه نه تنها امور معرفتی، بلکه تاثیر بسیاری از امور غیر معرفتی نیز در شکل گیری علم، توجه آدمی را به خود جلب می کند و وقتی به تفکیک این دو مقام توجه نمی شود، کم کم حضور امور غیر معرفتی در عرصه پیش فرض ها و عدم تفکیک آنها از امورمعرفتی، این تلقی را دامن می زند که اساسا “علم” یعنی همین آمیخته های معرفت و غیر معرفت،به تدریج به دام نسبیت گرایی می افتیم و این حادثه ای است که گریبانگیر بسیاری از مکاتب فلسفه علم متاخر شده است.


اما اگر بین مقام حقیقت علم و مقام تحقق تاریخی علم فرق گذاشته شود، آنگاه در تحلیل امور موثر بر هویت علم، اصل را مقام حقیقت قرار می دهیم و هر گونه عارضه غیرمعرفتی را که در مقام تحقق خارجی بر علم وارد شود، منطقا غیر مجاز اعلام می کنیم؛ و در عین حال بدون آنکه به خاطر پذیرش اموری مقدم بر”علم”، به وادی شکاکیت و نسبی گرایی بیفتیم، از امور مقدم بر”علم”سخن می گوییم و شانیت معرفتی این دسته از امور مقدم بر “علم” را نیز حفظ  می کنیم. این همان محتوای سخن فلاسفه و منطق دانان مسلمان است که می گفتند هر علمی مبادی تصوری و تصدیقی دارد و این مبادی تصوری و تصدیقی یا از سنخ اصول متعارف “بدیهی” است که برای هر انسانی معلوم بالذات است و نیاز به بررسی ندارد هر چند شاید محتاج تنبه باشد و یا از سنخ اصول موضوعه”غیر بدیهی” نظری” است که باید در یک علم مقدم بر آن اثبات شود و این سلسله به یک علم اولی بر می گردد که مبتنی بر بدیهیات اولیه است و خود نیازمند هیچ علم دیگری نیست.


در واقع”پیش فرض ها”که در ادبیات مدرن تحت تاثیر رویکردهای تاریخی- جامعه شناختی مطرح شده اند،”صرفا فرض های بدون پشتوانه معرفتی” هستند که به خاطر عوامل فرهنگی و اجتماعی در ذهن دانشمندان مستقر گردیده اند درحالی که در مبنای فیلسوفان مسلمان، اولا اصول موضوعه را حتما باید در یک علم دیگری اثبات کرد تا در نظام معرفت به کار آید و ثانیا و مهمتر اینکه همه مبادی تصدیقی از سنخ اصول موضوعه نیستند، بلکه برخی از آنها از سنخ اصول متعارفه می باشند که صدق آنها غیر قابل مناقشه است.

مطالب مرتبط :
  1. مقام و منزلت حضرت عباس در نزد ائمه اطهار(ع)/ پنج امامی که تو را دیده‌اند دست علم‌گیر تو بوسیده‌اند
  2. نقشهای معرفت در زندگی در کمبریج بررسی می شود
  3. بایسته های جایگاه مساجد در جامعه اسلامی بررسی شد
  4. جایگاه عقل در فهم دین
  5. جایگاه معرفت و شناخت در تبلیغ/ اساس تبلیغ اسلامی حجت و برهان است

پارک علم و فناوری قم

zohur