۲۳ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، آراء شیخ شهاب الدین سهروردی (۵۴۹ – ۵۸۷ ق) معروف به “شیخ اشراق” نقطه عطفی در روند شکل گیری و باروری آموزه “علم حضوری” است. برای اولین بار در آثار او، آموزه “علم حضوری” را اصطلاحی جا افتاده می یابیم. گرچه ابن سینا نیز تحلیل روشنی از حقیقت علم حضوری ارائه کرد و در مورد آن، تعبیرهایی همچون “حاضر”،”غیر محتجب”و “غیر غائب”را که به روشنی از این آموزه حکایت می کنند، به کاربرد، اما با وجود این،به نظر می رسد تا عصر شیخ اشراق “علم حضوری” به صورت اصطلاحی شناخته شده و قسیم علم حصولی مطرح نبود.


شیخ شراق نه تنها در ابتکار این اصطلاح و جا افتادن آن در فلسفه و کلام اسلامی نقش مهمی ایفا کرد، بلکه او سهم اعجاب برانگیزی در به کارگیری آموزه علم حضوری در حل دشوارترین مسائل فلسفی همچون مسئله “علم خداوند به ماسوا” دارد. او علم خداوند به مخلوقات، از جمله جهان مادی و محسوس را حضوری شمرد و بدین گونه بر گستره علم حضوری افزود. از منظر شیخ اشراق، نه تنها علم هر مجردی به ذات خود حضوری است چنانکه فارابی و ابن سینا این نظریه را پذیرفته بودند بلکه علم هر علتی از جمله واجب الوجود به آثار و معالیل خود نیز حضوری است.


شیخ اشراق در مشارع و مطارحات، پس از نفی نظریه اتحاد صورت مدَرک و معلوم با عالم و مدرِک،در باب تحلیل حقیقت ادراک، خاطر نشان می سازد که ادراک نفس به ذات خود از راه صورت ذهنی نیست. این ادراک، ادراکی است همیشگی و ثابت، بدون آنکه بر صورت ذهنی متوقف باشد. البته انسان از راه صورت ذهنی به خود، معرفت حصولی نیز دارد، اما این معرفت پس از علم حضوری به خود حاصل می شود. در واقع، این معرفت حصولی تعبیر و تفسیر علم حضوری نفس به ذات خود است. از این رو کسانی که از راه مقارنت صورت اثبات کرده اند که هر مجردی به ذات خود عالم است،مرادشان معرفت حصولی است و نه حضوری.


اشخاصی که از راه قاعده “هر معقولی اگر قائم به ذات بوده، مجرد باشد، عاقل ذات خود است”علم هر مجردی را به ذات اثبات کرده اند مرادشان علم ارتسامی و از راه صورت است، نه علم حضوری، از این رو شیخ اشراق نقد این نگرش اظهار می دارد؛ حد و سط در”ما یعقل یجب ان یعقل” مقارنت با صورت ذهنی است و علم واجب الوجود از راه مقارنت صورت ذهنی نیست. بدین روی از منظر شیخ اشراق نمی توان به فیلسوفان پیشین به صرف این که اتحاد مدرک و مدرک در گفته هایشان دیده می شود، نسبت داد که از منظر آنها، علم ذات به ذات حضوری است البته تعبیرهایی همچون “وجوده لذاته عین علمه بذاته”یا “فذاته حاضره لذاته”یا “غیر غائب”یا “غیرمحتجب عن ذاته” که برخی به کاربرده اند. اشاره،بلکه ظهور در علم حضوری دارد.


به نظر می رسد این گفته شیخ اشراق نکته صحیحی است که باید در فهم پیشینیان بدان توجه کرد. شاید به این دلیل است که وی پس از این مباحث و نیز نقد نظریه حکمای مشاء در باب “علم واجب به ماسوا”به اثبات حضوری بودن علم انسان به ذات خود و نفی حصولی بودن آن می پردازد و برای آن استدلال اقامه می کند. در هر صورت او بهترین راه حل مسئله را توجه به علم انسان نسبت به ذات خود می داند، بلکه از این راه می تواند به حل مسئله علم واجب تعالی نیز بپردازد. از این رو، به نفی حصولی بودن علم انسان به ذات خود و اثبات حضوری بودن آن می پردازد و چند وجه برای آن ذکر می کند،سپس اقسام دیگر علم حضوری را از منظر خود بر می شمارد.


حاصل آن که می توان مبتکر جعل اصطلاح”علم حضوری” را شیخ اشراق دانست. او بود که برای اولین بار،این اصطلاح را دقیقا در مقابل علم حصولی به کار برد، به تمایز علم حضوری و حصولی تصریح کرد و تفاوت میان آن دو را آشکار ساخت. برای اولین بار او بود که خاطر نشان کرد امتیاز علم حضوری از حصولی این است که علم حضوری نیاز به مطابقت با واقع ندارد، بلکه خود عین است این علم حصولی است که نیاز به مطابقت با واقع دارد. حتی اگرشیخ اشراق را مبتکر و مبدع اصطلاح”علم حضوری” در علم به ذات ندانیم، بدون تردید، نمی توان در ابتکار وی در قلمرو علم حضوری و اقسام آن تردید کرد. برای اولین بار او بود که علاوه برعلم ذات به ذات، علم خداوند ماسوا و نیز علم انسان به قوای ادراکی و تحریکی خود و علم انسان به صور ذهنی خود را حضوری دانست؛ بلکه اوعلم انسان به حالات یا انفعالات نفسانی، همچون ادراک درد، و نیز علم انسان به مبصرات جهان محسوس را اشراقی و حضوری شمرد.

مطالب مرتبط :
  1. جایگاه آموزه "علم حضوری" شیخ اشراق در فلسفه و کلام
  2. پروژه پژوهشی «بازتولید جهان فرهنگی بر اساس آموزه‌های اسلام» انجام می شود
  3. تشویق و عملکرد پدر ومادر در تعالیم آموزه های دینی به کودکان مهم و محوری است
  4. همایش آموزه های رضوی در کتاب عوالم العلوم برگزار می‌شود

پارک علم و فناوری قم

zohur