۱۳ آبان ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، مقوله فرهنگ مقوله وسیعی است که در اطراف آن بسیار بحث شده است. کسانی که با مفاهیم جامعه شناسی آشنایی دارند می دانند که برای این واژه بیش از صدها تعریف ذکر شده است. اما به صورت اجمالی می توان فرهنگ را این گونه تعریف کرد که فرهنگ عبارت است از مجموعه مایه هایی که رفتار انسان یا گروهی را از  رفتار انسان یا گروههای دیگر مشخص و ممتاز می سازد. به طور کلی سه بخش اساسی می توان برای فرهنگ در نظر گرفت؛ اول، شناختها و باورها؛ دوم، ارزشها و گرایشها و سوم، رفتارها و کردارها.


کسانی که از مباحث جامعه شناسی اطلاع دارند می دانند که گاهی تغییرات اجتماعی در اثر تغییرات طبیعی و جبری اتفاق می افتد.فرض کنید شرایط اجتماعی و اکولوژیک یک جامعه ای به طور طبیعی دگرگون شود. در نتیجه مردم آن جامه مجبور می شوند که از زندگی کشاورزی دست بردارند. حال اگر شرایط فراهم باشد به زندگی صنعتی روی می آورند و گرنه به تجارت می پردازند. این تغییر در اثر یک عامل طبیعی است منطقه حاصلخیز به علت کمبود بارندگی خشک شده و شرایط کشاورزی فراهم نیست. بنابراین مردم مجبور می شوند که از لحاظ اقتصادی در جامعه خود تغییری به وجود بیاورند و جامعه کشاورزی به جامعه صنعتی یا تجاری تبدیل می شود.


گاهی تغییرات در اثر تحولات صنعتی و تکتولوژیکی است دانشمندان و سایل تولیدی جدیدی را اختراع می کنند و در اختیار جامعه قرار می دهند. با پیدایش ابزار جدد، شیوه تولید تغییر می کند. وقتی ابزار جدید تولید به آسانی در اختیار جامعه قرار گیرد، مردم صنایع دستی و دشوار را رها می کنند و شیوه تولید را تغییر می دهند.در نتیجه جامعه ای که زندگی اقتصادی ساده ای داشت به جامعه صنعتی تبدیل می شود.در این تحول عموم مردن نقشی نداشته اند.به وسیله فرد یا گروهی با پیشرفت علم و صنعت، ابزارهای تولید جدیدی ساخته شد و در اختیار مردم قرار داده شد. ممکن است آنها حتی برای منافع شخصی خود این کار را کرده باشند، ولی و قتی این ابزار تولید در جامعه رواج پیدا می کند مردم مجبور می شوند که از آنها استفاده کنند چرا که در غیر این صورت رقبا منافع آنها را می برند و آنها ورشکست می شوند.


ولی یک نوع دیگر تحول و تغییر دیگری نیز در جامعه هست که با کمال اختیار،انتخاب و آگاهی انجام می گیرد که آن را انقلاب می گوییم. انقلاب تحول جامعه است که با مشارکت توده های مردم رخ می دهد، برخلاف کودتا که به و سیله گروه خاصی انجام می گیرد. عموم مردم راهی را انتخاب می کنند که بر ضرر رژیم حاکم است و قصدشان این است که آرمانهایی را تحقق ببخشند. شرایط طبیعی یا تحول ابزار تولید آنها را مجبور به انقلاب نکرده است، بلکه یک تغییر سیاسی و اجتماعی است که مردم با فکر و اندیشه خود انتخاب کرده اند و برای تحقق آن تلاش می کنند و از جان و مال خود می گذرند تا تحقق پیدا کند.


این نوع تحول ارتباط مستقیمی با فرهنگ دارد. در سایر تغییرات اجتماعی ممکن است عناصر فرهنگی، با واسطه و از راه دور،کم و بیش تاثیر داشته باشد. مثلا فرهنگ موجب می شود که سطح تولید شود، پس فرهنگ می تواند با واسطه در تحول صنعتی تاثیر داشته باشد، اما در انقلاب به طور مستقیم، فکر و اندیشه مردم اثر دارد. در انقلاب عامل مستقیم و مباشر و بی واسطه فرهنگ است البته ممکن است که در کنارفرهنگ عوامل دیگری نیز موثر باشد.


ولی عامل اصلی فرهنگ است. اگر تاثیر فرهنگ همچنان ادامه داشته باشد انقلاب پابرجا خواهد بود، چون آنچه موجب پیدایش انقلاب است فرهنگ خاصی است که در جامعه رواج پیدا کرده و اکثریت جامعه آن را پذیرفته و برای تحقق آن تلاش کرده اند. اگر همان افکار و اندیشه ها و آرمانها باقی باشد یعنی فرهنگ جامعه همان فرهنگ انقلابی باشد انقلاب هم دوام خواهد داشت و اگر فرهنگ مردم تغییر کند خواه ناخواه انقلاب هم آسیب پذیر خواهد شد.


عواملی موجب می شود که مردم آرمانهای انقلاب را فراموش کنند. گاهی در اثر عوامل فرهنگی صرف،به تدریج عوامل فرهنگ بیگانه در جامعه اثر می کند و فرهنگ عمومی مردم را تغییر می دهد چون یکی از ویژگی های انسان فرهنگ پذیری است و همیشه ممکن است به و سیله عوامل گوناگون،گرایشهای فرهنگی او تغییر کند. پس چنین نیست که اگر فرهنگی در جامعه حکم فرما شد و رواج پیدا کرد ضمانتی برای بقا داشته باشد.

مطالب مرتبط :
  1. تاثیر تهدیدات فرهنگی؛ از کمرنگ شدن فرهنگ انقلابی تا رشد بی اعتمادی در جامعه
  2. مسجد و ارتباط آن با جوانان شهید انقلابی/ ۹۵ درصد شهدای انقلاب مسجدی بودند
  3. ابداع مفهوم علمی فرهنگ/ فرهنگ حالت ناخودآگاه دارد
  4. اولیّت معیشت و اولویت فرهنگ/ حوزه فرهنگ در مباحث کاندیداها مغفول است
  5. حساسیت در انتقال فرهنگ دینی مانع گسست فرهنگی می شود/ ضعف ما در توزیع فرهنگ دینی است نه تولید آن

پارک علم و فناوری قم

zohur