۱۷ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، انسان غیر از بدن مادی، حقیقت دیگری به نام روح و روان دارد که این حقیقت، انسان را از سایر حیوانات متمایز می گرداند و همه انسانها از آن برخوردارند. هنگامی که در روح خود تامل می کنیم، دو بعد ادراکی و گرایشی را در آن باز می یابیم.


بعد ادراکی انسان


بعد ادراکی انسان در دو حوزه نظر و عمل فعالیت می کند. اگر متعلق شناخت، اشیا،آن گونه که هستند یا خواهند بود باشد،به آن حوزه شناخت نظری می گویند، ولی اگر متعلق شناخت، عمل انسانی از جهت خوب و بد،یا بایدها و نبایدها باشد،به آن حوزه شناخت عملی می گویند.از این رو فیلسوفان علوم را به علوم نظری و عملی یا حکمت نظری و عملی تقسیم کرده اند.البته تمایزآنها در متعلق شناخت است نه در قوه شناخت.


– ادراک نظری

شناختی که برای انسان حاصل می شود یا از طریق صورت ها و مفاهیم ذهنی است، مانند علم انسان به درختی در مقابل خود که از این درخت، صورتی در ذهن او حاصل می شود و به آن علم حصولی می گویند و یا چنین واسطه ای وجود ندارد و انسان مستقیما به متعلق شناخت و یا وجود واقعی و عینی آن آگاهی دارد که به آن علم حضوری می گویند، مانند آگاهی انسان به حالت روانی و احساسات و عواطف خود هنگامی که دچار ترس می شویم، این حالت روانی را مستقیما و بی واسطه در می یابیم نه اینکه به وسیله صورت یا مفهوم ذهنی آن را بشناسیم. هنگامی نیز که تصمیم به کاری می گیریم، از تصمیم و اراده خود بی واسطه آگاه می شویم،آگاهی ما به ذات خود و همچنین آگاهی به قوای ادراکی مان نیز از این دست آگاهی است.


گاهی متعلق علم حضوری خدا و امور مرتبط به خدا است که به آن شهود عرفانی نیز می گویند.بزرگان معصوم(ع) قبل از اینکه اشیا را مشاهده کنند خدا را می بینند. چنانکه از آن حضرت علی (ع) نقل است؛ من خدایی را که نبینم عبادت نمی کنم، البته نه با چشم سر بلکه با چشم قلب. بنابراین امیر المومنین عل(ع) پیش از آنکه اشیا را مشاهده نماید، خدا را می بیند و سپس در پرتو رویت خدا، به اشیا آگاه می شود.


– ادراک عملی

شناختی را که مربوط به حوزه عمل یعنی بایدها و نبایدها و خوب ها و بدها است، حوزه شناخت عملی می گویند، مانند اینکه عدالت خوب است یا انسان باید راست بگوید. به تعبیری حکمت عملی عبارت است از علم به تکالیف و وظایف انسان. علوم تربیتی و مکاتب تعلیم و تربیت در شمار مجموعه معرفت یا حکت عملی اند، زیرا به عمل آدمی ارتباط دارند.


بعد گرایشی انسان


روح انسان علاوه بر بعد شناختی، بعد دیگری به نام گرایشی دارد. بعد گرایشی همان تمایلاتی هستند که با روح انسان سرشته شده اند. هر انسانی ذاتا از این گرایشها هرچند در حد بسیار ضعیف و نهفته بهره مند است و آنها را در خود به طور بدیهی احساس می کند.این تمایلات بر اثر عوامل خارجی و القائات محیط و جامعه و تربیت پدیده نیامده اند. البته عوامل خارجی، در رشد و شکوفایی آنها موثرند،مانند میل به دانش و پرستش خدا.


گرایش های انسان را می توان به دو گونه تقسیم کرد؛ گرایش های حیوانی؛ این گرایشها میان حیوان و انسان مشترک هستند. نمونه هایی از آنها عبارتند از گرایش به حفظ ذات و صیانت از خود و میل به جنس مخالف. این گرایشها را غریزه هم می گویند و گرایش های انسانی که گرایش ها و تمایلاتی هستند که به انسان اختصاص دارند و یا دستکم نشانه های آنها در حیوانات کمتر مشاهده می گردد.


از گرایش های اصیل انسان، میل و محبت به خدا است که از وی جدایی ناپذیر است، به طوری که می توان انسان را موجود متاله یا دین ورز نامید. خداوند انسان را با فطرت دینی و الهی آفریده است و دگرگونی در آفرینش الهی وجود ندارد.از این رو است که امیر المومنین علی(ع) می فرماید: خداوندا! تو قلب ها را بر محبت خود آفریده ای.


اگر محبت و میل به خدا، آمیخته با وجود آدمی است، انفکاک آن از وجود او امکان ندارد. البته ممکن است انسانها بر اثر شرایط محیطی نسبت به این میل فطری تا مدتی غافل باشند و یا در شناختن متعلق حقیقی آن خطا کنند، ولی هنگام رفع مانع و هوشیاری، دوباره این میل جلوه می نماید و مصداق واقعی خود را نشان می دهد. از این رو، وظیفه پیامبران بیدار کردن و برانگیختن گنجینه های فطرت آدمی است، یا اینکه گرایش دینی انسان را سمت و سوی شایسته ببخشند. 

مطالب مرتبط :
  1. فطرت انسان و معرفت خدا/ حدیثی از امام علی(ع) درباره میثاق فطرت
  2. اثبات معلولیت عالم/ تعابیر والای امام علی(ع) درباره خداوند
  3. تجلیات محبت در زندگی خانوادگی/ چند حدیث درباره صمیمیت در خانواده
  4. چگونه نماز گناهان را محو می کند/ چند حدیث زیبا درباره آثار عجیب نماز
  5. چند نکته جالب درباره امام زمان(عج)

پارک علم و فناوری قم

zohur