۷ مهر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


در قرون وسطی هیچ گاه تصور تاسیسِ متافیزیکی دیگر براساس مقولاتی جدید نمی رفت اما با ظهور فلسفه های جدید و متفاوت و متنوع شدن فلسفه و نیز ظهور جریانات غیر فلسفی موثر بر تاریخ فلسفه، زمینه پرسش از مسیر آینده فلسفه موضوعیت یافت و حتی مساله ای بسیار جدی تلقی شد. آنچه در ادامه می آید گفتگوی گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر با مسعود امید دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز درباره آینده فلسفه و پرسش در این زمینه است.


تحلیل شما در مورد پرسش از آینده فلسفه چیست؟


پرسش از آینده فلسفه تنها دارای وجهه فلسفی نیست بلکه از آنجا که با پیش کشیدن آینده با دخالت زمان و زمانه همراه است، پرسشی چند وجهی به شمار خواهد آمد. به تبع چند وجهی بودن مساله، پاسخ نیز باید چند وجهی و به بیان دیگر «میان رشته ای» باشد. به بیان دیگر نمی توان صرفا به نحو پیشینی در باب آینده فلسفه به تدارک پاسخ نشست بلکه تاملات پسینی در گذشته تاریخ فلسفه، گشت های آن، بررسی نیاز ها و گرایش های معاصر جریان فلسفی و ملاحظه وضعیت علم، ریاضیات، ادبیات، سیاست و هنر در دوران حاضر و آینده نیز، در امر پاسخ دهی دخیل خواهند بود. به تعبیر دیگر باید خود فلسفه و نیز تاریخ فلسفه و تاریخ جهان، جامعه شناسی، روان شناسی و… دست به دست هم دهند تا از این طریق بتوان به نتیجه ای دقیق تر دست یافت.


از چه زمانی پرسش درباره آینده فلسفه مهم تلقی شد و نگرانی فیلسوفان را با خود به همراه آورد؟


در یونان و به ویژه در قرون وسطای مسیحی و اسلامی مسیر کلی فلسفه تا حدی مشخص شده بود: مسیر کلی و جهت آن متافیزیک بود. در ادوار مذکور، در عین حال که نظام های بعدی متفاوت از نظام های قبلی بودند، مانند نظام ارسطویی نسبت به افلاطونی یا نظام اشراقی نسبت به مشایی یا نظام آکویناسی نسبت به آگوستینی، اما تمام این تحولات فلسفی در دامن مطمئن و گسترده متافیزیک رخ می داد. براین اساس در دوره مذکور، هم گذشته فلسفه تعین یافته بود و هم آینده آن معلوم بود. حتی می توان گفت در دوران یونان و قرون وسطی، تصور تاسیسِ متافیزیکی دیگر، براساس مقولاتی جدید هم نمی رفت، مانند تاسیسِ متافیزیک هگلی. اما با ظهور فلسفه های جدید و متفاوت و متنوع شدن فلسفه و به بیان دیگر ظهور متافیزیک ها و حتی فلسفه های نوعِ دیگر و نیز ظهور جریانات غیر فلسفی موثر بر تاریخ فلسفه، زمینه پرسش از مسیر آینده فلسفه موضوعیت یافت و حتی مساله ای بسیار جدی تلقی شد.


وضعیت متافیزیک در آینده فلسفه چیست؟


ما با ظهور و حضور متافیزیک هایی با رویکرد تحلیلی در فلسفه های تحلیلی یا علمی در نزد فیلسوفان مستقل مانند وایتهد یا فیزیکدان-فیلسوفان  و…  نیز مواجه هستیم و اقبال به این دیدگاه ها بیشتر است. هر چند نمی توان از «مرگ متافیزیک» خواه به معنای کلاسیک در یونان و قرون وسطی و خواه نو کلاسیک در فلسفه های پس از رنسانس نزد اسپینوزا، لایب نیتس و..  سخن گفت، اما وضعیت حال و آینده فلسفه را در حوزه های مذکور، می توان با عنوان «اضطراب متافیزیک» و «خواب متافیزیک» تعبیر کرد. امروزه و نیز در آینده متافیزیک کلاسیک و نوکلاسیک، در عین حضور، در حاشیه خواهند بود.


به نظر می رسد فیلسوفی که مساله آینده فلسفه را به جد مطرح ساخته است و براساس اصول فلسفی خود بدان پرداخته و پاسخ داده ، ایمانوئل کانت باشد. کانت درباره آینده فلسفه در ذیل انقلاب کپرنیکی خود چه نظری داشت؟


کانت از طرفی پایان شاکله و شیوه ای خاص از فلسفه یعنی متافیزیک را اعلام داشت و از طرف دیگر نوید آغاز دوره ویژه ای از فلسفه را مطرح کرد. در فلسفه وی از رویکرد و شیوه خاصی نسبت به حل مسایل فلسفی، صرف نظر شده است و رویکرد دیگری رخ نموده است. نتیجه آنکه کانت معتقد به آغازی نو و باور به تغییر مسیر در فلسفه است و نه پایان مطلقِ فلسفه. اما کانت با اطمینان و تاکید، نقش فلسفه خود را در آینده فلسفه، اساسی می دانست. کانت به «فلسفه آینده» به معنای یک دستگاه مستقل فلسفی که در عرض فلسفه او باشد، معتقد نیست چرا که «فلسفه آینده»، همان فلسفه اوست. ولی به «آینده فلسفه» به معنای حضور تفکر فلسفی در آینده و بال و پرگشودن آن باور دارد. فلسفه کانت، فلسفه آینده است و آینده فلسفه در طولِ فلسفه او رقم می خورد. کانت فلسفه خود را صرفا نظامی در عرضِ دیگر نظام ها و مکاتب نمی داند، بلکه آن را جریان فلسفی قابل بحث و بسط می انگارد. وی اندیشه فلسفی خود را همچون نهالی می انگارد که باید قد کشد و به بار نشیند. وی می نویسد: « این تمهیدات برای معلمان فرداست… در مابعدالطبیعه حتماً تحولی کامل بلکه تولدی تازه، مطابق طرحی که تاکنون به کلی ناشناخته بوده است، به وقوع خواهد پیوست».(کانت: تمهیدات،۱۳۶۷،ص ۸۵ و ۸۳) «این دستگاه چنان که امیدوارم، در آینده نیز عدم تغییر خود را کاملا به طور ثابت حفظ خواهد کرد» در ادامه، در قرن نوزدهم و بیستم همین حساسیت و نظرپردازی در مورد آینده فلسفه را در نزد نیچه، هایدگر و دیگران می توان ملاحظه نمود.


شرایط جامعه چه میزان در آینده فلسفه تأثیرگذار خواهد بود؟


 آینده فلسفه به شدت تحت تاثیر فضای سیاسی جهان است. فلسفه، بدون فضای مردم سالارانه در جامعه، فلسفه امکان تنفس و حضور طبیعی ندارد. بنابراین اگر هم به حیات خود ادامه دهد، در حد حداقلی یعنی در حالت نباتی خواهد بود. فضای استبداد، خشونت، تهدید، تمسخر، تحقیر، انحصارطلبی، کیش شخصیت، فضای امنیتی-پادگانی(نه امنیتی-حقوقی یا مدنی) و… در حکم سمِّ مهلک برای پیکر فلسفه خواهد بود. نکته اینجاست که فلسفة حکومتی، دستوری، غیر آزاد و نامستقل، نمی تواند انسانی، اخلاقی و معنوی باشد. فلسفه می تواند به طور طبیعی-تاریخی، در فضای یک پارادایم یا متعلق به یک گفتمان باشد، ولی تعیین مسیر اجباری و بخشنامه ای و فرمایشی و غیر طبیعی  برای فلسفه ورزی، راه به جایی نمی برد.


آینده فلسفه را در جامعه مان چطور پیش بینی می کنید؟


فلسفه، آینده خواهد داشت در صورتی که در حوزه معرفت و شناخت، به نحو «انسانی» زندگی کنیم: از تفتیش عقاید بپرهیزیم، از خلط مساله و شبهه دور باشیم، سلب آزادی تفکر و سخن نکنیم، فیلسوفان را مزدور خط و ربط سیاسی نکنیم، مرز مزدوری و خدمتگزاری را پاس بداریم، حق و حدود هر علم را رعایت کنیم، به گفتگوی اخلاقی  و آزاد و نه بخشنامه ای و محدودیت آفرین تن دهیم، ارزش نظریات فلسفی را با معیارهای سیاسی، قبیله ای، گروهی، دینی و… نسنجیم، به معرفت و بصیرت فلسفی نیز احترام بگذاریم و زیاد به فلسفه بدبین نباشیم. باید دانست که اگر ملت، فرهنگ و تمدنی قدر و ضرورت فلسفه ورزی را نداند و نیز این قاعده را فراموش کند که : «فلسفه دیر بار می دهد ولی خوب بار می دهد»، نه فلسفة خوب و واقع بینانه ای خواهد داشت و نه شاید اصلا  بتواند فلسفه ای داشته باشد! باید به این موضوع توجه اکید داشته باشیم که فلسفه به معنای فلسفه ورزی در مورد مسایل انسانی و غیر آن، هیچ گاه متوقف نخواهد شد، هر چند شکل و شاکله و شمایل آن تغییر کند. به همین جهت بهتر است آدمیان را به فلسفه ورزی فراخوانیم تا دیدگاه ها و نظام های فلسفی. به نظر می رسد که آینده به سوی «فلسفه ورزی» تمایل دارد تا فلسفه ها و نظام های فلسفی. فلسفه ورزی هم معطوف به تاریخ فلسفه خواهد بود وهم کشف عرصه های نوین.

مطالب مرتبط :
  1. ضرورت مطالعه فلسفه مضاف در ایران مانند ضرورت تنفس برای موجود زنده است
  2. فلسفه علم و فلسفه دین از اولویت های پرداختن به فلسفه های مضاف در ایران هستند
  3. بررسی نگاه شریعتی به مدرنیته/ شریعتی رهبر آینده تفکر ایران است
  4. فلسفه‌های مضاف در ایران جایگاهی ندارند/ چرایی شکل نگرفتن فلسفه سیاست و اخلاق در کشور
  5. دوره‌ آموزشی «کانت و مسأله‌ متافیزیک» برگزار می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur