۱۷ آبان ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، در باب تهاجم فرهنگی، سخن بسیار گفته شده و در بیان اهمیت و حساسیت این پدیده شوم و نوع برخورد با آن گفته ها و نظریه های مختلفی ابراز شده که هر یک، اغلب ناظر به بعدی از ابعاد فرهنگ است. بر این اساس که در آنها به کدامیک از عناصر تشکیل دهنده فرهنگ اصالت داده شده باشد و به میزان ارزشیابی آن عنصر، با یکدیگر متفاوت هستند.


آنچه در تهاجم فرهنگی مورد توجه و تاکید اندیشمندان و مسئولان دلسوز جامعه قرار گرفته، اساسی ترین عنصر فرهنگ ما، همانا معارف و ارزشهای دینی می باشد که به شدت هدف هجوم دشمنان ما واقع شده است.


در مبارزه با فرهنگ بیگانه، همیشه عنصر بیگانه از کشورهای غربی یا شرقی وارد نمی شود؛ چه بسا، عناصر بیگانه از اسلام در داخل کشور و جامعه خودی وجود داشته باشد. ابتدا باید فرهنگ اسلامی را بشناسیم و بفهمیم که فرهنگ واقعی چیست و آنچه را غیر اسلامی یا ضد اسلامی است از آن جدا کنیم تا بدانیم که با چه باید مبارزه کنیم و ناخواسته به عناصر اصلی فرهنگ اسلام ضربه نزنیم.گاهی ممکن است شیوه و ابزار مبارزه با فرهنگ بیگانه نادرست باشد و از این ابزار به نتیجه مطلوب نرسیم و در عمل،به دشمن کمک کنیم.


در دو سه قرن اخیر، نمونه هایی وجود داشته که برخی به نام مبارزه با غرب زدگی به ترویج فرهنگ غرب کمک کرده اند، خواسته اند با سلاحی که دشمن به دست آنها داد به جنگ با او بروند. در حالی که به نفع دشمن عمل کرده اند.


در شرایط کنونی جامعه ما بیش از حد نیازمند فعالیت های فرهنگی است. علی رغم منافع غنی فرهنگی، بزرگترین کمبود کشور ما کمبود فرهنگی است. متاسفانه عوامل گوناگونی موجب شده اند که حرکت فرهنگی لازم در جامعه ما به وجود نیاید.


بازسازی فرهنگی مسئله ای است که تنها در جامعه ما نقش مهمی را ایفا می کند. در حرکت انبیا الهی نیز این مسئله در راس همه امور بوده و به یقین می توان گفت حرکت انبیا در طول تاریخ بشر بیش از هر چیز صبغه فرهنگی و الهی داشته است، سر و کارش با عقل و دل و فکر و اندیشه مردم بوده است و سایر مسائل از قبیل مسائل اقتصادی، روابط اجتماعی و غیر ذلک نقش ابزار یا مقدمه را داشته اند. خط اصلی حرکت انبیا خط فرهنگی است و  جامعه ما هم که داعیه دار دنباله روی از حرکت انبیا و ائمه اطهار است بر همین اساس می تواند پیش برود.


عرصه فرهنگ عرصه فکر و اندیشه است، عرصه اعتقاد و گرایش است، عرصه جلوه گری انواع مکاتب حق و باطل است. بنابراین بازسازی فرهنگی به معنای مبارزه با اندیشه های باطل، برداشت های نادرست، گرایش های شیطانی، روش های غلط و مکاتب انحرافی و جایگزینی حق و صواب است. پیداست که چنین مبارزه ای، با زور و بسیج نیروهای فیزیکی میسر نیست.


اگر مردم دنیا دست به دست هم دهند و مدرن ترین تکنولوژی را به کار گیرند تا یک فکر غلط را از ذهن یک فرد بزدایند نخواهند توانست. مبارزه فرهنگی سلاح دیگری نیاز دارد. در عرصه فرهنگ تنها سلاح موثر علم است. فقط با منطق صحیح است که می توان غلط را نابود ساخت، نه با زور یا شعار، البته شعار و زور نیز هر یک در جای خود موثر است و باید از آن استفاده کرد، اما میدان اندیشه و فرهنگ، میدان منطق و علم است، عقل باید تجلی کند، فکر باید به کار افتد، حقایق باید روشن شود تا دشمن فرهنگی مغلوب گردد.


پس باید با سلاح منطق و استدلال، با سلاح تفکر و تحقیق، با سلاح دانش و علم مجهز شویم تا بتوانیم در دنیای اندیشه های متضاد و مکاتب متقابل، حق را از باطل، سره از ناسره جدا نموده و هر یک را به جای خود نشانیم. این نبرد فرهنگی اگر چه مثل نبرد نظامی درگیری مشهود و محسوسی ندارد، انسان تماشاگر صحنه ای که هزاران کشته و زخمی در آن باشد نیست، ولی اهمیت آن به مراتب بیش ازنبردهای نظامی است و آثار مطلوب یا نامطلوب آن در دراز مدت گسترده تر عمیق تر از آثار نبردهای نظامی است.


 

مطالب مرتبط :
  1. چرا امام صادق(ع) دعوتنامه ابومسلم خراسانی را آتش زد/ مبارزه فرهنگی حضرت(ع)
  2. اهمیت مدیریت فشارعصبی در محیط کار/ لزوم آموزش شیوه های مبارزه با استرس
  3. اسلام هیچ مشکلی با آزاداندیشی ندارد/ حفظ شخصیتها بیشتر از قواعد منطق برای ما اهمیت دارد
  4. مدیریت فرهنگی یعنی ایجاد فضای فرهنگی نه القا یا تحمیل فضای فرهنگی/ چیستی هوش فرهنگی
  5. مبارزه غرب با زبان فارسی و عربی در راستای تخریب سبک زندگی اسلامی است

پارک علم و فناوری قم

zohur