۲۴ شهریور ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


دستور امام(ع) به نکشتن خوارج بعد از خودش به خاطر این است‏ که آنها خیال مى ‏کردند وظیفه دینى آنها خروج از اطاعت امام(ع)بوده است. بنابراین پس از او اگر نبردى کنند با دستگاه حکومت‌هاى غاصب است، لذا نباید آنها را کشت، ولى معاویه که به دنبال باطل رفته و به آن رسیده در هر حال باید با او مبارزه کرد، اما مبارزه خود با آنها به خاطر این بود که آنها با حکومت‏ حق به مبارزه برخاسته بودند.


ابن ابى الحدید مى‏ گوید: از نظر اصحاب ما(معتزله) معاویه ملحد و بى دین است و اعتقادى به نبوت‏ پیغمبر(ص) نداشته است، وى سپس براى گفته خود استدلال مى‏ کند و از جمله‏ جریان‏ «مطرف بن مغیرة‏» را شاهد مى‏ آورد که او گفته است: پدرم نزد معاویه رفت و آمد داشت و همیشه از عقل و فهم او برایم سخن‏ مى‏ گفت، ولى شبى او را هنگامى که از خانه معاویه بازگشته بود سخت پریشان‏ دیدم، علت را جویا شدم. گفت: پسرم! از نزد کافرترین و خبیث‏‌ترین مردم بازگشته‏‌ام، پرسیدم چطور؟ در پاسخ گفت: امشب در خلوت به معاویه گفتم به هر کجا مى‏ خواستى رسیده‏ اى خوب‏ است عدالت را آشکار کنى و خیر و نیکى را بسط دهى و به برادرانت از بنى هاشم توجهى نمائى وصله رحم را انجام دهى چه اینکه دیگر تو از آنها وحشت ندارى. این خود ثواب دارد و همیشه ذکر تو بر سر زبانها خواهد بود.


معاویه در پاسخم گفت: «هیهات! هیهات! اى ذکر ارجو بقائه؟ ملک اخو تیم فعدل و فعل ما فعل‏فما عدى ان هلک حتى هلک ذکره‏»: امید به چه ذکر و یادى از خود داشته باشم، ابوبکر و عمر، آمدند و رفتند و یادى از آنها باقى نمانده اما «ابن ابى کبشه‏» (منظورش پیامبر(ص) است) همه روز پنج‏ بار با صداى رسا نامش به هنگام اذان برده مى‏ شود و مى‏ گویند: «اشهد ان محمدا رسول الله‏»: «فاى عمل یبقى و اى ذکر یدوم بعد هذا لا ابالک لا و الله الا دفنا دفنا» بعد از نام محمد(ص) چه عملى باقى خواهد ماند و نام چه کسى بر سر زبانها خواهد بود، نه! تا نام محمد را همچون وجودش دفن نکنم دست‏ بر نمى ‏دارم! (ابن ابى الحدید، جلد ۵ ، صفحه‏ ۱۲۹)


سپس وى اضافه مى‏ کند: اعمال مخالف و آشکار معاویه، از قبیل پوشیدن حریر ظرف و طلا و نقره، جمع آورى غنائم براى خود، اجرا نکردن حدود و مقررات اسلام درباره اطرافیان و کسانی که مورد علاقه‏ اش بودند ملحق کردن‏ «زیاد» را به خود، و او را برادر خود خواندن با اینکه پیغمبر(ص) فرموده بود: «الولد للفراش و للعاهر الحجر» فرزند به همسر ملحق مى ‏شود و سهم زناکار سنگسار شدن است، کشتن‏ «حجر بن عدى‏» و یاران پاک او، توهین به ابوذر و او را سوار بر شتر برهنه کردن‏ و فرستادنش به مدینه، ناسزا گفتن به امیرمؤمنان(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و ابن عباس بر روى منابر، ولیعهد قرار دادن یزید شراب‏خوار و قمارباز و… . همه و همه اینها دلیل کفر و الحاد اوست.


«ابو درداء» مى‏ گوید: به معاویه گفتم از پیغمبر(ص) شنیدم هر کس از ظرف طلا و نقره بیاشامد، آتش ‏جهنم درونش را فرا خواهد گرفت. ‏معاویه گفت: «اما انا فلا ارى به باسا» اما من براى آن ایرادى نمى ‏بینم. ‏ابو درداء پاسخ داد: عجبا! من از پیامبر(ص) نقل مى‏ کنم. او رأى شخصى خود را اظهار می‌کند! من دیگر در سرزمینى که تو هستى نخواهم ماند!(شرح ابن ابى الحدید، جلد ۵ ص ۱۳۰)


معاویه که بود؟


کنیه او ابوعبدالرحمان بود. پدرش، صخر بن حرب، معروف به ابوسفیان که جنگ‌های متعددی را علیه رسول خدا(ص) به راه انداخت و مادرش هند، معروف به هند جگرخوار بود. معاویه پنج سال پیش از بعثت رسول خدا(ص) در مکه به دنیا آمد. چون مادرش بدکاره بود، هنگام تولد درباره‌ اینکه پدر او کیست اختلاف شد. به هر حال هند همسر رسمی ابوسفیان بود و به همین دلیل معاویه را به ابوسفیان نسبت دادند و بر این اساس وی از بنی امیه به شمار آمد.



 


نگاهی به نژاد و قبیله‌ معاویه، پدر و مادر و برادران و خواهران معاویه، وضعیت خانوادگی او را روشن می‌کند. معاویه تا پیش از فتح مکه از دشمنان سرسخت رسول خدا(ص) به شمار می‌آمد. پس از فتح مکه همراه با پدر و برادرش، یزید بن ابی سفیان، به ظاهر مسلمان شد و در شمار طلقا (آزادشدگان حضرت محمد(ص) قرار گرفت. پس از رحلت رسول خدا(ص) به خدمت خلیفه درآمد و در سال ۱۲ هجری همراه برادر بزرگ‌ترش یزید، در لشکر اعزامی به سوی شام قرار گرفت. پس از مرگ برادرش، از سوی عمر جانشین برادر و حاکم دمشق گردید (سال ۱۸ ه)


با به قدرت رسیدن عثمان، معاویه نیز همانند دیگر بنی امیه از قدرت و امکانات بیش‌تری برخوردار شد. همه‌ بخش‌های سرزمین شام در اختیار او قرار گرفت و بر قلمرو حکومتش افزوده شد. معاویه پس از دستیابی به قدرت، با تبلیغ افتخارات ساختگی، برنامه‌ سیاسی خاص خود را برای حفظ قدرت و توسعه‌ آن برای پیمودن راه دشوار خلافت تنظیم کرد. این برنامه عبارت بود از: تشکیل ارتش نیرومند و ناآگاه، تبلیغات، نیرنگ و فریب، موروثی کردن خلافت و … .


پس از ماجرای قتل عثمان، معاویه شعار خون‌خواهی عثمان سر داد و به این بهانه رو در روی علی(ع) ایستاد و جنگ صفین را به راه انداخت. پس از شهادت حضرت علی(ع) به سوی عراق لشکر کشید؛ اما با توجه به شرایط نامساعدی که پیش رو داشت و از خطر حمله‌ روم نیز در امان نبود، به امام حسن مجتبی(ع) پیشنهاد صلح داد. امام حسن(ع) نیز به جهت نداشتن یاور و برای حفظ مصالح اسلام پیشنهاد او را پذیرفت. به دنبال صلح امام حسن، در سال ۴۱ هجری که عام الجماعة نام گرفت معاویه رسماً بر کرسی خلافت تکیه زد و بر همه‌ سرزمین‌های اسلامی حاکم شد.


معاویه دارای چند همسر بود که یزید از یکی از آنان به نام میسون (دختر بحدل کلبی) متولد شد. وی در سال‌های پایانی عمر برای فرزندش یزید از مردم بیعت گرفت. مرگ معاویه در رجب سال ۶۰ هجری در سن ۷۸ سالگی و در دمشق واقع شد.


رذائل معاویه قابل شمارش نیست. ویژگی‌های ظاهری معاویه و ویژگی‌های اخلاقی معاویه و ویژگی‌های دینی معاویه از نظر ارزشی، سراسر منفی است. طبقه‌ اجتماعی معاویه نیز چنین بود. او از زبان خدا و رسول ملعون است و شجره‌ ملعونه که در قرآن آمده به دودمان معاویه تفسیر شده است.


روزی رسول خدا(ص)، ابوسفیان را بر مرکبی سوار دید که دو پسرش یزید بن ابی سفیان جلودار و معاویه از عقب مرکب را می‌‌راند. حضرتش فرمود:

خدا جلودار و سوار و عقب‌دار را لعنت کند. رسول خدا به نقل از عبدالله بن عمر فرمود: شخصی می‌آید که بر دین اسلام نمی‌میرد، دیدیم معاویه آمد، معاویه به تصریح پیامبر(ص)، رهبر لشگر جنایتکاران است؛ زیرا پیامبر(ص) به عمار یاسر فرمود: «ای عمار! تو را گروه ستمکار می‌کشد» و عمار در جنگ صفین توسط لشگر معاویه کشته شد. اطرافیان معاویه نیز گروهی از منافقان بودند.


معاویه شراب می‌خورد و به اسم اسلام حکومت می‌کرد. وی «زیاد بن ابیه» را که فرزند زنا بود و پدرش معلوم نبود، به پدرش ابوسفیان نسبت داد و او را «زیاد بن ابی‌سفیان» نامید.


او برای کشتن دوستان خدا عسل زهرآلود به کار می‌برد و می‌گفت: خدا لشکر فراوانی از عسل دارد. عده ای را برای غارت کردن و کشتن زن و فرزند و سوزاندن منازل مسلح کرده بود و در انواع حیله و دروغ استاد بود. وی خلافت مسلمین را بر پایه وراثت استوار کرد. دشمنی بنی امیه با خدا و رسول و کینه‌هایی که نسبت به رسول خدا و علی علیه السلام و اولادش داشتند، باعث شده بود که فقط به قتل و کشتار اّنان بپردازند.


معاویه پس از شهادت علی(ع)، آن حضرت را روی منبرها لعن می‌کرد و ناسزا می‌گفت و شدیدترین شکنجه‌ها و عذاب‌ها را متوجه پیروان امام می‌ساخت و بزرگ‌ترین جنایات را مرتکب می‌شد. معاویه آن حضرت را لعنت می‌کرد و به فرمانداران و عمال خود دستور داد در همه شهرها علی را لعنت کنند. این عمل تا سالیان دراز از قوانین بود و کسی نمی توانست از زیر بار آن فرار کند. نظر دیگران راجع به معاویه و همچنین سال شمار زندگی معاویه، شاهدی بر کارنامه سیاه و ننگین زندگی اوست.


*منابع:


۱- سایت بلاغ.نت


۲- اسد الغابه ۵/۲۰۹ ، نقش عایشه در تاریخ اسلام جلد ۳/۵، تاریخ تحلیلی اسلام محمد رضی.


۳- شیعه / زمامداران خودسر/ ص ۶۵- ۹۶٫

مطالب مرتبط :
  1. هیچگاه باطل با چهره باطل خویش عرضه نمی‌شود/ مادر بتها، بت نفس است
  2. افکار و عقائد خوارج در سایر فرق اسلامی نفوذ کرد/ نهروانی‌ها هنوز خطرناک‌ترین دشمنان اسلام هستند
  3. سرانجام خوارج چه شد/خُشک‌ مقدسهایی که دزد و راهزن شدند
  4. خدایا مرا از جهالت و کار باطل دور گردان/ روایت پیامبر(ص) از چگونگی دور شدن شیطان از آدمی
  5. خدایا مرا از مقربان درگاهت قرار ده/ فائزین چه کسانی هستند؟

پارک علم و فناوری قم

zohur