۲۴ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، اسلام جهانی بینی و رسالت خود را بر سه پایه اساسی مبدا، معاد و نبوت بنا گذاشته و انکار هر یک از آنها را مانند نفی دو اصل دیگر می داند. از طرف دیگر پایگاه تعلیم و تربیت اسلامی بر زنده کردن فطرت استوار شده، بنابراین اسلام ایمان به معاد را از ارکان حیاتی انسان می داند که بدون آن زندگی برای بشر مفهوم درستی ندارد. مقررات دینی قوانین خشک و بی روح نیست،که صرفا به خاطر تقلید و تشریفات در حاشیه زندگی تنظیم شده باشد، بلکه مجموعه ای از احکام، اخلاقیات و اعتقادات است که هماهنگ با طبیعت و سرشت انسان ترتیب یافته است. در واقع دستورهای مذهب بازتابی از واقعیات طبیعت و آفرینش است.


بدون شک انگیزه فعالیت، میل به بقا و عشق به حیات است و انسان برای تامین لوازم و نیازهای زندگی همچون خوراک، پوشاک و مسکن به تلاش بر می خیزد. آیین بشری، زندگی محدود و منحصر در حیات چند روزه دنیاست. بی شک قوانین بشری که بازتاب نیازها و خواسته های بسیاری از مردم است برای همین دنیا وضع گردیده، اما قوانین الهی زندگی انسان یک زندگی ابدی و بی نهایت است و خوشبختی و بدبختی او در گرو سعادت و شقاوت زندگی دنیوی اوست، از این رو باید یک خط مشی معقول و منطقی برای بشر ترسیم کرد،نه یک استراتژی عاطفی.باید مصلحت واقعی افراد تامین گردد،نه هوی و هوس آنها.


انسان با شعور فطری و وجدانی خود، معاد را باور می کند و بدین و سیله حیات ابدی را می فهمد، که او باید حیات معقولی داشته باشد و یک لحظه از نیازهای آن غفلت نورزد. ولی یک فرد مادی که منطقی جز تامین خواسته های حیوانی و آرمانی و جز دستیابی به هواهای نفسانی ندارد اگر خیلی مترقی باشد، آرزو دارد همه تمایلات حیوانی انسانها تامین گردد، و معتقد است نیازی به اخلاق و انسانیت نیست. نقش معاد در فکر، روح، اخلاق، اجتماع و اعتقادات فردی کاملا روشن است، زیرا او در امور فکری خود و جهان با دیدی واقع بینانه می نگرد و خویشتن را یک موجود چند روزه ای می داند که به همراه کاروان جهانیان به سوی جهانی پاینده و ابدی در حرکت است.


با این باور، اندیشه او از محدوده محسوسات آزاد می شود، تا به معقولات برسد و به مسائل غیبی و پنهانی دست پیدا کند. اگر مخترعان و مکتشفان بزرگ جهان فکر خود را در زندان محسوسات حبس می کردند، امروز علوم مادی این قدر پیشرفت نمی کرد نه اتم شکافته می شد و نه میکروب شناخته می گردید، و نه قانون “نسبیت” کشف می شد.


نقش معاد در قلمرو اخلاق و روحیات نیز روشن است، زیرا این واقع بینی و طرز تفکر احساسات درونی را تعدیل کرده و آن را با خط مشی معقولی که با هدف نهایی سازگار است محدود می سازد. کسی که معتقد است همچون پر کاهی است که بر روی امواج سهمگین جهان هستی قرار دارد و به طرف هدف نهایی آفرینش می رود، غرایز او همچون ریاست طلبی، خودخواهی، مال دوستی، شهوت و غضب طغیان نمی کند تا باعث سرکشی و تجاوز به حدود و حقوق دیگران شود و انسان برای رسیدن به شکم و شهوت خود را تبدیل به یک موجوده بی اراده نمی سازد بلکه لحظات حساس زندگی خود را در راه ایثار و فداکاری خدمات اجتماعی و تلاش های پرثمرصرف می کند، تا ضمن تامین نیازمندی های محدود خود در راه حق و سعادت عمومی گام بردارد و حیات ابدی خود را تامین نماید،و در این راه اگر جانش را فدا کند چه بهتر، زیرا حیات غم انگیز را داده و زندگی پر فروغ و لذت بخش باز پسین را بدست آورده است.


بنابراین تصور مرگ و جهان پس ازآن، نشاط و پویایی را از انسان نمی گیرد، زیرا فعالیت انسان مولود حس احتیاج و عشق به بقاست و با اعتقاد به قیامت، این نیاز طبیعی از بین نمی رود. ایمان به معاد، دامنه نیاز انسان را به بی نهایت می رساند و دنیا را “کشتگاه” آخرت می سازد. همان گونه که در نظام طبیعت گندم از گندم می روید و جو از جو، و نباید از مکافات عمل غافل شد. اعمال پلید، مانند ظلم، استثمار و بی عدالتی که از عقاید کثیف نشات می گیرد نتایج زیانباری در زندگی جاودانی می گذارد و در جهان پهناور آخرت مفقود نمی شود در روز قیامت همه نهان ها آشکار گردیده و انسان پاداش اعمال و کیفر کردارش را می یابد.


 

مطالب مرتبط :
  1. اخلاق ناصری و روایت خواجه از اخلاق
  2. موارد همگرایی و واگرایی اخلاق کانتی و اخلاق اسلامی/ اشتباه کانت در کجا بود
  3. فقه، فلسفه و کلام اسلامی جلوه‌های اندیشه سیاسی اسلام
  4. تاثیر جهانی شدن بر دموکراسی
  5. لزوم توجه به تفاوت های جنسی کودکان/ تاثیر جنسیت بر رفتارهای کودکان

پارک علم و فناوری قم

zohur