۲۱ مهر ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش خبرنگار مهر،”کتاب هابرماس و پوپر؛ جستارهای معرفت شناسی” نوشته فاطمه گلابی و ابراهیم شهبازی قپچاق، تلاشی است درجهت شناساندن آرای این دو متفکر و اختلافات  این دو در عرصه فلسفه و جامعه شناسی. این کتاب شامل هفت فصل و یک پیش گفتار  به چاپ رسیده است. فصل اول کتاب به کلیات از جمله پرسش های پیش رو و واکاوی مفاهیم اساسی، معرفت شناسی، کاربرد پذیری، انواع دانش، معرفت شناسی در نگاه جامعه شناختی، معرفت شناسی، روش سناسی و روش، معرفت شناسی در نگاه انتقادی  می پردازد.


 نویسندگان در این فصل می آورند که هابرماس در دنیای انگلیس زبان بیشتر به عنوان مبدع” نظریه کنش ارتباطی”، با مقاله های مختلف درباره “اخلاق گفتمان” و “میان وقایع و قواعد” شناخته شده است. یورگن هابرماس همچنین به عنوان چراغ راهنمای نسل دوم نظریه پردازان مکتب فرانکفورت و ثمره رویکرد های انتقادی نسل اول مکتب فرانکفورت به حساب می آید.


هم چنین به جرأت می توان گفت که کارل پوپر پرنفوذترین فیلسوف علم طبیعی قرن بیستم است که به دلیل انتقاد گرایی سیاسی اش معروف است. پوپر عمدتا با کتاب های “جامعه باز و دشمنان آن” و “فقر تاریخی گری” در کنار تأثیر گذاری بر علوم طبیعی و نظریه سیاسی، در علوم اجتماعی نیز توجه های فراوانی را به خود جلب کرده است. ویژگی اصلی تفکر پوپر فهم و مداقه وی بر روی عینیت و عقلانیت و همچنین سیاست و جامعه است. وی از فلسفه علم به سیاست و جامعه رسیده است.


در فصل دوم به معرفت شناسی هابرماس پرداخته شده است، در این فصل به نظریه و عمل، در منطق علوم اجتماعی، دانش و علایق انسانی، دانش معطوف به کار، دانش عملی، دانش رهایی بخش و طرح کلی از معرفت شناسی هابرماس پرداخته می شود.


فصل سوم تحت عنوان معرفت شناسی کارل پوپر است که در آن به منطق اکتشاف عملی، مسئله استقرا، ابطال پذیری به عنوان جایگزین، فقر تاریخیگری، رئالیسم و هدف علم، جامعه باز و دشمنان آن، تحلیل موقعیتی و نظریه سه جهان دانش پرداخته شده است.


در فصل چهارم تحت عنوان هابرماس و پوپر؛ تحلیل های تبینی –مقایسه ای اختصاص داده شده که در آن به تفاوت ها در زمینه تاریخی، گرایش های سیاسی، تفکرات غایت شناسانه و شباهت های این دو متفکر پرداخته شده است.


در صفحه ۱۱۶ کتاب می خوانید” مارکسیسم در زمینه های ایدئولوزیک عمل می کرد؛ چیزی که بنا به اعتقاد مارکسیست ها گامی در راستای انحلال سرمایه داری و پیروزی کمونیسم به شمار می رفت. این عامل موجب ضمیمه شدن اتریش به امپراتوری رایش در آلمان شد؛ چیزی که تبعید پوپر را از سرزمین مادری اش در پی داشت. آثار برجسته پوپر در زمینه اجتماعی، فقر تاریخی گری و جامعه باز ودشمنان آن دستاورد دفاع قدرتمند او از لیبرالیسم به عنوان فلسفه اجتماعی و سیاسی و نقد اندیشه های فیلسوفانی بود که به توتالیتاریانیسم معتقد بودند. اینها همه، دستاورد دگرگونی های اجتماعی به شمار می رفتند.


ارائه برخی نظریات وانجام تلاش ها در زمینه فلسفه و روش علم به وسیله پوپر، موجب حیرت در میان فلاسفه علم عصر حاضر شد و طرفدارانی مانند هایک، میلتون فریدمن، امره لاکاتوش، استیفن هاوکینگ و عبدالکریم سروش را تحت تأثیر خود قرار داد؛ به گونه ای که استیفن هاوکینگ، بزرگترین فیزکدان حال حاضر جهان معتقد است: به نظر من یک نظریه علمی مناسب… باید بر پایه فلسفه علم استوار باشد وآن رویکرد پوزیتیویستی است که از جانب کارل پوپر و دیگران اتخاذ شده است. نظریه خوب پدیده های بیشتری را تشریح خواهد کرد که بر پایه فرضیه های کم استوار شده و پیش بینی هایی می کند که قابل آزمایش باشند.”  


در فصل پنجم که به عنوان هابرماس و پوپر؛ مقایسه مکاتب و دیدگاه ها آمده است. در این فصل نویسندگان تحت تفاوت ها به مکتب فرانکفورت در مقابل مکتب اثبات گرایی، انتقاد گرایی هابرماس و پوپر، پایه های معرفت شناسی هابرماس و پوپر: پاسخ به پرسش نخست، رابطه نظریه با عمل در اندیشه هابرماس و پوپر، آرای هابرماس و پوپر درباره ارزش، تبیین گرایی پوپر در مقابل رهایی گرایی هابرماس: پاسخ به پرسش دوم، روش شناسی هابرماس و پوپر در علوم در علوم اجتماعی: پاسخ پرسش سوم را در قالب تفاوت های این دو متفکر تبیین کرد ه اند. در قسمت دوم به شباهت های این دو متفکر در شباهت های معرفت شناختی، تحلیل روابط روش شناختی- معرفت شناختی پرداخته شده است.


هر دو فیلسوف از حوزه عمومی و جامعه ای که از ویژگی دیالوگ آزاد برخوردار باشند، دفاع می کنند. هر چند هابرماس و پوپر حوزه متفاوتی در علوم وعلوم اجتماعی دارند، اما هر دوی آنها را می توان انتقاد گرا نامید، با این تفاوت که یکی انتقادگرای وابسته به مکتب فرانکفورت و دیگری انتقادگرای عقلانی است که تفکرات بزرگانی چون افلاطون و مارکس را مانع ایجاد جامعه باز می داند و با انتقاد از روش های معمول حصول علم، مانند استقراگرایی، بر حوزه دیگری از انتقاد وارد می شود؛ به هر حال، هر دو اندیشمند را می توان در حوزه انتقاد گرایی قرار داد.


به طور کلی می توان گفت هابرماس و پوپر از آنجا که در مکتب خود با یکدیگر تفاوت اساسی دارند، در روش شناسی خود به نکات مشترک کمی برخوردار هستند، اما اشتراکات ضمنی وغیر مستقیمی می توان در بین نظریات، آرمان ها و روش های آنها پیدا کرد. 


فصل ششم این کتاب به رویکرد معرفت شناختی هابرماس و پوپر به علوم اجتماعی که شامل نقد هابرماس و نقد پوپر است اختصاص داده شده و در فصل هفتم با عنوان یورگن هابرماس یا کارل پوپر به نتایج بحث هابرماس و نتایج بحث پوپر پرداخته شده، در ادامه به جامعه شناسی و معرفت شناسی: پاسخ به پرسش چهارم و یورگن هابرماس یا کارل پوپر: پاسخ به پرسش پنجم و در نهایت پیشنهاد نظری: پاسخ به پرسش ششم می رسد


این کتاب به همت انتشارات تیسا در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و با قیمت ۱۱۰۰۰ تومان در بهار ۱۳۹۳ منتشر و روانه بازار نشر شده است. 

مطالب مرتبط :
  1. سخنرانی هابرماس در مرکز اروپایی علوم و هنر
  2. آینده دموکراسی با سخنرانی یورگن هابرماس بررسی می‌شود
  3. هابرماس آینده دموکراسی را بررسی می کند
  4. کتاب قرآن و معرفت شناسی منتشر شد/ ارزش سنجی معرفتی در قرآن کریم
  5. جامعه شناسی معرفت همان جامعه شناسی شناخت است/معرفت امری نسبی است

پارک علم و فناوری قم

zohur