۱۰ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، بعد زمانی تبلیغ را نمی توان از تاریخ حیات انسان تفکیک کرد. تبلیغات نقطه آغازین خلقت انسان و هبوط آدم بر زمین پیوند دارد، چرا که انسان از یکسو دارای فکر و اعتقاد است و از سویی دیگر مصالح حیاتی ویژه دارد که این دو نوع اشکال گوناگون شخصیت مادی و معنوی او را تشکیل می دهند. به علاوه که میل به نمود و عشق به بقای شخصیت و دفاع از مصالح فردی و اجتماعی، از فطریاتی است که از خصیصه “حب ذات” سرچشمه می گیرد. با توجه با این مقدمه کوتاه، طبیعی است که انسان برای منتقل کردن تفکرات و معتقدات، یعنی بخشی از وجود خویش و دیگر ایده ها و سمبل ها که با مصالح زندگی اش گره خورده تلاش می کند که این همان” تبلیغ”است.


تبلیغ یعنی رساندن و منتقل کردن افکار و عقاید و بازگو کردن ایده ها برای دیگران و سعی در گسترش آنها و جاودانه ساختن خود ازاین طریق. به عبارت خلاصه تر تبلیغ از حیات فکری و مصالح حیاتی انسان سرچشمه می گیرد و از آن جدا شدنی نیست و علی رغم تحول و تطور وسائل ارتباطی و خبر رسانی که در روند زمان نشیب و فراز فراوان داشته و اصل هدف تبلیغ ثابت و همیشگی است.


از این خصیصه عمومی که بگذریم،پای معتقدات مذهبی در مسئله تبلیغ به نحو دیگری به میان می آید.چرا که در دین رساندن پیام الهی به عنوان یک تکلیف مطرح است و بر این اساس و با توجه به اینکه دین و عقاید مذهبی نیز همواره ملازم با انسان ها بوده اند یاد آوری این نکته لازم است که برخی این سوال را مطرح کرده اند که آیا تبلیغ با آزادی انسان در اراده و انتخاب سازگار است؟ و تبلیغ به معنی تحمیل یک عقیده نیست؟


منشا این سوال سیاست های تبلیغی است که در سیستم تبلیغاتی جهان بویژه در غرب و پروپاگاندای جاری در صحنه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … مشاهده می شود، لذا در مباحث جامعه شناسی هنگامی که از تبلیغ و اثرات آن بر افکار عمومی صحبت می شود، نام گروههای فشار به میان می آید که ناظر بر سیاستگذاری تبلیغات و پروپاگاندیست هایی است که با برپا کردن طوفان های تبلیغاتی و خبری و جوسازی و تحمیل، قدرت تفکر و تصمیم گیری را از توده های مردمی سلب کرده و آزادی و اراده انسان را مخدوش می کنند و به عبارت دیگر، عقاید مردم را می دزدند.


در این خصوص مطلب ذیل قابل ملاحظه است: در جامعه های صنعتی چون عقاید عمومی نفوذ عمیقی دارند، گروههای مختلف اجتماعی مخصوصا گروههای رسمی می کوشند، عقاید عمومی را با عقاید خود همساز کنند، تخصص طلبی های عصر حاضر ایجاب کرد که برای این منظور موسسات بسیار متشکل و مجهزی که در جامعه شناسی “گروه فشار یا گروه تحمیل” خوانده می شوند، بوجود آیند، این گروهها همواره با شیوه های متفاوت تلاش می ورزند که یا عقاید عمومی را با مقاصد خود موافق گردانند یا عقاید مطلوب خود را بر جامعه تحمیل کنند. به بیان دیگر گروههای فشار کوشش می کنند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در عقاید عمومی راه یابند.


وسایلی که گروههای فشار برای تسلط بر عقاید عمومی به کار می برند بسیار متنوع اند از جمله:


– تدابیر اقتصادی؛ گروههای فشار با دادن وام یا هدیه یا رشوه جمع های مورد نظر را به فرمان خود می آورند.


– تدابیر حقوقی؛ گروههای فشار تلاش می کنند که خواسته های آنها بوسیله قوانین و مقررات اجتماعی بر مردم تحمیل شوند. پس با وسائل گوناگون در سازمانهای وضع و اجرای قوانین رخنه می کنند. در جامعه های غربی مخصوصا ایالات متحده امریکا این گروهها علنا اعضای مجلس قانون گذاری را زیر فشار قرار می دهند.


– تدابیرتخریبی؛ گروههای فشار در نهان یا آشکار برای درهم شکستن مقاومت مردم و ربودن عقاید عمومی به خرابکاری و انهدام سازمانها و جماعت های مخالف همت می گمارند.


– تدابیر تبلیغی؛ گروههای فشار با وسیله ماهرانه که تبلیع یا آوازه گری نام دارد به دزدیدن یا دگرگون کردن یا ساختن عقاید عمومی می پردازند.


آنچه گفته شد در تبلیغات حرفه ای و پروپاگاندای کنونی جهان واقعیت دارد، اما به طور قطع درباره تبلیغات سالم و سازنده صادق نیست. زیرا همان گونه که می دانیم در تبلیغ اسلامی اساس واقعیت و حقیقت است و اعمال شیوه های فشار و تحمیل جایگاهی ندارد.


در آیات بسیاری از قرآن کریم به صراحت آزادی انسان و گزینش آگاهانه او محور شناخته شده و اکراه و اجبار نفی گردیده است و از جمله در سوره کهف آیه ۲۹، سوره زمر آیه ۱۷، سوره بقره آیه ۲۵۶ ؛ واژه های تفکر، تعقل و تدبر و نظایر آنها که در موارد بسیاری از قرآن کریم پس از دعوت، حکم طرح تکلیفی و یا جهت دهندگی آمده، شاهد دیگری است بر موضوع مورد نظر، اضافه بر آیات قرآن، در روایات و سیره پیامبر (ص) و اوصیا آن حضرت(ع) به همان شیوه قرآنی به تامل و تفکر و شناخت و انتخاب دعوت شده است. و از فشار و تحمیل و عقیده و سلب آزادی انسان در ایمان و عمل نکوهش به عمل آمده است. زیرا اضافه بر اینکه فشار و تحمیل با آزادی انسان در تضاد است، نمی تواند تحقق بخش هدف و آرمانی باشد که دعوت اسلامی با آن فلسفه، تشریع و تکلیف گردیده است. با تحمیل و فشار می توان افراد و جامعه ها را به سکوت و تحمل و گردش کاذب و احساسی واداشت ولی هرگز نمی توان عامل و سبب ایمان و آثار پایدار آن گردید.

مطالب مرتبط :
  1. مشکلات در زندگی زناشویی غیرقابل اجتناب است/ تفاوت زوج های موفق و ناموفق
  2. لزوم توجه به تفاوت های جنسی کودکان/ تاثیر جنسیت بر رفتارهای کودکان
  3. چه عاملی باعث گرایش فیلسوف به دینی خاص می‌شود
  4. علل حسادت در کودکان/ تفاوت های فردی در حسادت
  5. نخستین هم اندیشی نقش علوم انسانی در صنعت برگزار می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur