۵ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


اگر چه تعبیر کلی مربیان و به ویژه والدین از بی اعتمادی به نوجوان نشان دادن حساسیت و مسئولیت پذیری است، اما حد و مرز این حساسیت کجاست؟ چگونه می توان بین “حساسیت” و “اعتماد” تعادلی منطقی به وجود آورد؟در تغییرات دوره ی نوجوانی، زمینه های زیادی وجود دارند تا حس بی اعتمادی والدین و مربیان تحریک و تقویت شود.


بسیاری از نوجوانان خواسته یا ناخواسته به گونه ای رفتار می کنند که از نظر بزرگسالان مشکوک و مرموز به نظر می رسد. از طرف دیگر حساسیتهای تربیتی ما موجب می شود برای حفظ فرزندانمان از چیزهایی که تهدید و خطر تلقی می کنیم به رفتارهای محدود کننده و کنترلی روی می آوریم. حتی اگر کتمان کنیم، نوجوانان بلافاصله به نشانه های بی اعتمادی پی می برند و با انواع ترفندها به آن پاسخ می دهند.


دلایل بی اعتمادی


از یک دیدگاه دو دسته عوامل برای بی اعتمادی به نوجوان وجود دارند: اول، عوامل واقع بینانه مبتنی بر شناخت ویژگی های سنی دوره ی نوجوانی و آشنایی با شرایط محیطی و دوم عوامل غیر واقع بینانه که مبتنی بر شناخت ناقص مسائل زندگی و تحلیل های نا به جا و ضعیف است.


گاهی نوجوان به دلیل تغییرات شناختی و اجتماعی، سراغ چیزهایی می رود که ممکن است برای او تهدید کننده باشند. در این موارد والدین از ترس کم تجربگی فرزندشان، به راهنمایی و حمایت او اقدام می کنند. اما آن نوع از بی اعتمادی که رواج بیشتری دارد، بر پایه بد گمانی ها، پنهانکاری ها و تمایل به کنترل شکل می گیرد.


شاید بتوان مهمترین بد گمانی والدین و مربیان به نوجوان را در عدم درک کامل این اصل جست و جو کرد که هر انسانی مسئول زندگی خویش است. همانند بسیاری از مسائل مهم که به فلسفه ی زندگی و تربیت مربوط می شوند،در این مورد هم نگرش ها نقش اساسی دارند. گاهی حس مسئولیت ما تا حدی پیش می رود که در عمل به دخالت مستقیم در زندگی دیگران تمایل پیدا می کنیم.


دلسوزی ها، خیر خواهی ها، تلاش ها و همه ی آنچه که تعهد و مسئولیت نامیده می شود،حد و مرزی دارد و حتی خداوند به رسولش که راهنما و منجی بشریت است یادآوری می کند که وظیفه ای بیش از ابلاغ پیام الهی ندارد.


چرا به نوجوان اعتماد نداریم؟چرا به رفتارهای او مشکوک می شویم؟ آیا از چیزی می ترسیم یا دنبال هدف دیگری هستیم؟ دقت در پاسخ به چنین سوال هایی، باعث می شود که به تحلیل ها و نگرش های خود بپردازیم.


ما به عنوان والدین همان قدر که باید مشتاق سعادت و سربلندی فرزندانمان باشیم به همان اندازه نیز باید توجه داشته باشیم که بی اعتمادی در بسیاری از موارد به معنی نادیده گرفتنشان و کرامت یک نوجوان است و منجر به درگیری و فاصله می شود.


اعتماد و مسئولیت پذیری


اعتماد کردن به نوجوان، ضرورتی انکارناپذیر برای رشد و موفقیت اوست. چرا برخی از والدین به خود حق می دهند که به عنوان مثال جیب فرزندانمان را پنهانی تفتیش کنیم. دفترچه خاطرات او را بدون اجازه بخوانیم، تلفن هایش را کنترل کنیم یا او را تحت فشار قرار دهیم. تا جزییات مسائل شخصی اش را با ما در میان بگذارد؟ والدینی که به هوشمندی و حقانیت خود اعتماد ندارند، به فرزندانشان نیز اعتماد نمی کنند. پدر و مادر می توانند از حالات و رفتار فرزندانشان به وضعیت او پی ببرند و در صورتی که احتمال مشکلی وجود دارد،با تدبیر و رفتار سنجیده به کمک او بشتابند.


در نتیجه باید به نوجوانان و جوانان اختیار و آزادی کافی داده شود تا خودمختاری و مسئولیت پذیری را تجربه کنند، احساسات و نیازهای خود را بشناسند، درباره ی هدایت امور زندگی خود تصمیم بگیرند و مسئولیت نتایج تصمیم هایشان را بپذیرند.


اصرار بعضی از والدین برحفظ و استمرار تسلط شان بر فرزندنوجوان، بدین معنی است که آنان به تفاوت های دوره ی کودکی با دوره نوجوانی پی نبرده اند. تسلط والدین بر نوجوان نه تنها باید با افزایش سن به تدریج کاهش یابد، بلکه بهتر است با اجتناب از دخالت مستقیم در امور شخصی او، به خودمختاری و استقلال فرزندمان کمک کنیم. تجسس و دخالت در مسائل شخصی و اجتماعی نوجوان، حساسیت ها و رفتارهای هیجانی او را بر خواهد انگیخت و به تنش ها و اختلاف ها دامن خواهد زد.

مطالب مرتبط :
  1. چگونه اعتماد به نفس و بزرگ منشی را در نوجوانان تقویت کنیم
  2. تاثیر تشویق بر خود آگاهی فرزندان/ چگونه فرزند خود را تشویق کنیم
  3. آسیب های پنهان کاری در خانواده/ چرا باید شفاف زندگی کنیم
  4. برنامه اقتصادی دولت امام علی(ع)/ از ریشه کن کردن فقر تا روابط روان اقتصادی

پارک علم و فناوری قم

zohur