۱۷ دی ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، هفتمین نشست از سلسله نشست های “دوشنبه های کتاب اندیشه” عصر روز گذشته ۱۶ دی ماه در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. در این نشست کتاب “هسته آتشفشانی سینما” که مجموعه مقالات و یادداشت های سینمایی بهروز افخمی است، نقد و بررسی شد. افخمی به عنوان نویسنده کتاب و دکتر بهروز فرنو و علیرضا پورصباغ به عنوان منتقد در این برنامه حضور داشتند.


“هسته آتش فشانی سینما” نوشته بهروز افخمی هفتمین کتابی بود که در این نشست ها نقد و بررسی شد. نشر “ساقی” این کتاب را نخستین بار در سال ۱۳۷۹ منتشر کرده است. بیشتر یاداشت های این کتاب قبل از انتشار کتاب در نشریه “سوره” به صورت پراکنده منتشر شده بود که بعدها افخمی آنها را در یک کتاب منتشر کرد.


افخمی در این نشست بر خطوط کلی آنچه سالها قبل نوشته است دوباره تاکید کرد و گفت: همان طور که در مقدمه کتاب در سال ۷۹ نوشته شده است شاید در بعضی از جزئیات مطالب تجدید نظر لازم باشد ولی من این کار را نمی کنم چرا که تا چشم به هم بزنی ده سال دیگر می گذرد و اگر زنده باشی باید دوباره تجدید نظر کنی.


وی ادامه داد: الان در سال ۹۲ هم به خطوط اصلی آنچه نوشته ام معتقدم. یعنی فکر نمی کنم که درباره کلیت تجدید نظر کرده باشم. الان که گاهی کتاب را می خوانم به نظر می آید اگر لازم باشد تجدید نظری صورت بگیرد تنها در لحن، نثر و زبانی است که انتخاب شده است. چرا که کمی بیش از حد به نظر پیچیده می آید.


افخمی با بیان اینکه اگر بخواهد دوباره کتاب را بنویسد، برای نوشتن آن زبان ساده تری را انتخاب می کند تا افراد بیشتر بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، گفت: ولی هنوز به کلیات و خطوط اصلی آنچه را در این مقالات نوشته ام، معتقدم و باور دارم که سینما آن چیزی نیست که الان دارند برای ما تعریف می کنند. این سینمای جشنواره ای موجود، با ماهیت سینما تفاوت زیادی دارد.


افخمی با اشاره به عبارت “مدرنیسم از مد افتاده است” که در کتاب آمده است، گفت: اشاره به مدرنیسم از مد افتاده است که شامل یک شوخی لفظی هم است، اگر روشن تر بخواهم بگویم اشاره به این است که مدرنیسم لازم نبوده و جزء لازمِ تطور تاریخی هر جامعه ای نیست که از مدرنیسم عبور کند.


افخمی به توضیح عبارت “روشنفکران وطنی که متاسفانه در عِداد اُمّل ترین روشنفکران دنیا هستند…” که در صفحه ۶۰ کتابش آمده است، پرداخت و گفت: این به خاطر آن است که اغلب شان و به طور کلی میل حاکم در روشنفکران ایرانی این است که چون ما هنوز از مدرنیسم عبور نکرده ایم، بنابراین نمی توانیم پیشرفت کنیم و توسعه پیدا کنیم. این روشنفکران معتقدند ما اول باید از مدرنیسم کاملا عبور کنیم بعد اگر چیزی به اسم پست مدرن یا چیزی که قرار است جانشین آن شود، شامل حال ما هم بشود. معنای این خرف این است که کسی دارد این را می گوید خبر ندارد که دنیا چگونه وارد مرحله عبور از مدرنیسم شد. بنابراین من در حد شوخی این حرف را زده ام که مدرنیسم از مد افتاده است و روشنفکران پیرو مد از این مسئله خبر ندارند.


افخمی به هم چنین به توضیخ عبارت “هنر دینی” که در یادداشتی خطاب به ابراهیم حاتمی کیا آورد است، پرداخت و گفت: این باز از آن نکاتی است که اگر  برای تجدید نظر  این مقالات فرصتی پیدا شود، یا در یک کتاب دیگری اگر بخواهم بنویسم من دیگر از لفظ هنر استفاده نمی کنم. طی این سال ها تغییر اصلی که من پیدا کرده ام این است که فکر کرده ام که ما اصلا برای چه باید با لفظ و ادبیاتی صحبت کنیم که برای ما تعریف شده نیست، مثل هنر به معنای art.


فخمی با بیان اینکه عبارت هنر در ادبیات فارسی با عبارت art کاملا متفاوت است، گفت: آیا ما وقتی درباره هنر صحبت می کنیم این لفظ برای ما روشن است؟ آیا می دانیم درباره چه صحبت می کنیم؟ اگر نمی دانیم و برای ما روشن نیست یا برای ما سوء تفاهم برانگیز است، چرا کل لفظ را کنار نگذاریم.


وی ادامه داد: من اخیرا به این نتیجه رسیده ام که چیزی که من می خواهم درباره آن صحبت کنم داستان پردازی است و نه هنر. چیزی که بلد هستم و از زمانی که خودم را شناختم به آن پرداختم داستان پردازی بوده و نه هنر به معنای art.


وی ادامه داد: اگر من آشنایی پیدا کرده ام با art و در جاهایی مجبور شده ام تصمیم هایی بگیرم که مربوط به هنر به معنای غربی اش باشد بنا به ضرورت بوده است. کاری که خودم دوست داشتم انجام دهم داستان پردازی بوده است.


بهروز فرنو عضو هیات مدیره “بنیاد فردید” یکی دیگر از دعوت شدگان به این برنامه بود. او به مبانی فکری مقالات نوشته شده در این کتاب پرداخت و گفت: «یکی از نکاتی که در کتاب دوست عزیزم، آقای افخمی وجود دارد دفاع از سینمای به مفهوم  متعارف و کلاسیک در برابر سینمای آوانگارد و پیشرو است.» او ادامه داد: «در این مقالات به کسانی مثل هیچکاک و فورد و زیباییهای آثار آنان اشاره شده است. در مقابل به کسانی مثل تارکوفسکی و دیگرانی که بنیان گذار و یا مروج نوع دیگری از تفکر سینمایی بودند، انتقاد شده است.


فرنو با اشاره به اینکه این نزاع و چالش در تاریخ سینما سابقه طولانی دارد، گفت: من فکر می کنم اگر این نزاع را کمی گسترده تر بگیریم و آن را در تاریخ هنر دنبال کنیم شاید اشراف ما به مطلب بیشتر می شود و بهتر می توانیم این نزاع را باز کنیم.


فرنو به این منازعات در تاریخ سینما که آتش آن بی جهت، دامن ما را هم گرفته است اشاره کرد و در ادامه به وضعیت سینمای ایران پرداخت و گفت: در دو دوره گذشته بنیاد سینمایی فارابی در دو تا چهار سال دو پروژه ملی به عنوان گل سرسبد خوش ارایه کرد. در چهار سال قبل فیلم “ملک سلیمان” بود و در چهار سال اخیر “استرداد” اما من می خواهم بپرسم آیا این همان چیزی است که به عنوان سینمای انقلاب اسلامی به دنبالش هستیم؟ و از قالب آثاری مثل این ها می گذرد یا نه؟ من مخالفم و فکر می کنم ما راه را کاملا اشتباه داریم طی می کنیم.


وی ادامه داد: این سینما به معنای متعارف اش که در آثاری مثل “ملک سلیمان” با کمک جلوه های ویژه و امکانات امروز سینما ساخته می شود، نمی تواند در خدمت یک مضمون قرآنی قرار بگیرد. چرا که هر صورتی با معنای خاص خودش نسبت دارد. این می تواند در خدمت “جیمز باند” باشد ولی تناسبی با “ملک سلیمان” ندارد.


دکتر فرنو با اشاره به برخی مطالب گفته شده در کتاب گفت: آقای افخمی فرموده اند این غفلتی که سینمای آوانگارد می خواهد از آن جدا شود اصلا خود هنر تاثیرش وقتی است که شما فرد را از خودآگاه خارج کنید. این درست، اما این شوق و مستی دو جهت می تواند داشته باشد. جهت حقیقی آن در کجاست؟ و آن مستی کاذب که حاصل غفلت است کدام است؟


مهمان دیگر این برنامه علیرضا پورصباغ از منتقدان سینمایی و فعال رسانه ای بود. او با اشاره به اینکه روزی که تماس گرفتند تا از بنده برای حضور در این برنامه دعوت شود ما در تب و تاب یک مصاحبه با تهیه کننده ارشد سریال ۲۴ بودیم، گفت: جالب است بدانید که او در آن مصاحبه گفت خیلی به هنر سیاسی اعتقاد دارم و در عصر حاضر هنر نمی تواند از سیاست جدا باشد. کمپانی “میجر” یکی از ماموریت هایش این بود که فیلم ها را به کشورهای خاورمیانه و عرب به طور نیم بها بدهد و اجازه ندهد فیلم های سیاسی به خصوص از ایران در خاورمیانه اکران شود.


پورصباغ با اشاره به گفته های تهیه کننده  سریال ۲۴ گفت: او در ادامه از دو فیلم نام برد که یکی “روز شیطان” بهروز افخمی بود و دیگری “دیپلمات” داریوش فرهنگ. وقتی بعد از مصاحبه این کتاب را خواندم انگار که یک بهروز افخمی جدیدی را کشف کردم.


پورصباغ در بخش دیگری از سخنانش گفت: به طور کلی چیزی که از این کتاب دستگرم می شود این است که سینما باید در خدمت مردم باشد، برای مردم باشد یا برای اقلیت خاصی باشد؟. با خواندن کتاب به این نتیجه رسیدم که نویسنده می گوید من هم می توانم جان فورد شما باشم. این صدا به راحتی از این کتاب شنیده می شود.


پورصباغ در پایان این نشست با اشاره به مفاهیمی مانند “هنر متعالی” گفت: عده ای هنر متعالی را از فیلمساز مطالبه می کنند ولی من فکر می کنم هنر متعالی را باید از مدیریت فرهنگی که دچار اغتشاش و اعوجاج است، مطالبه شود.


سلسله نشست های “دوشنبه های کتاب اندیشه” هر دو هفته یکبار با همکاری کانون اندیشه جوان و فرهنگسرای اندیشه برگزار می شود.

مطالب مرتبط :
  1. پست مدرنیسم یکی از لقلقه ها و بازیهای کلامی فلاسفه است/ پست مدرنیسم و حقوق زن
  2. منافقین در دنیا و آخرت از خسارت دیدگان هستند/ نشانه های رفتاری خط نفاق
  3. غلامی: مخالفان دنبال به انزوا کشیدن علوم انسانیِ اسلامی هستند/ روشنفکران غربزده از تئوریهای غربی تابو می سازند
  4. روشنفکران وانقلاب مشروطه/ اشتباه روشنفکران درمشروطه چه بود؟
  5. افکار و عقائد خوارج در سایر فرق اسلامی نفوذ کرد/ نهروانی‌ها هنوز خطرناک‌ترین دشمنان اسلام هستند

پارک علم و فناوری قم

zohur