۱۳ خرداد ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


در دیدگاه فقه ظاهرى مبنا بر انجام ظاهر است و اصلًا توجهى نسبت به باطن و سر و حقیقت عبادت وجود ندارد و تنها تکلیف را بر مدار نفس اتیان فعل مى ‏شمرد. در این دیدگاه اگر فردى از زمان بلوغ تا صد سال تمام نمازها و روزه‏ ها و حج و سایر عباداتش از روى ریا و سمعه و تظاهر باشد هیچ ایراد و اشکالى ندارد و در پیشگاه پروردگار مورد بازخواست و سؤال و جواب قرار نخواهد گرفت و بر او ایراد و اعتراض واقع نخواهد شد. اما در دیدگاه مکتب اهل بیت(ع) تمام این نمازها و روزه ‏ها به مقدار یک غاز ارزش معنوى ندارد و در دستگاه ملائکه و حضرت ربوبى به پشیزى نمى‏ خرند. عبادتى در این مکتب مورد امضاء و پذیرش است که فقط براساس خلوص نیت و استقامت ضمیر و قلب در هنگام عبادت باشد و به هر مقدار این مسأله قوی‌تر باشد جان عبادت و مقبولیت آن نزد پروردگار بیشتر است.


«ظاهر و باطن» مقوله‌ای است که گستره آن بسیاری از اعمال و عبادات انسان مومن را فرا می گیرد و مناسب است در این میان مومن حقیقت خویش را می یابد. آیت الله سیدمحمدمحسن حسینی طهرانی (فرزند علامه طهرانی) و از اساتید سطح عالی حوزه علمیه در کتاب اسرار ملکوت در خصوصیات مؤمن واقعی و تبیین امام معصوم(ع) از ایشان چنین می نگارد که برگزیده آن ذیلا می آید:


انسان زمانى به مقام عبودیت مى ‏رسد که عملش از روى اتقان باشد


مقصود از خلقت انسان وصول به مرحله فعلیت و کمال است و آن همان معرفت ذات پروردگار به نحو انکشاف حقیقت ذات در سر و سویداى ضمیر و قلب و تبدل و تحول نفس انسان از رتبه حیوانیت و بهیمیت به حیطه و حریم خلافت اللهى مى ‏باشد که از او به انسان کامل و یا به عارف واصل و ولى کامل‏ حق متعال تعبیر مى‏شود و آن مرحله بدون طى طریق و عبور از بوادى نفس اماره و غیره و اخلاص در عمل و فعل و توجه تام به حضرت احدیت امکان ندارد؛ چنانچه در آیه شریفه مى‏فرماید: (و ما خَلَقتُ الجن و الإِنسَ إِلا لِیعبدونِ) [سوره الذاریات (۵۱) آیه ۵۶] أى لیعرفون. «من جن و انس را فقط به جهت و مقصد عبادت خلق نمودم» یعنى از مرتبه عبادت ظاهر به عبادت باطن که تحقق به مقام عبودیت تام و صِرف العبودیه است برسند که در این مرتبه معرفت ذات حق به حق المعرفة و کمال المشاهده براى عبد حاصل مى ‏شود….


بناءً علی‌هذا عبادتى که انسان را به این مقصد و مقصود برساند در راستاى این هدف قرار گرفته و مقبول و ممضى و قابل پذیرش از ناحیه پروردگار است، و آنچه انسان را به این رتبه نرساند مردود و مطرود و بدون ارزش و اعتبار خواهد بود؛ و این معنى حاصل نخواهد شد مگر با اتقان در طریق و جزم در عبادت و یقین به مطلوبیت و انجاز دعوت از ناحیه پروردگار.


انسان کامل عمل به موازین و مبانى شرع را تحمیل بر نفس نمى ‏کند


شرط اصلى و محورى و حیاتى متابعت از استاد کامل و عارف واصل و یا به تعبیرى استاد عام، متابعت از شرع اقدس و تطبیق امور خود با موازین و مبانى شرع است. تذکر این نکته فوق العاده مهم است که این تطبیق نه از روى مراقبه و مجاهده و تکلیف و تحمیل نفس است، بلکه خواهى نخواهى حال او متبدل به حال و خصوصیتى مى‏شود که این جَرى و انطباق حاصل مى‏ شود و این مطلب از آن جهت است که نفس او از محدوده نفوس بشرى بالکلیه خارج شده است و متبدل به نفس الرحمن و ذات أقدس إله شده است و دیگر اثرى از آثار و لوازم نفوس بشرى در او موجود نیست تا بخواهد آنرا از خود دور کند و یا برخلاف میل خود بخواهد «إطاعةًلأمر الله و انقیاداً لَه» تکلیفى را انجام دهد، چنانچه ما انجام مى‏ دهیم و از آنجا که سنت پروردگار بر ارسال رسل و إنزال کتب و شرایع و ادیان است، باید در عالم ظاهر نیز نفس عارف همان سنت و شریعت و تربیت و ادب را به أحسن وجه إعمال نماید، که در غیر این صورت تخلف نظام تکوین از تشریع لازم آمده و امور عالم تشریع مختل و درهم خواهد شد.


معرفى مؤمن حقیقى توسط امام سجاد(ع)


حضرت سید الساجدین و زین العابدین على بن الحسین(ع) در بیان این مسأله مى‏ فرمایند: «إذا رأیتُم الرجلَ قد حسُنَ سَمتُه و هَدیُه و تماوتَ فى منطقه و تخاضعَ فى حرکاتِه فرویدًا لا یَغُرنکُم! فما أکثرَ مَن یُعجزُه تناولُ الدنیا و رکوبُ الحرام مِنها لِضعفِ نِیتِه و مهانتِه و جُبنِ قلبِه، فنصَب الدینَ فَخا لَها، فهو لا یَزالُ یَختلُ الناسَ بظاهرِه، فإن تَمکنَ من حرامٍ اقتحَمَه. وإذا وجَدتموه یَعِف عن المالِ الحرامِ فرویدًا لا یَغُرنکم! فإن شهواتِ الخلقِ مختلِفةٌ، فما أکثَر مَن یَنبُوا عن المالِ الحرامِ و إن کَثُر، و یَحمِلُ نَفسَه علَى شَوهاءَ قبیحَةٍ، فیَأتى مِنها مُحرمًا. فإذا وجَدتُموه یَعِف عن ذلکَ فرویدًا لا یَغرنکُم! حتى تَنظروا ما عقدَةُ عقلِه، فَما أکثَر من تَرَک ذلک أجمَع ثُم لا یَرجِع إلى عقلٍ متین فیَکونُ ما یفسدُه بجهلِه أکثَر مِما یُصلحه بعقلِه. فإذا وَجدتُم عقلَه متینًا فرویدًا لا یغُرنکُم! حتى تَنظُروا أ مع هواهُ یَکونُ علَى عقلِه أم یَکونَ مع عقله علَى هَواهُ؟ و کیفَ مَحبته للریاسات الباطِلة و زُهدُه فیها، فإن فى الناس مَن خسرَ الدنیا و الآخرةِ فیَترُکُ الدنیا لِلدنیا، و یَرَى أن لَذة الریاسة الباطلة أفضَلُ مِن لَذةِ الأموالِ و النعَم المباحة المُحللةِ؛ فیَترُکُ ذلک أجمَعَ طَلبًا للریاسةِ حتى إذا قیلَ لَه اتقِ اللَهَ أخَذَتهُ العزةُ بالاثمِ فَحسبُه جهنمُ و لبئس المِهادُ. فهُو یخبطُ خَبطَ عشواءَ یقودُه أولُ باطلٍ إلى أبعدِ غایاتِ الخسارةِ و یَمدهُ رَبه بَعد طَلبِه لما لا یقدِر علیهِ فى طُغیانِه. فهو یُحل ما حرمَ اللهُ و یحَرم ما أحل اللَهُ، لا یبالِى ما فات مِن دینه إذا سَلِمَت له ریاستُه التى قد شَقِىَ مِن أجلها، فاولئک الذِین غَضِبَ اللهُ علیهم و لَعنَهم و أعَد لَهُم عَذابًا مُهینًا. ولکن الرجُلَ کل الرجلِ نعمَ الرجلُ هو الذى جَعلَ هواهُ تَبَعًا لأمرِاللَهِ و قواهُ مَبذولَةً فى رضَى اللَهِ، یَرى الذل مع الحق أقربَ إلى عز الأبَد مِن العز فى الباطل، و یَعلَمُ أن قلیلَ ما یحتَمِلُه من ضرائها یؤدیهِ إلى دوامِ النعیمِ فى دار لا تَبیدُ و لا تَنفَذُ، و أن کثیر ما یَلحَقُه مِن سرائها إن اتبعَ هَواهُ یُؤدیهِ إلى عذابٍ لا انقطاعَ له و لا یَزول. فذلکم الرجلُ نعم الرجلُ؛ فبه فتَمسکوا و بسُنتِه فاقتَدوا و إلى ربکم فیه فتوسلوا فإنهُ لا ترد دعوةٌ و لا یُخَیب له طَلَبةٌ.»



«اگر مردى را ببینید که طریقه و روش او نیکوست و گفتار خود را آهسته و آرام نموده و سخن خود را ضعیف و ملایم نشان دهد و در کارها و حرکاتش خود را خاضع و فروتن جلوه دهد، فوراً به او گرایش پیدا نکنید! دست نگاه دارید، توقف کنید که شما را گول نزند! زیرا چه بسیار کسانى هستند که به علت سستى نیت و پستى هویت و ترسو بودن، دلشان از رسیدن به دنیا و ارتکاب کارهاى حرام عاجز مانده ‏اند و بدین جهت دین را دام وصول به دنیا و وسیله صید وصول به مادیات و شهوات قرار مى‏ دهند؛ مردم را به ظاهر آراسته خود مى ‏فریبند و چنانچه به چیز حرامى دست یابند با تمام مشقت و تکلف خود را بدان مى ‏رسانند و دست مى ‏آلایند.


و اگر دیدید که آن مرد از مال حرام اجتناب مى ‏ورزد و دست بدان نمى ‏آلاید پس باز صبر کنید! و در گرایش به او مبادرت نکنید که شما را فریب ندهد! چون خواسته‏ها و تمایلات نفسانى مردم مختلف است؛ زیرا که چه بسیارى از مردم از به دست آوردن مال حرام گرچه فراوان باشد دورى مى ‏کنند، ولیکن اراده خود را از راه زنا و اعمال شنیعه باز نمى ‏دارند، و نفس خود را بر ورود بر یک زن زشت کریه المنظر فرود آورده و از راه حرام با او آمیزش مى ‏کنند.


و اگر آن مرد را چنین یافتید که از این عمل زشت هم دورى مى ‏کند باز شکیبا باشید! و در گرایش به او شتاب نکنید که مبادا شما را گول زند! تا خوب بنگرید که گره و بستگى عقلانى او چطور است؟ و مرکز تصمیم‏ گیرى تفکیرى او چگونه است؟ چون بسیارى از مردم هستند که از روى آوردن به دنیا و ارتکاب محرمات و وصول به اموال حرام و اعمال آمیزش جنسى خوددارى نموده و عفت به خرج مى ‏دهند، ولیکن داراى عقل متین و فکرى استوار نیستند و بنابراین مفسده کارهایى را که انجام مى‏ دهند بیش از مصلحت آن است؛ چون بر پایه جهالتى که دارند مفسده‏اى مى ‏آفرینند بیشتر از مصلحتى که پدیده عقل و درایتشان است.


و اگر عقل او را نیز متین و استوار یافتید باز زود اقدام بر پیروى و تبعیت نکنید! تا آنکه او را بنگرید که آیا با هواى نفس خود متحد شده و برعلیه عقلش قیام کرده است؟ و یا آنکه با عقلش متحد شده و با هم بر علیه هواى نفس اماره به پا خاسته ‏اند؟ و دیگر ببینید که آیا نسبت به ریاست‏هاى باطله دنیویه اشتیاق و رغبت دارد، یا آنکه بى‏رغبت و میل است؟ چون در میان توده مردم افرادى یافت مى ‏شوند که هم دنیا و هم آخرت هر دو را باخته ‏اند؛ دنیا را براى وصول به دنیا ترک گفته ‏اند و پنداشته ‏اند که لذت ریاست‏هاى باطل از لذت اموال حرام و نعمت‌هاى مباح و حلال بیشتر است، و بنابراین براى نیل به ریاست‏هاى باطل از همه اینها گذشته ‏اند و اگر به آنها گفته شود: از خدا بپرهیز! مقام خودخواهى و عزت کاذب او را به گناه مى ‏کشد؛ پس جهنم براى او بس است و حقاً بد جایگاهى است.


این چنین فردى چون آدم یک چشمى پیوسته در امور بدون بصیرت و درایت است، و اولین گامى که به باطل بردارد او را به آخرین مراتب خسران و زیان مى‏کشاند. و پس از آنکه نمى‏تواند به منویات خود برسد، پروردگارش او را در طغیان و سرکشى ممتد مى‏برد، و در این صورت آنچه را خدا حرام کرده است حلال مى‏شمرد، و آنچه را خدا حلال کرده حرام مى ‏شمرد؛ و اگر ریاست باطلش که به دنبالش مى ‏رود و براى وصول به آن خود را به مهالک انداخته و به شقاوت رسانده است سالم بماند، باکى در از بین رفتن دینش ندارد؛ پس این افراد کسانى هستند که خدا بر آنها غضب نموده و به آنان صلاى دورباش زده و عذاب ذلت ‏آمیز و تحقیرانگیز برایشان مهیا ساخته است.


ولیکن مرد، تمام مرد، نیکو مرد آن کسى است که هواى نفس و درخواست خود را تابع امر خدا نموده است و قواى خود را در راه رضاى خدا مبذول داشته است؛ و ذلت را با وجودِ داشتن حق، به عزت ابدیه نزدیکتر مى ‏یابد از عزتى که با باطل به دست مى‏آید. و به یقین مى ‏داند که گرفتاریهاى کم و ناچیز دنیا که براى رضاى خدا آنها را تحمل مى‏ کند، او را به دوام نعمتهاى ابدیه خداوند در بهشتى که خرابى و فناء و نیستى ندارد خواهد رسانید. و نیز مى ‏داند که اگر از هواى نفس اماره خود پیروى کند بسیارى از خوشىهایى که در دنیا مى ‏برد او را به عذاب ابدیه خداوند که زوال و انقطاع ندارد خواهد کشانید. پس بنابراین بدانید که مرد تمام عیار چنین مردى است؛ مرد نیکو، پسندیده و استوار چنین مردى است؛ پس حتماً به او تمسک کنید و بر رویه و منهاج و سیره او اقتدا نمائید و به وسیله او بسوى پروردگارتان متوسل شوید! چون درخواست و دعاى او رد نمى‏ شود و طلب و خواهش او دچار حِرمان نمى گردد.»


امام سجاد(ع) راه شناسائى افراد را معاشرت و مراوده با آنها مى ‏داند


در این روایت شریفه حضرت سجاد(ع) به خوبى از نقاط ضعف و امور سلبیه در یک چنین فردى پرده برمى‏ دارند و مطلب را بر محور حب و نفع شخصى و رعایت مصالح فردى و حفظ شخصیت و انانیت در ارتباطات اجتماعى و معاشرت با افراد قرار مى ‏دهند. معاشرت و مراوده و مصاحبت با این افراد انسان را به مسائل باطنى آنها و اسرار مخفیه در نفوس ایشان آشنا مى ‏سازد، و این همان مطلبى است که تمام بزرگان راه و مربیان اخلاق بدین مسأله هشدار داده ‏اند و ما را برحذر داشته ‏اند و از خطر این دام سخن رانده ‏اند و حجت را بر همه ما تمام کرده‏اند و جاى هیچ گونه عذر و بهانه ‏اى باقى نگذاشته ‏اند.

مطالب مرتبط :
  1. روایت امام باقر(ع) از وجه تسمیه امام سجاد/ مناجات انجیلیه سیدالساجدین(ع)
  2. روایت امام سجاد(ع) از شب عاشورا/ پیوستن گروهی از یاران عمر بن سعد به امام حسین(ع)
  3. رساله حقوق امام سجاد(ع) بهترین منبع آداب معاشرت است
  4. شناخت حج واقعی در گفتگوی امام سجاد(ع) و شبلی/ باطن مناسک حج چیست؟
  5. پیام امام سجاد(ع) به بشریت درک حقیقت قرآن است

پارک علم و فناوری قم

zohur