۸ شهریور ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، بعضی از فرمایشات ائمه(ع) جزء اصول،‌ بعضی از عمومات و‌ بعضی از اطلاقات‌ هستند که غیر قابل تخصیص و تقیید میباشند. بیان نورانی امام سجاد (ع) در صحیفه هم از همین قبیل است. حضرت می فرمایند: «یَا مَنْ‏ لَا تُبَدِّلُ‏ حِکْمَتَهُ الْوَسَائِلُ»؛ ای خدایی که با هیچ وسیله‌ نمی‌شود مسیر حکمت تو را عوض کرد.


وجود مبارک سلیمان با همه قداست و قُربی که داشت دعا می‌کرد، اما حکمت ذات اقدس الهی اقتضا می‌کرد که حیات او تا فلان وقت باشد. “أَلْقَیْنا عَلی‏ کُرْسِیِّهِ جَسَداً” که بعد او هم انابه کرد، چون «مُنیب» و «اوّاب» بود مراجعه کرد ﴿قالَ رَبِّ اغْفِرْ لی‏﴾.


بعد خواسته خودش را مطرح کرد؛ عرض کرد به من چیزی بده که برای دیگران نباشد “رَبِّ اغْفِرْ لی‏ وَ هَبْ لی‏ مُلْکاً لا یَنْبَغی‏ لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ”؛ کسی این مُلک را نداشته باشد، حالا سابقاً بود ممکن است؛ ولی «لاحقه» نداشته باشد.


حالا این‌جا احتمال این است که «ضنّت» و بخل ورزید، آیا چنین است یا اینکه چیزی اختصاصی به من بده، ممکن است که به دیگری چیزی بهتر از این می‌دهی؛ ولی اینکه به من می‌دهی مخصوص من باشد، ممکن است به دیگران چیزهای برتر و بهتر عطا کنی؛ ولی این جزء اختصاصی من باشد. چند جواب درباره این حرف گفته شد که این یعنی چه؟ با اینکه وجود مبارک پیغمبر این را داشت و وجود مبارک حضرت حجّت (ع) که ظهور می‌کند این را دارد، اینکه فرمود ما باد را بر او مسخّر کردیم “وَ لِسُلَیْمانَ الرِّیحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ”؛ یعنی بامداد راهِ یک ماهه را طی می‌کند، عصر و شامگاه راه یک ماهه را طی می‌کند؛ یعنی این بادی که در اختیار سلیمان بود یک روز راه دو ماه را می‌رفت؛ بامداد یک ماه, عصر یک ماه؛ اگر یک روز می‌خواست حرکت کند در طول یک روز, راه شصت روزه را طی می‌کرد. خدا این نعمت ها را به او داد، باد را “فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ” که “غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ”.


این با کرامت و اِجلالی که خدای سبحان در جریان حضرت سلیمان قبل و بعد این قصه‌ها ذکر می‌کند مخالفت ندارد، زیرا سلیمان عرض نکرد که من را بر دیگری ترجیح بده؛ نه، ممکن است به دیگری خیلی بهتر از آن چیزی که به من می‌دهی بدهی؛ ولی یک چیز اختصاصی به من بده.


ممکن است به دیگری چیزی بدهد که مثل این باشد یا بهتر از این باشد من حرفی ندارم؛ ولی اینکه به من می‌دهی به کسی نده. این را چند گونه جواب دادند: یکی اینکه دیگران ممکن است داشته باشند، اما اظهار نکنند و جوابی که برخی از عرفای دیگر دادند این است که گفتند او به عنوان سلیمان‌بن‌داود که یک شخصیت حقیقی دارد و نام او سلیمان است و یک فرد عادی است، برای این نخواست، این را برای مقام خاصّی خواست؛ اگر اولیای دیگر, ائمه و انبیا و انسان‌های کامل به این مقام برسند او همان است، او همان سلیمان است. آن بزرگواری که می‌گوید اولیای دیگر هم داشتند، ایشان می‌گوید بر خلاف دعای سلیمان نبود. این برای این مقام بود که من در این مقام هستم، این مقام دارای این سِمت باشد، دیگران هم به همین مقام رسیدند و این وصف را داشتند، او غیر از سلیمان کس دیگری نیست. اگر منظور سلیمان‌بن‌داود است شخصیت حقیقی است، این دعا آن نیست و اگر مقام خاصّ سلیمانی است، بله در این مقام خاصّ سلیمانی هر که به این مقام برسد «گر انگشت سلیمانی نباش/ چه خاصیّت دهد نقش نگینی».


اگر کسی به مقام سلیمانی برسد همان است و دیگری نیست، بیگانه نیست؛ خیلی این حرف, حرف لطیفی است. کسی بیاید دنبال اینکه حسد است، اصلاً این گفتن ندارد؛ کسی می‌گوید برای مقام سلیمانی است، اگر آن مقام بود انگشتری که به دست گرفتی جن و انس تابع آن هستند، اگر به آن مقام رسیدید “فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ” که “غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ” نصیب اوست. این دو جواب, حداقلّ این مطلب است.


———————-

برگرفته از درس تفسیر آیت الله جوادی آملی

مطالب مرتبط :
  1. همه کارها به دست خداست/ اگر کسی به اندازه توانایی خودش کار کند توانایی او افزوده می شود
  2. لزوم نگاه متعادل انسان به توانایی خویش/ تحقیر یا برتر دیدن خود مانع موفقیت است
  3. تأویل و تفسیر ناظر بر روش شناختی فهم قرآن هستند/ تفاوت هرمنوتیک با تفسیر
  4. سهروردی خط بطلانی بر نظریه فلسفی متأثر از ارسطو کشید/ پایه گذار مبادی حکمت الهی در فلسفه
  5. تنها راه مبارزه با شیطان عقل الهی است/ رسالت ملاصدرا نجات بشر از زندان جهالت با «حکمت متعالیه» است

پارک علم و فناوری قم

zohur