۱۴ مرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


“فردگرایی” در نگرش اسلامی مذموم است، زیرا همه خلائق مظاهر اسماء الهی هستند و از ذات احدیت سرچشمه گرفته اند. پس ازسیر در قوس نزول و پذیرش کثرت، در یک قوس صعودی به گونه ای جمعی به سوی عالم وحدت الهی در حرکت هستند و لذا آداب مذهبی اسلام به صورتی جمعی اجرا می شود و هر انسانی که تحت اسمی از اسماء الهی است تنها در صورت وحدت با سایر انسانها و عشق ورزی به دیگران و سعادت خود را در سعادت جمع دیدن، لایق ورود به رضوان الهی می شود، اما انسان خودبین و خودبرتربین، امکان ورود به ساحت الهی را ندارد زیرا خودبرتربینان کسانی هستند که ورودشان به بهشت چون ورود شتر به سوراخ سوزن محال است. (آیه شریفه ۴۰ سوره اعراف)


در این دیدگاه انسان حق ندارد به انسان دیگری نگاهی ابزاری داشته باشد بلکه موظف است تا در یک تعامل دائمی با سایر انسانها به ایشان خیر برساند تا سرانجام خیر تسرّی پیدا کند و جامعه خیرات و فضایل،با عشق به مخلوقات، به عنوان مظاهر الهی، افراد انسانی را به رشد اجتماعی و فلاح و سعادت جاودانه برساند که از دیدگاه اخلاق اسلامی رشد فرد از رشد اجتماع جدا نیست، اما هرگاه جامعه به منزله مجمع اراده ها و تمایلات فردی تلقی شود هرگز نمی توان از این افراد نظام اجتماعی مطلوبی ساخت، زیرا کثرت برای این جامعه امری ذاتی است و وحدت و جمعیت امری عرضی برای آن مطلوب می شود در حالی که در مدینه فاضله اسلامی که انگیزه ها در جهت قرب به صفات الهی شکل می گیرند فرد اخلاقی دیگران را بر خود ترجیح می دهد و لذا تزاحمی در طلب خیر و فضیلت حقیقی که تقرب به خداست رخ نمی دهد.


اگر طلب ماده برای فرد اقتضای تزاحم با دیگران را دارد از خود گذشتگی، دروازه ورود به ملکوت الهی می باشد و از آنجا که میدان ایثار و گذشت به اندازه عرض آسمانها و زمین برای هر فردی گسترده است هرگز جدال و کشمکش در نمی گیرد. شاید بتوان گفت دوزخ تنگ و تاریک، تجسم تنگی و تاریکی خودخوهی و خودبرتربینی است و وسعت بهشت، تجسم سعه ایثار و از خود گذشتگی است است. بنابر این جامعه مبتنی بر تمایلات و خواسته های متفرق و متکثر افراد نمی تواند وحدتی ذاتی داشته باشد بلکه وحدتش امری عارضی و اعتباری است و احاطه ربوبیت الهی بر جانهای محاط و متکثر،عامل ذاتی وحدت اجتماعی و وفاق در اخلاق جمعی است.


از قرن شانزدهم در غرب فردگرایی اخلاقی شکل می گیرد و فلسفه اخلاق دچارآفت فردگرایی شد، اما در حالی که اگر فضایل اخلاقی به جای اتصال با امیال و اراده های افراد مختلف به سرچشمه واحدی متصل شوند انسان از خطر خود باوری اجتماعی نجات خواهد یافت و خواست های خود را حول محور جمعی شکل خواهد داد، هر چند شرایط جامع و طبایع افراد، متفاوت باشند که این سرچشمه واحدی چیزی به جز چشمه ای وحیانی که همگان را به یک ریسمان واحد فرا می خواند نیست که “و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا”.


مجرای پیوستن به خدا جز از طریق خلق نیست چنانکه اعمال عبادی اسلام از جمله نماز به صورت جمعی انجام می شود و حتی اگر به صورت جماعت صورت نگیرد اما ضمایر به کار رفته در این عمل عبادی متکلم مع الغیر است مانند اهدنا الصراط المستقیم به این معنا انسان هدایت فردی خود را کافی نمی داند، بلکه همواره هدایت جمع را طلب می کند، زیرا خودیت و فردیت خود را در جمع مستحیل می بیند. هم چنین زکات به منزله ازخودگذشتگی ایثارگرانه ای است که حصار خودخواهی و فردیت را ویران می کند. امر به معروف و نهی از منکر، حج، جهاد و …. همه این اعمال در جمع معنا می یابد تا جایی که حتی انسان مومن در لحظه وفات خود نیز خویش را در صف مومنین ملاحظه می کند و عرضه می دارد : ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفّنا مع الابرار.

مطالب مرتبط :
  1. حد وسطی از وظیفه‌گرایی و فایده‌گرایی اخلاقی در اسلام قابل تعریف است
  2. رویکرد فرهنگی دولت آینده از کمی‌گرایی به کیفی‌گرایی تغییر کند/چالشهای فرهنگی در عرصه بین‌الملل
  3. همایش بین المللی "فلسطین محور وحدت جهان اسلام" برگزارمی شود
  4. نتیجه‌گرایی اخلاقی در غرب فراگیر شده است/ اخلاق کانتی مناسب غرب کنونی
  5. اخلاق سیاسی مورد نظر اسلام/ جامعه­‌ای غیراخلاقی می­ شود که شفاف نباشد

پارک علم و فناوری قم

zohur