۱۴ مرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، نظام اخلاقی قدرت در غرب با اراده معطوف به قدرت فردی به طرف نابودی ارزشهای متعالی پیش می رود، زیرا اخلاق در این نظام فاقد هرگونه تعالی است. از جمله می توان به اندیشه های نیچه اشاره کرد که اشتراکات اخلاقی میان افراد را زیر سوال می برد و بر تکثیرگرایی و نسبی گرایی ارزش های اخلاقی تاکید می کند و لذا ابرمرد نیچه، انسانی خودمحور و طاغی نسبت به ارزشهای متعالی اخلاقی و ایجاد کننده اخلاقی، ذاتا زمینی است، اما ابرمرد اسلام همان خلیفة الله است که امانتی را که آسمانها و زمین از پذیرشش سرباز زدند پذیرفت.


شاید آن امانت که انسان ظلوم و جهول پذیرفت مقام اطلاقی ولایت و سرپرستی تمامی ساکنان آسمان و زمین است که حضرت رسول(ص) فرمود: “آدم و من دونه تحت لوایی”. انسان کامل مظهر اسلام جامع و مرآت تجلی اسم اعظم است چنانچه به این معنی در کتاب و سنت اشاره شده است آنجا که فرمود: “و علم آدم الاسماء کلها”. 


“انا عرضنا الامانه” اشاره به همین مقام انسان است که احدی جز انسان لایق آن نیست و چنین مقامی که انسان کامل تماما صفات و افعال الهی را منعکس کند نتیجه عبودیت بنده است و نه نتیجه طغیان وی. انسان کامل چون قطره ای که در اقیانوس جمال و جلال واقع شده رنگ و بو و عظمت اقیانوس را به خود می گیرد در حالی که انسان طاغی قطره ای جدا از دریاست که محکوم به فنا و نابودی می باشد.


اراده معطوف به قدرت، اراده عبدی است که در اثر اتصال به معبودش قادر می گردد و در این صورت رحمة للعالمین می شود و می کوشد تا همه موجودات را به کمال مطلوبشان برساند و رابطه انسان کامل با عالم رابطه ای بر اساس حبّ و عشق است، عشقی که شالوده اخلاق او را تشکیل می دهد و از این عشق و آن رحمت که مبنایی ترین اصول اخلاقی اسلام است مکارم اخلاق بر می آید که فرمود: “بعث لاتمم مکارم الاخلاق”.


انسان با اراده اش بر عشق ورزی به خالق و آثار او که مخلوقانند به تمامی قدرت، دست یافته و علاوه بر ولایت تشریعی، بر عالم و آدم ولایت تکوینی یافته و این انسان کامل روی جان بسوی معشوق حقیقی گردانده و از سر عشق و شور ندا در داده که “و جهت و جهی للذی فطر السموات و الارض حنیفا” و چنین می شود که خدا عالم را به تسخیر خلیفه اش بر روی زمین در می آورد، اما انسان کامل با وجود چنین قدرتی به خود اجازه نمی دهد کوچکترین ظلمی را به مخلوقات خداوند روا دارد، زیرا او مظهر اسم عادل است چنانکه حضرت علی(ع) فرمودند: اگر مرا بر روی بیابانهای داغ با غل و زنجیر بکشند برایم آسانتر از آن است که پوست جویی را به زور از دهان مورچه ای بر گیرم.


اما چگونه ممکن است انسان بریده از کمال مطلق خود را قوی پندارد مگر اینکه دچار اوهام و خیالات شیطانی شده باشد، زیرا هر لحظه مرگ و نیستی انسان را تعقیب می کند و رنج و بیماری و ناتوانی او را تهدید می نماید آیا چگونه اراده معطوف به قدرت در فقدان خدا تحقق می یابد. هنگامی که انسان نتواند عالم رابه عنوان اسماء مظاهر الهی مشاهده کند هیچ ربط و نسبتی بین خود با عالم نمی تواند برقرار کند و اگر احساس قدرت کند این قدرت قدرت رحمانی نیست، بلکه قدرتی شیطانی است که باعث ظلم، شر و نابودی می شود در حالی که انسان متصل به بقای الهی حیطه زندگی را محدود به دنیا نمی بیند تا بیماری و مرگ او را به هراس اندازد، بلکه مرگ را دروازه ای به جهانی وسیعتر و آغازی برای پیوستن به عالم غیب و شهادت می یابد و لذا هیچ ترس و اندوهی در دل چنین انسانی راه نمی یابد و نیز قدرت و توانایی او را به غرور و نخوت نمی اندازد.


حضرت علی(ع) در مورد هدف قدرت می گویند بار خدایا تو آگاهی آنچه از ما صادر شده برای میل و رغبت در سلطنت و خلافت و نیز برای بدست آوردن چیزی از متاع دنیا نبوده، بلکه هدف این است که آثار دین تو را باز گردانیم و در شهرهای تو اصلاح و آسایش برقرار نماییم و در بین بندگان ستم کشیده ات امنیت و آسودگی برقرار کنیم و آن دسته از احکامات را که ضایع مانده جاری گردانیم.

مطالب مرتبط :
  1. کارگاه «معنای آئینهای ادیان (بودایی، زرتشتی، یهودیت، مسیحیت، اسلام) در ارتباط با مرگ» برگزار می شود
  2. عالم برزخ از دید قرآن/ انسان قدرت درک سختی برزخ را ندارد
  3. عوامل موثر در رشد انسان از دید اسلام؛ از فطرت تا والدین و خانواده
  4. عناصر سه گانه تبلیغ؛ از مبلغ تا محتوای پیام/ معنای رسالت در تعبیر اسلامی
  5. پیوند انسان با خدا در رمضان تقویت می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur