۱۳ آذر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش مهر، ریچارد رورتی فیلسوف آمریکایی معتقد است فلسفه نردبانی است که غرب از آن بالا رفت و بعد آن را کنار گذاشت یعنی فلاسفه غربی در برهه ای برای دفاع از دستاوردهای مدرنیته به فلسفه پناه بردند، زیرا هنوز نهادهای مدرن تحقق پیدا نکرده بود. اما در حال حاضر برای دفاع از آزادی و علم نیازی به فلسفه و معرفت شناسی نیست.


دکتر فائزه عابد کوهی محقق و پژوهشگر حوزه فلسفه در مورد اینکه آیا درحال حاضر از فلسفه و متافیزیک بی نیاز هستیم به خبرنگار مهر گفت: در هیچ زمانی چه قبل، چه بعد و چه در حال حاضر از فلسفه بی نیاز نیستیم. بخاطر اینکه قسمتی از فلسفه که درباره واقعیت و ماهیت است همان متافیزیک است. بنابراین نمی توانیم واقعیت و ماهیت را از متافیزیک حذف کنیم.


وی افزود: اینکه حالا گفته می شود مباحث در رابطه با طبیعت و هستی شناسی و مسائل در رابطه با علیت، هدف خدا و وجود جهان همه اینها از مباحث فلسفی است که در متافیزیک و فلسفه بحث می شوند مباحثی است که هیچ وقت کهنه نمی شوند.


عابد کوهی تصریح کرد: اصلاً کار فلسفه شناختن هستی و هستنده است. این کار هیچ وقت ماهیتش از بین نمی رود. در جای دیگر در مباحث تعلیم و تربیت باز مفهوم خدا و باز برای این مباحث از فلسفه و متافیزیک استفاده می کنیم. اگر بخواهیم فلسفه را حذف کنیم و وارد علوم طبیعی بشویم همانطور که ارسطو علوم طبیعی را مطرح کرد و گفت متافیزیک یعنی “بعد از فیزیک” آن توسعه فلسفه را در علوم می ببینیم.


وی افزود: سؤالهای مربوط به فنومن و نومن داریم. به نومن هیچ وقت پاسخ داده نمی شود فقط قسمت فنومن و پدیدارشناسی تکمیل می شود. اساس بحث های فلسفی به هستی بر می گردد و مجبوریم که به این سؤالها جواب دهیم.


این محقق و پژوهشگر فلسفه عنوان کرد: در عرصه زندگی اجتماعی فلسفه خیلی مهم است. چنانچه از نگاه افلاطونی سیاست و فلسفه یکی هستند و فعالیت سیاسی را بدون تفکر فلسفی نمی شود انجام داد. چه بسا افلاطون آن را خیلی زیان بخش می داند. بنابراین از این طریق(سیاست) فلسفه وارد زندگی اجتماعی و فردی انسانها می شود. فلسفه پزشکیِ روح است. همانطور که افلاطون گفت حاکمِ حکیم که یک فیلسوف است پزشکِ آن مدینه است و باعث می شود که مدینه را از فساد و بیماری رهایی بدهد.


عابد کوهی یادآور شد: مطابق فلسفه افلاطون این فیلسوف است که  بخاطر اندیشه و خرد و نگاهی که به هستی دارد  می تواند حکومت کند. در نهایت فلسفه دانشی برای دانستن است. بنابراین هیچ وقت از انسان و خواسته های انسان مستثنی نیست.

مطالب مرتبط :
  1. حرف رورتی درباره بی نیازی فلسفه "آنارشی گری" است/فلسفه تاریخ مصرف ندارد
  2. تفکر خلاق در فلسفه به معنای نظریه پردازی در جامعه ما یک ارزش نیست
  3. خصلت های ذاتی انسان؛ از خواسته های بی پایان تا استعداد سقوط و صعود بی نهایت
  4. فلسفه اشراق و عرفان مقصد یکسانی دارند/ سهروردی مثل ابن عربی عارف خالص نیست
  5. سه فایده اخلاق؛ از تقویت روان انسان تا تعدیل خواسته ها و ایجاد جامعه سالم

پارک علم و فناوری قم

zohur