۱۱ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، انسان می تواند صفات خداوند متعال را به قدر توان خویش بشناسد. صفات خدا از جهات مختلفی به انواع و اقسامی تقسیم می شوند. از تقسیمات صفات الهی، تقسیم به ثبوتی و سلبی است. صفات ثبوتی، آن دسته از صفات اند که کمالی از کمالات خدا را بیان می کنند و جنبه ثبوتی و وجودی دارند و نبود آنها به گونه ای نقص محسوب می گردد، مانند علم، قدرت و حیات. این نوع صفات، با واقعیت ثبوتی و کمالی خود مایه جمال و زیبایی موصوف اند و هر گونه نقص و کاستی را از او نفی می کنند. به این لحاظ ،این صفات را” صفات جمالیه” نیز می گویند.


صفات سلبی آن دسته از صفات اند که نقص و کاستی مانند جهل را از خدا نفی می کنند. از آنجا که نقص نوعی سلب کمال است. بنابراین سلب سلب کمال خود به نوعی به اثبات و کمال بر می گردد، مثلا جهل به معنای سلب علم است و سلب آن اثبات علم است. هدف صفات سلبی، این است که نسبت نقص و کاستی را از خدا سلب کنند که در نهایت آنچه می ماند، کمالات است. چون انسانها با نقص و محدودیت بیشتر آشنا هستند، صفات سلبیه برایشان مفهوم تر و روشن تر از صفات کمالیه است و آنها را بیشتر به تعالی خدا راه می نماید.


برخی متکلمان، صفات ثبوتی و کمالی خدا را هشت صفت دانسته اند که عبارتند از عالم، قادر، حی، سمیع، بصیر، مرید، متکلم و غنی. دلیل،آنان این آیه قرآنی است که می فرماید؛ و فرشتگان در اطراف آسمان اند و عرش پروردگارت را آن روز، هشت فرشته بر سر خود بر می دارند. همچنین آیات سلبیه الهی را هفت صفت دانسته اند، اینکه جسم نیست، جوهر نیست، عرض نیست، مرئی نیست، در مکان نیست، حال در چیزی نیست و حد ندارد.


البته صفات کمالی خدا را نمی توان به شماری خاص محدود کرد، زیرا او هر کمالی را داراست. صفات سلبی نیز شمار خاصی ندارد، بلکه هرگونه نقصی و کاستی را باید از خدا سلب کرد و اگر متکلمان از برخی صفات ثبوتی و سلبی بیشتر یاد می کنند، از قبیل بیان مصداق و نمونه است.


صفات ثبوتی خدا را می توان به صفات ذاتی و فعلی نیز تقسیم کرد. صفات ذاتی را بدان رو “ذاتی”نامیده اند که همواره با ذات الهی اند و در انتزاع آنها نیازبه تصور موجودات دیگر نیست و ذات همواره متصف به آنها است، مانند علم، قدرت و حیات. صفات فعلی خدا آن دسته از صفات اند که از ارتباط ذات الهی با مخلوقات انتزاع می شوند، مانند صفت خالقیت که از وابستگی وجودی مخلوقات به ذات الهی انتزاع می گردند، یعنی آن گاه خدا به صفت خالقیت متصف می شود که او و مخلوقات و رابطه وجودی میان آنها را در نظر بگیریم. در این صورت است که صفت خالقیت انتزاع می شود و می گوییم خدا خالق موجودات است.


همچنین است صفت رازقیت که چون خدا و مخلوقات را در نظر بگیریم و نشان دهیم که خدا امکان حیات آنها را فراهم می سازد، این صفت انتزاع می یابد. به عبارت دیگر، تا از خدا، فعلی به نام خلقت و رزق صادرنشود، او را خالق و رازق بالفعل نمی توان خواند، هر چند بر خلقت و رزق، قدرت ذاتی دارد. بدین سان، اگر خدا را بدون مخلوقات در نظر بگیریم، متصف به خالق و رازق بودن نمی شود، ولی در مقابل برای انتزاع صفات ذاتی نیازی به فرض مخلوقات و موجودی غیر از خداوند نیست.


صفات نفسی، آن دسته از صفات اند که ذات الهی بدون لحاظ نسبت و اضافه به غیر ذات، به آنها متصف می شود،مانند حیات الهی که نیازمند نسبتی خارج از ذات نیست، ولی صفت اضافی به لحاظ مفهومی،مشتمل بر نوعی اضافه به غیر است، مانند علم و قدرت که مشتمل بر اضافه و نسبت به شی دیگر یعنی”معلوم”و “مقدور” است. یعنی علم به چیزی و قدرت بر چیزی تعلق می گیرد و به طور مطلق به کار نمی رود.

مطالب مرتبط :
  1. نماز بهترین وسیله صبرو استقامت/ اقسام سه گانه صبر در طاعت خدا
  2. اقسام صبر؛ از صبر بدنی تا صبر نفسانی
  3. صفات نمازگزاران واقعی از دید قرآن/ معرفی عمل محبوب خدایی در کلام پیامبر(ص)
  4. کلان طرح تحقیقاتی اندیشه نامه متکلمان امامیه انجام می شود
  5. تبار و صفات قمر بنی هاشم (ع)/ سپهسالار کربلا الگوی کامل وفاداری است

پارک علم و فناوری قم

zohur