۱ مهر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


از نظر من، آزاداندیشی یک روش کلان برای درست اندیشیدن است. حیات انسان به ما هو انسان به اندیشه وابسته است؛ انسانها بدون اندیشیدن نمی توانند مقصد حقیقی و راه و روش رسیدن به آن مقصد را پیدا کنند. مسأله اصلی که بشر امروز با آن به جد مواجه است و موجب گمراهی و انحطاط آن شده، به همین روش صحیح اندیشیدن بر می گردد.


در واقع اومانیسم، و انحصارگرایی انسان مدرن در منبع معرفت، موجب شد تا انسان عصر جدید نتواند از قوه فکری خود برای فهم درست هستی و روابطی که میان انسان و هستی برقرار است بهره برداری نماید. توجه داشته باشید، قرآن می فرماید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ» یعنی بدترین جنبندگان نزد خداوند، افراد کر و لال هستند که اندیشه نمی کنند.


در واقع ادیان الهی که برای دستگیری از انسان در جهت رسیدن به سعادت حقیقی آمده اند، نه تنها به دنبال از کار انداختن یا تضعیف قوه فکری انسان نیستند، بلکه در صددند تا اولا این قوه را از سکون و رخوت خارج کنند و ثانیا با ارجاع آدمی به فطرت، و زدودن زنگار ـ یا رفع حجاب‌های مختلف ـ از آن، توان استفاده به جا از همه منابع معرفت را به او برگردانند.



وقتی امروز صحبت از آزاداندیشی می کنیم منظورمان یک مکتب است که در آن روش کلان درست اندیشیدن با استفاده از شایسته از منابع گوناگون معرفت و همچنین لوازم آن، ارائه می شود. نقطه مقابل آزاداندیشی، روشنفکری است. در روشنفکری برخلاف آزاداندیشی علاوه بر اینکه انحصارگرایی معرفتی وجود دارد، مقتضی درست اندیشیدن که همان تهذیب نفس است کاملا غایب است نه تنها غایب است، بلکه با تکیه بر اصل منفعت گرایی و لذت جویی، خلاف آن توصیه می شود.


 با این ملاحظه، بشر مدرن نه تنها سطح دید خود را ـ نسبت به واقعیتهای حاکم بر هستی ـ به جد کاهش داده، بلکه دچار نوع تازه ای از تحجر نیز شده است؛ لذا از نظر بنده تحجری که در میان متجددین رایج شده است، به مراتب از تحجری که در میان بخشی از سنتگراها رایج است خطرناک‌تر است، هرچند متجددین مدعی مبارزه با تحجرند اما خود بیش از همه از تحجر رنج می برند.


بحث اصلی ما در آزاداندیشی متوجه روش شناسی تفکر حول هستی، خلقت و نظام حاکم بر هستی و همچنین انسان و جامعه انسانی و مسائل مربوط به این دو نظیر بحث سعادت و راه و روش دستیابی به آن است، البته همان طور که عرض شد، آزاداندیشی لوازم مهمی نظیر سلامت نفس هم دارد که می توان آنها را جزئی از روش شناسی تفکر صحیح دانست.


ما در آزاداندیشی خط قرمزی نداریم، یعنی هر چیزی می تواند موضوع اندیشه ورزی قرار گیرد. البته طبیعی است که عقل ما حتی عقل برهانی که به مراتب از عقل حسی قوی تر است، بُرد مشخصی دارد لذا در بعضی موضوعات، عقل از یک سطحی جلوتر نمی رود، لذا نمی توان انتظار داشت که عقل از یک سطحی جلوتر نمی رود لذا نمی توان انتظار داشت که عقل در همه چیز حرف اول و آخر را بزند.


با همین ملاحظه است که ما در مکتب آزاداندیشی به عدم انحصارگرایی در منابع معرفت اعتقاد داریم. در حقیقت، اگر منابع معرفت به طور روشمند در کنار هم قرار بگیرند، اندیشه ورزی بُرد بسیار بالایی پیدا می کند هرچند همچنان موضوعی هست که در گنجایش معرفت انسانی نیست، نظیر درک کنه ذات حضرت اله که اساسا ظرفیت فهم آن وجود مقدس در انسان نیست و لذا وحی هم توصیه می کند تا کسی تقلا برای فهم کنه ذات خداوند نکند چرا که به جایی نمی رسد.


بنا ندارم در اینجا فهرستی از نبایدها ارائه کنم، اما یکی از مهمترین نبایدها، عدم عوام فریبی است. برخلاف عادت روشنفکری که با ظاهرسازی عقلی سعی می کند مردم را بنام عقل فریب بدهد، در آزاداندیشی، عوام فریبی با استفاده از ابزار اندیشه ممنوع است. برای آزاداندیشان، مهم بیان حق به ما هو حق است چه، کسی قبول بکند و چه، کسی قبول نکند.


منظور من از اطلاق مکتب به آزاداندیشی این است که آزاداندیشی روشی است منسجم و هماهنگ برای درست اندیشیدن با بهره گیری از همه منابع معرفت که می تواند براساس یک چشم انداز مشخص، به ویژگی فکری و به تبع آن، رفتار گروهی فرهیختگان مسلمان تبدیل شده و به محور اتحاد آنها تبدیل شود، البته طبیعی است که مکتب آزاداندیشی خود در بطن مکتب اسلام قرار می گیرد با این ملاحظه که نقش محوری در شکل گیری و قوام مکتب اسلام دارد.


مهمترین مانع در مقابل آزاداندیشی تحجر است؛ هم تحجر سنتی و هم تحجر مدرن که شامل روشنفکری سکولار هم می شود. ما با تحجر مشکل داریم و تا آنرا از جامعه علمی دور نکنیم قادر به گسترش جریان آزاداندیشی نیستیم.*


*برگرفته از مصاحبه حجت‌الاسلام والمسلمین رضا غلامی رئیس مرکز پژوهشهای علوم انسانی صدرا، منتشر شده در فصلنامه علوم انسانی اسلامی «صدرا»، شماره ۴ و ۵٫ زمستان ۹۱ و بهار ۹۲٫

مطالب مرتبط :
  1. انتشار شماره جدید فصلنامه «صدرا» درباره آزاداندیشی/ ارتقای آزاداندیشی از تریبون به مکتب
  2. کرسیهای آزاداندیشی به صورت یک رویه در نهادهای علمی کشور در نیامده است/ موانع ساختاری آزاداندیشی
  3. اسلام هیچ مشکلی با آزاداندیشی ندارد/ حفظ شخصیتها بیشتر از قواعد منطق برای ما اهمیت دارد
  4. آزاداندیشی می تواند جامعه را به شرایط ایده‌آل نزدیک کند/ آزاداندیشی خطاب به همه اجزای جامعه است
  5. روزه عملی عبادی و هماهنگ با روح و روان انسان

پارک علم و فناوری قم

zohur