۱ مرداد ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


خدا، انسان و جهان، محورهای اندیشه بشر است که از گذشته تاکنون ذهن هر اندیشمندی را به خود مشغول کرده است. محوریت این سه به حدی است که هر دانشمندی در نهایت علم‌جویی خود، درباره یکی از این سه موضوع به تحقیق و پژوهش می‌پردازد. در این میان، شناخت انسان و ساحت‌های وجودی او، رازهای پنهان او و حل معماهایش، جایگاه او در مقایسه با دیگر موجودات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.


در اینجاست که علمی بنام انسان‌شناسی پدید آمده است. در تعریف این علم گفته‌اند که هر منظومه معرفتی را که به بررسی انسان یا بعد یا ابعادی از وجود او، یا گروه و قشر خاصی از انسانها می پردازد، می توان انسان شناسی نامید. به این علم با رویکردهای مختلفی پرداخته شده است و اندیشمندان گوناگونی با نگاه خاص خود به شناخت انسان دست یازیده‌اند.


برخی به بررسی مسأله با روش تجربی پرداخته و انسان شناسی تجربی را بنیان نهاده اند که دربرگیرنده همه رشته‌های علوم انسانی است. گروهی راه درست شناخت انسان را سیر و سلوک عرفانی و دریافت شهودی دانسته و با تلاشهایی که از طریق انجام داده اند به نوعی شناخت از انسان که می توان آنرا انسان شناسی عرفانی نامید دست یافته‌اند. جمعی دیگر از راه تعقل و اندیشه فلسفی به بررسی زوایای وجود انسان دست یازیده و او را از این منظر مورد تحقیق قرار داده و نتیجه تلاش فکری خود را انسان شناسی فلسفی نامیده اند. سرانجام گروهی با استمداد از متون دینی و روش نقلی درصدد شناخت انسان برآمده و انسان شناسی دینی را پایه گذاری کرده اند.[۱]


در این نوشتار برآنیم که با نیم نگاهی به آثار شهید متفکر استاد مطهری به انسان شناسی از منظر قرآن بپردازیم.


انسان در جهان‏ بینى اسلامى داستانى شگفت دارد. انسانِ اسلام تنها یک حیوان مستقیم‏ القامه که ناخنى پهن دارد و با دو پا راه مى‏ رود و سخن مى‏ گوید نیست. این موجود از نظر قرآن ژرف‏تر و مرموزتر از این است که بتوان آنرا با این چند کلمه تعریف کرد.


قرآن انسان را مدحها و ستایشها کرده و هم مذمتها و نکوهشها نموده است. عالى ‏ترین مدحها و بزرگترین مذمتهاى قرآن درباره انسان است؛ او را از آسمان و زمین و از فرشته برتر و در همان حال از دیو و چهارپایان پست‏ تر شمرده است. از نظر قرآن، انسان موجودى است که توانایى دارد جهان را مسخر خویش سازد و فرشتگان را به خدمت خویش بگمارد و هم مى ‏تواند به «اسفل سافلین» سقوط کند؛ این خود انسان است که باید درباره خود تصمیم بگیرد و سرنوشت نهایى خویش را تعیین نماید.[۲]


ارزش‌هاى انسان‏


۱. انسان خلیفه خدا در زمین است. انعام/ ۱۶۵.


۲. ظرفیت علمى انسان بزرگترین ظرفیتهایى است که یک مخلوق ممکن است داشته باشد. بقره/ ۳۱- ۳۳.


۳. او فطرتى خدا آشنا دارد؛ به خداى خویش در عمق وجدان خویش آگاهى‏ دارد. همه انکارها و تردیدها، بیماریها و انحراف‌هایى است از سرشت اصلى انسان. اعراف/ ۱۷۲.


۴. در سرشت انسان علاوه بر عناصر مادى که در جماد و گیاه و حیوان وجود دارد، عنصرى ملکوتى و الهى وجود دارد. انسان ترکیبى است از طبیعت و ماوراء طبیعت، از ماده و معنى، از جسم و جان‏. سجده/ ۷- ۹.


۵. آفرینش انسان، آفرینشى حساب‏شده است، تصادفى نیست. انسان موجودى انتخاب شده و برگزیده است‏. طه/ ۱۲۲.


۶. او شخصیتى مستقل و آزاد دارد، امانتدار خداست، رسالت و مسئولیت‏ دارد، از او خواسته شده است با کار و ابتکار خود زمین را آباد سازد و با انتخاب خود یکى از دو راه سعادت و شقاوت را اختیار کند. احزاب/ ۷۲.


۷. . او از کرامت و شرافت ذاتى برخوردار است. خدا او را بر بسیارى از مخلوقات خویش برترى داده است. او آنگاه خویشتن واقعى خود را درک و احساس مى‏ کند که این کرامت و شرافت را در خود درک کند و خود را برتر از پستی‌ها و دنائت‌ها و اسارت‌ها و شهوترانی‌ها بشمارد. اسراء/ ۷۰.


۸. او از وجدانى اخلاقى برخوردار است؛ به حکم الهامى فطرى، زشت و زیبا را درک مى‏کند. شمس/ ۸-۹.


۹. او جز با یاد خدا با چیز دیگر آرام نمى ‏گیرد. خواستهاى او بى ‏نهایت است، به هرچه برسد از آن سیر و دلزده مى ‏شود مگر آنکه به ذات بى ‏حد و نهایت (خدا) بپیوندد. رعد/ ۲۸.


۱۰. نعمتهاى زمین براى انسان آفریده شده است‏. انشقاق/۶.


۱۱. او را براى این آفرید که تنها خداى خویش را پرستش کند و فرمان او را بپذیرد. پس او وظیفه‏اش اطاعت امر خداست‏. ذاریات/ ۵۶.


۱۲. او جز در راه پرستش خداى خویش و جز با یاد او خود را نمى‏یابد، و اگر خداى خویش را فراموش کند خود را فراموش مى‏کند و نمى‏داند که کیست و براى چیست و چه باید کند و کجا باید برود. حشر/ ۱۹


۱۳. او همین ‏که از این جهان برود و پرده تن که حجاب چهره جان است دور افکنده شود، بسى حقایق پوشیده که امروز بر او نهان است بر وى آشکار گردد. ق/ ۲۲


۱۴. او تنها براى مسائل مادى کار نمى ‏کند؛ یگانه محرک او حوائج مادى زندگى نیست. او احیاناً براى هدف‌ها و آرمان‌هایى بس عالى مى ‏جنبد و مى ‏جوشد. او ممکن است که از حرکت و تلاش خود جز رضاى آفریننده مطلوبى دیگر نداشته باشد. فجر/ ۲۷-۲۸


ضد ارزش‏های انسان


در عین حال، همین موجود در قرآن مورد بزرگترین نکوهش‌ها و ملامت‌ها قرار گرفته است:


او بسیار ستمگر و بسیار نادان است. احزاب/ ۷۲


او نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است. حج/ ۶۶


او آنگاه که خود را مستغنى مى‏ بیند طغیان مى ‏کند. علق/ ۶-۷


او عجول و شتابگر است. اسراء/ ۱۱


او هرگاه به سختى بیفتد و خود را گرفتار ببیند ما را در هر حال (به یک پهلو افتاده و یا نشسته و یا ایستاده) مى ‏خواند؛ همین‏ که گرفتارى را از او برطرف کنیم گویى چنین حادثه ‏اى پیش نیامده است. یونس/ ۱۲


او تنگ ‏چشم و ممسک است. اسراء/ ۱۰۰


او مجادله ‏گرترین مخلوق است. کهف/۵۴


او حریص آفریده شده است. معارج/ ۱۹


اگر بدى به او رسد جزع کننده است و اگر نعمت به او رسد بخل کننده است. معارج/ ۲۰-۲۱[۳]


حقیقت انسان


در اینجا یک سؤال اساسی ذهن را به خود مشغول می‌کند و آن اینکه آیا انسان از نظر قرآن یک موجود زشت و زیباست، آن هم زشتِ زشت و زیباى زیبا؟ آیا انسان یک موجود دو سرشتى است: نیمى از سرشتش نور است و نیمى ظلمت؟ چگونه است که قرآن، هم او را منتها درجه مدح مى‏کند و هم منتها درجه مذمت؟!


حقیقت این است که این مدح و ذم، از آن نیست که انسان یک موجود دو سرشتى است: نیمى از سرشتش ستودنى است و نیم دیگر نکوهیدنى؛ نظر قرآن به این است که انسان همه کمالات را بالقوه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویشتن باشد. شرط اصلى وصول انسان به کمالاتى که بالقوه دارد «ایمان» است. از ایمان، تقوا و عمل صالح و کوشش در راه خدا برمى ‏خیزد. به وسیله ایمان است که علم از صورت یک ابزار ناروا در دست نفس اماره خارج مى ‏شود و به صورت یک ابزار مفید درمى ‏آید.


پس انسان حقیقى که خلیفةالله است، مسجود ملائکه است، همه چیز براى اوست و بالاخره دارنده همه کمالات انسانى است، انسانِ به علاوه ایمان است نه انسانِ منهاى ایمان. انسانِ منهاى ایمان، کاستى ‏گرفته و ناقص است. چنین انسانى حریص است، خونریز است، بخیل و ممسک است، کافر است، از حیوان پست‏تر است.[۴]


پی نوشت:


[۱]. انسان شناسی ـ محمود رجبی ـ صص. ۲۱-۲۳


[۲]. مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى، ج‏۲، ص: ۲۶۵


۳. مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى، ج‏۲، ص: ۲۶۸-۲۷۴


۴. مجموعه‏ آثار استاد شهید مطهرى، ج‏۲، ص: ۲۷۴


 

مطالب مرتبط :
  1. منطق قرآن درباره رابطه انسان با دنیا/ چرا خدا دو دل به انسان نداده است
  2. رمضان از دیدگاه آیت الله جوادی آملی/ انسان در ماه رمضان دعوت شد که فرشته بشود
  3. انس با قرآن موجب تعمیق معنا در افق زندگی انسان می شود/ کلام وحی اصلی‌ترین منبع شناخت حقیقت است
  4. ناتوانی انسان از فهم عوالم اخروی/ تعبیر مخصوص قرآن درباره درک برزخ و قیامت
  5. تدبر از مهم‌ترین سرفصلهای مهم نزول قرآن است/ برپایی محفل انس با قرآن از اهداف اصلی مسابقات قرآن است

پارک علم و فناوری قم

zohur