۲۵ شهریور ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، نشست علمی «زبان و ادبیات فارسی و هویت اسلامی ایرانی» به همت پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، روز یکشنبه ۲۳ شهریور ماه ۱۳۹۳ برگزار شد.


در این نشست حسینعلی قبادی در سخنانی گفت: ما چه به عنوان مسلمان و چه به عنوان ایرانی هرچقدر درباره هویت خودمان صحبت کنیم، کم است.


وی با بیان این که موقعیت طبیعی، جغرافیایی، تمدن و کارکرد فرهنگی کشور ایجاب می کند درباره هویت خود بیشتر صحبت کنیم، افزود: فرهنگ ایرانی و اسلامی همیشه جای کار و تحقیق دارد.


قبادی همچنین گفت: انقلاب اسلامی اصالتاً انقلاب فرهنگی و اجتماعی است و با پیشینه ای که داشته جنبه های هویتی آن باعث تحقق انقلاب شده است.


وی گفت: طلوع دوباره ایمانی اتفاق افتاده و وقوع انقلاب یک منظومه معرفتی را پیش چشم ما می گذارد تا دوباره نگاهی به این هویت داشته باشیم.


نویسنده کتاب «درباره هویت اسلامی و ادبیات فارسی» با بیان اینکه انقلاب اسلامی ما را به بازخوانی این مفاهیم دعوت می کند ، افزود: عناصر اصلی هویتی ما در ادبیات می گوید که وجهه ایرانیت و اسلامیت به صورت کاملا طبیعی تلفیق شده و تفکیک آنها امکان پذیر نیست. شاهنامه می تواند نماد هویتی کامل ایرانیت و اسلامیت باشند.


قبادی درخصوص تمایز ادبیات فارسی با ادبیات سایر ملل گفت: برخلاف ادبیات سایر ملل ادبیات فارسی به رغم اینکه دچار دگردیسی شده اما در عین تغییر ادبیات آن پایدار مانده است.


وی افزود: سرمایه اصلی ادبیات فارسی و برتری آن، بخش معرفتی است.


قبادی با اشاره براینکه از شاهنامه منصوری تا نثرهای عرفانی و شعر حافظ، اسطوره ما در حال بازسازی است، افزود: اسطوره ما به معماری، فرش و نگارگری پناه می برد و در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس اوج می گیرد. وقتی می خواهیم نسبت میان هویت ایرانی و اسلامی را بسنجیم، باید به ادبیات اسطوره ای ایران توجه کنیم.


وی با اشاره به فراز وفرودها، حملات وحشیانه در طول تاریخ گفت: به دلیل حیات ادبیات اسطوره ای فارسی ما دچار انقطاع فرهنگی نشدیم.


وی اولین مؤلفه در این خصوص را تجمیع صورت و معنا در ادبیات فارسی نام برد و گفت: عمده متن های ما طوری است که صورت زیبای آن از عمق، تفکیک پذیر نیست. ادبیات ما نه فرمالیسم  نه رومانتیسم و نه ابزارگر است.


وی دومین مولفه را جهانی بودن ادبیات ایران چه در دوره پیش از اسلام و چه پس از آن عنوان کرد و افزود: در ایلیاد و اودیسه هومر جنگ ها به شدت منطقه ای است اما فردوسی به ما می گوید که جنگ اصالت ندارد و صلح است که اصالت بیشتری دارد.


قبادی معرفت مدار و حکمت گر بودن ادبیات فارسی را سومین مولفه نام برد و گفت: علت گرایش به اسلام در منطقه بالکان عشق به زبان فارسی چه در دوران قبل ار اسلام و یا پس از اسلام است. کمتر ادبیاتی در دنیا مانند ادبیات فارسی برگرفته از ادبیت، آداب فرهنگی و جشن‌هاست.


وی مولفه دیگر را فرهنگساز بودن ادبیات فارسی نام برد و گفت: ادبیات فارسی تعاملگراست و راه ترجمه را از کشورهای مختلف روبروی خود باز کرده و هیچ وقت احساس نکرده که با ترجمه اعتبارش خدشه دار می شود.


قبادی با اشاره براینکه ادبیات فارسی به دلیل بار فرهنگی به شدت عامل اتصال است، افزود: ادبیات فارسی تجلی باور اشراقی و عرفانی است. همچنین ادبیات فارسی همذات پنداری فوق العاده ای به ویژه در ادبیات عرفانی دارد و نمادگراست، جهان بیرون را حاصل جهان درون می داند.


قبادی ادامه داد: در میان شاعران ما هر کس به اندازه ای با ابیات فارسی مرتبط است، این هویت را بیشتر حفظ کرده است.


این کارشناس حوزه زبان و ادبیات فارس، دوگانگی در عناصر طبیعت و فرهنگ تمدنی در ادبیات فارسی را رد کرد و افزود: فرهنگ و تمدن دو روی یک سکه هستند که هیچ کدام یکدیگر را نفی نکرده و متصل به کائنات هستند.


وی با بیان این که در ایران هنوز نام های جمشید، کاووس و افراسیاب استفاده می شود، گفت: مصر هم زبان و هم ادبیت اسطوره ای خود را از دست داده است.


قبادی تصریح کرد: ما هنوز زبان فارسی خود را نگه داشتیم تا آنجا که دانش آموزان می توانند با شاهنامه ارتباط خوبی برقرار کنند، اما برای خواندن حماسه ‘مهابارات’ هندی نیازمند متخصص هستیم.

وی ادامه داد: جوهره تمدن ایران دارای تفاوت هایی است که بخشی از آن مدیون ادبیات آمیحته با حکمت خسروانی و پس از اسلام است.


قبادی با اشاره به این که ما متکی به پشتوانه فرهنگی انقلاب اسلامی هستیم و هر چقدر بین این فرهنگ و ادبیات ارتباط برقرار کنیم، به شرایط بهتری می رسیم ، گفت: اگر این ادبیات نبود، بخش بزرگی از اندیشه های ایرانی نابود می شد.


محمود بشیری استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه این نشست گفت: هویت ما یک هویت کاملا اسلامی است و حتی وجه ایرانی نیز دارد. نخستین بار در دوره قاجار هویت اسلامی ما مورد حمله قرار گرفت. در آثار نویسندگان دوره قاجار همه معتقدند که میرزا فتحعلی آخوندزاده آغازگر روشنفکری است. او سعی می کند که دین و روحانیت را از یکدیگر جدا کند و این را در آثار و نمایشنامه هایش می توان دید. اصل این مسأله برای ضدیت با جریان فرهنگی دین است. او معتقد بود اینکه مردم به روحانیت گرایش دارند، به دلیل دین است،پس باید روحانی را از مردم جدا کنیم و این تخریب با حمله به ادبیات فارسی مشروع می شود. او می‌گوید: « اسلام اگر زبیخ و برنکنم، من خود نه تقی ابن حسنم».


بشیری ادامه داد: نخستین حرکت علیه اسلام از دوره قاجاریه است ، حمله نظامی روسیه نوعی سرگرمی برای تخریب هویت اصلی ما بوده است. هرچه به دوره پهلوی اول و دوم نزدیکتر می شویم، این هویت از ما گرفته می شود. انقلاب اسلامی حرکتی برای جستجوی هویت از دست رفته و تثبیت آن است.


وی ادامه داد: حرکاتی برای هویت بخشی صورت گرفته اما در اثنای راه ضربه ای وارد شد که اجازه ادامه راه را نداد. به لفظ اسطوره علاقه ای ندارم بلکه شاعرانی مثل حافظ و فردوسی یادآور خاطرات ازلی ما از دین هستند. نویسندگان انقلاب اسلامی در حال برگرداندن این هویت هستند اما در حال حاضر این هویت رو به زوال است و طی این سالها تمام شئون فرهنگی ما غربی شده است.


 این استاد دانشگاه افزود: امروز هویت ما به صورت دیگری مورد حمله قرار گرفته اما به آن توجهی نداریم و عامل حفظ عناصر هویتی ما ادبیات فارسی است.


در ادامه این نشست حجت الاسلام جهان، درباره هویت اسلامی و ایرانی گفت: نگاه ما به هویت میان رشته‌ای است و تعریف ما از هویت اسلامی-ایرانی میان رشته ای است. وقتی مفهوم هویت پسوند دیگری را بپذیرد، به شدت سخت می شود. تعاریفی که از هویت های اجتماعی و غیره ارائه کردند، کار را سخت کرده است. اگر بخواهیم درباره هویت صحبت کنیم باید شاخص ترین مسأله را در فرهنگ بررسی کنیم.


حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی ذوعلم رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی و عضو هیات علمی گروه فرهنگ‌پژوهی پژوهشگاه نیز در این نشست گفت: فکر نمی کنم که سقف هویت ما زبان وادبیات فارسی باشد بلکه ادبیات فارسی ظرف هویتی ماست واین تعبیر متفاوتی است. زبان فارسی پشتوانه عمیق هویتی و وسیله دفاع وسنگر امروزی ماست .


وی افزود: باید مقابل هر نوع تعرضی قیام کنیم تدریس درس به زبان انگلیسی هجومی به سنگر هویتی ماست مادر حوزه علمیه حتی یک درس هم به زبان غیر فارسی نداریم.


حجت الاسلام ذوعلم با اشاره به این که ما یک پیشینه ایرانی و یک اندیشه اسلامی داریم، گفت: ایرانیت نمی تواند مولد اندیشه باشد، اما دین ارائه دهنده اندیشه الهی است و ما به پیشینه خود افتخار می کنیم.


وی ادامه داد: حیا، محبت، توجه به دیگران ومسئولیت پذیری جهانی در اندیشه ما وجود داشته وآن هم بخاطر اندیشه دینی قبل از آن است. قدیمی‌ترین کتاب دینی عرفانی یعنی کشف المحجوب به زبان فارسی است.


وی درپایان صحبت های خود گفت: اگر سیاست و فرهنگ ما با این مبانی فرهنگی ناب اسلامی پیوند برقرار نکند، تبدیل به یک جسد بی روح می شویم. باید رویکرد خودمان را درهویت خاص کنیم به نظر می رسد اسلام خودش را یک دین تعالی بخش هویت تعریف کرده وبه یک هویت اسلامی گرایش دارد شاهنامه ومثنوی یکی از این مصادیق هستند.


در ادامه این نشست احمدرضا معتمدی عضو هیات علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه در سخنانی گفت: رویکردهای تاریخی و مرورپیمایشی زبان وادبیات فارسی بسیار وسعت دارد در اینجا سوالاتی مطرح می شود که مثلاً حقیقت زبان چیست؟


وی گفت: شک نمی کنیم که زبان عربی زبان کامل و مبتنی بر نظم ریاضی و عامل حفظ زبان وحی است اما زبان فارسی زبان هنر است و حقیقت وجود در این زبان متجلی می شود.

این کارگردان سینما عنوان کرد : ربودن عنوان و جایگاه مولوی توسط ترک ها و نظامی به وسیله آذربایجان به خاطر گوهر زبان فارسی است که توانسته حامل حقیقت وجود و اندیشه انسانی باشد.

مطالب مرتبط :
  1. چگونه هویتی خاص می تواند مورد توجه هویتهای دیگر قرار گیرد
  2. علما و روحانیون نقش اصلی روشنگری علیه نوسلفی ها را دارند/ استکبار می خواهد از درون اسلام بر علیه اسلام عمل کند 
  3. جوامع با دیدگاه های فلسفی انسجام فکری و هویتی می یابند
  4. اسلام هراسی علیه اقلیت مسلمان در غرب شدت گرفت/ افزایش حملات علیه مسلمانان
  5. فلسفه نمی تواند به مقوله صلح بی توجه باشد

پارک علم و فناوری قم

zohur