۳۱ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


حجت الاسلام دکتر ایزدهی در تعریف اخلاق سیاسی به خبرنگار مهر گفت: در عرصه دانش، بحثی به نام اخلاق گنجانده شده که به رفتارهای مطلوب می­ پردازد و آن را به افراد جامعه پیشنهاد می­‌دهد، در عین حال بحث دیگری به نام دانش سیاست وجود دارد که موضوع تدبیر امور عمومی جامعه را در نظر می­‌گیرد. در همین راستا دانش میان رشته­ای وجود دارد که از یک سو دانش اخلاق به شکل کیفیت مطلوب رفتار را مدنظر قرار می­‌دهد و از سوی دیگر به رفتارهای مطلوب در عرصه عمومی جامعه و حاکمان و کارگزاران عنایت دارد. این دانش میان رشته­‌ای که عملاً مرزهای رفتارهای سیاسی و رفتارهای مطلوب اخلاقی را دربرمی­‌گیرد با عنوان اخلاق سیاسی شناخته می­‌شود. بنابراین می­‌توان گفت مفهوم اخلاق سیاسی از یک طرف بحث دانشی و از طرف دیگر بحث عملی است. از حیث بحث دانشی به آن اخلاق سیاسی می­‌گویند و از نظر مبحث عملی به آن سیاست اخلاقی گفته می­‌شود.


وی افزود: به تعبیر دیگر کسانی که دانش اخلاق را بررسی می­‌کنند به این موضوع توجه دارند که اگر اخلاق به عرصه سیاست برود چگونه باید اجرا شود؟ و ویژگی آن چیست؟ در عین حال سیاسیون در مورد این موضوع بحث دارند که اگر قرار است سیاست به عرصه ناهنجاری و بی­‌اخلاقی نیافتد چه باید کرد؟ این دغدغه مشترک همواره میان اخلاقیون و سیاسیون حاکم بوده است، اما نکته اینجاست که سیاست در بسیاری جوامع با اخلاق در ضدیت است.


دکتر ایزدهی ادامه داد: کسانی که صحبت از مرز سیاست ورزی می­‌کنند بر این نظر هستند که سیاست باید اخلاق محور و مردم محور باشد، اما کسانی که سیاست را به اخلاق گره می­‌زنند با این سوال دست و پنجه نرم می­‌کنند که سیاست را به چه اخلاقی باید گره زد؟ اخلاق مادی، اخلاق دینی، اخلاق غربی یا شرقی؟ هر کدام از این­ها اخلاق سیاست ورزی آن­ها را تغییر می­‌دهد.


مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: در منطق اسلامی سیاست ورزی با هیچ گونه بی­‌اخلاقی سازگار نیست. اگر سیاست، تدبیر و هدایت مردم به سمت سعادت باشد طبیعتاً با خدعه و نیرنگ همراه نخواهد بود. از همین رو وقتی صحبت از اخلاق سیاسی می­‌کنیم بستر اخلاق را در دین و آموزه­‌های قولی ائمه یا رفتار آنها مستند می­‌کنیم. طبیعتاً الگوی اخلاقی که برای جامعه ما وجود دارد اخلاق سیاسی است که نماد آن حضرت امیرالمومنین علی (ع) است.


وی ادامه داد: به جرإت می­‌توان گفت اگر غیر از اخلاق حضرت امیر (ع) مدنظرمان باشد نمی­‌توانیم جامعه را به سمت آن غایت مطلوب برسانیم. در حقیقت قصد دین مبین اسلام این است که سیاست ورزی را به اهداف عالیه دین پیوند دهد. به این معنی که سیاست برای رسیدن مردم به آن مدینه فاضله­‌ای باشد که راه و روش اهل بیت نیز بوده است.


دکتر ایزدهی افزود: طبیعتاً اسلام، مردم را نه به سمت سیاست ورزی بلکه به سمت سیاست ورزی دینی سوق داده و معیارهایی برای سیاسیون قرار می­‌دهد و تأکید دارد که در هیچ شرایطی نباید هدف، وسیله را تحت تأثیر قرار دهد به این معنی که وقتی بناست جامعه­‌ای به اهدافش نزدیک شود نباید این هدف با هر وسیله­‌ای همراه شود، بلکه این هدف باید با یک ابزار مشروع صورت گیرد و همین موضوع تفاوت میان غربی­ها و شرقی­ها را می­‌رساند.


وی گفت: در بحث اداره جامعه که عمده­‌ترین شاخص بحث اخلاق سیاسی است اسلام معیارهایی را مشخص کرده است که اگر انجام شود، حاکمان، افراد جامعه و … اخلاق مدار خواهند شد. با توجه به اینکه معمولاً مردم از حاکمان تأثیر گرفته و پس از آن گفتمان غالب در جامعه شکل می­‌گیرد و دیگران هم تابع خواهند شد.


وی ادامه داد: در مورد مهمترین شاخصه­های اخلاق سیاسی باید گفت اسلام حاکمان را به مردم­داری ترغیب می­‌کند و آنها را مسئول پاسخگویی به مردم می­‌داند و صراحتاً عنوان می­‌کند که حاکمان باید در هر شرایطی مصلحت مردم را در نظر بگیرند، خیانت در امانت (اموال مردم) نکنند، با زیردستان برخورد مناسب و انسانی داشته باشند و… حضرت امیر به مالک اشتر می­‌فرماید: مردم و لو مسلمان هم نباشند باید با آنها انسانی برخورد کنی. بر این اساس نه تنها مسلمانان که کفار هم در دین مبین اسلام و در برابر حاکم جامعه اسلامی نیز از حق و حقوقی برخوردارند.


دکتر ایزدهی افزود: حاکم باید در رفتارهای خود حداکثر تقوای سیاسی و مراقبت­های سیاسی و رفتاری را داشته باشد. از طرف دیگر گروه­های سیاسی نیز باید همین گونه و براساس اخلاق دینی رفتار کنند، وحدت میان جامعه را مدنظر قرار دهند، در مقابل دشمن با هم مشترک و متحد باشند، رقیب را تخریب نکنند، تهمت نزنند، غیبت نکنند و آبروی کسی را نبرند؛ در سوی سوم، مردم هستند که در رفتارهای سیاسی باید اخلاق را رعایت کنند و به دروغ و خدعه و نیرنگ مبتلا نشوند بلکه در مورد بی اخلاقی­ها هم اخلاقی رفتار کنند. در صورتی که این سه گروه بر محور اخلاق الهی با هم تعامل داشته باشند جامعه سعادتمند، عاقلانه و دیندار خواهد شد.


وی ادامه داد: آموزش اخلاق سیاسی برای هر یک از این سه دسته ضروری است گرچه هر یک از آنها نوع اخلاق ورزی­شان با یکدیگر متفاوت است، اما به هر حال باید اخلاقی رفتار کرده و تحت آموزش قرار بگیرند.


مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی موانع اخلاق را این طور برشمرد: موانع دو دسته هستند. در بعد نظری بسیاری از افراد از مبانی نظری اخلاق سیاسی آگاهی ندارند. نکته دوم در بحث موانع اخلاقی، بحث عملی است که به دو بخش فردی و جمعی تقسیم می­‌شود. در بخش فردی می­‌توانم این مثال را مطرح کنم که فرد برای حفظ شخصیت، مال و جایگاه  از اخلاق دور شود و برای مال اندوزی یا کسب اعتبار بیشتر یا جایگاه بالاتر، بی اخلاقی کند. برخی موارد هم ممکن است فردی نباشد اما منفعت صنفی، گروهی و تعصبات بیجا باعث شود کارهای مغایر اخلاق صورت گیرد. ممکن است تعصبات قومی، صنفی، زبانی و بومی و جغرافیایی باشد و… طبیعتاً برای اخلاقی شدن جامعه باید موانع علمی و عملی آن برطرف شود.


دکتر ایزدهی در پایان یادآور شد: نکته مهم­تر این است که جامعه­ ای غیراخلاقی می­ شود که شفاف نباشد طبیعتاً رفتار حاکم در اخلاقی و غیراخلاقی بودن جامعه تأثیر دارد. اگر کارگزاران، رفتار غیراخلاقی داشته باشند مردم نیز به این سمت سوق پیدا می­ کنند و این موضوع موجب هرج و مرج شده و منافع عمومی مردم را زیر سوال می­ برد و همچنین باعث نرسیدن جامعه به سعادت و تعالی می­ شود.

مطالب مرتبط :
  1. رفتارشناسی سیاسی از رهگذر مطالعه فرهنگ سیاسی
  2. اخلاق ناصری و روایت خواجه از اخلاق
  3. کدام فرهنگ سیاسی منجر به مشارکت سیاسی می‌شود/ مشارکت سیاسی نشانه توسعه سیاسی
  4. شفافیت و حفظ حرمت مخالف از ویژگی های اخلاق سیاسی امام خمینی(ره) بود
  5. مردم در کدام فرهنگ سیاسی مشارکت سیاسی بالایی دارند

پارک علم و فناوری قم

zohur