۳۱ خرداد ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


دکتر قاسم پورحسن استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در مورد جریانهای اخیر نوسلفی گرایان در عراق به خبرنگار مهر گفت: از زمانی که در دنیای اسلام به خصوص در آغاز سده چهارم، مخالفت با عقل از جانب جریان های کلامی خاص مانند اشاعره شروع شد و با تفکر حنبلی بسط یافت؛ ترکیبی از نگاه کلامی اشعری و نگاه فقهی حنبلی سبب شد که متأسفانه جهان اسلام با عقل به مخالفت برخیزد.


وی افزود: از آن زمان تا کنون عمده گروه ها، جریانها و دیدگاه ها در حوزه غرب تمدن اسلامی، گرایش به این نگاه داشته است و با کنار گذاشتن عقل، تفکر افراطی را آغاز کردند که تقریبا می شود گفت از همان زمان، جهان اسلام شاهد خشونت های غیرمنطقی و افراطی و نگران کننده بود. این چیزی که عنوان می کنم دقیقا می شود گفت از همان سده چهارم هجری مقابله و کشمکش های خونینی از جانب حنابله و تفکر اشعری، در بخش های زیادی از جهان اسلام صورت گرفت. دیدگاه های معتزله و امامیه با آنها مقابله کردند. ولی متأسفانه آنچنان روند افراطی اش پررنگ بود که بخش های زیادی از جهان اسلام را در بر گرفت.


دکتر پورحسن تصریح کرد: هر زمانی که متفکران اسلامی تلاش کردند تا جلوی این دیدگاه و گرایش را بگیرند؛ در زمانی امکان پذیر شد. تلاش هایی که ابن سینا برای تفکر عقلی انجام داد زمانی که خواجه نصیر این روند را شکل داد؛ اما در عین حال به سبب عدم فهم درست از جوهر و بنیانهای تفکر اسلامی و همان نکته ای که شهید مطهری هم عنوان کرد، (بخاطر اینکه عمده مسلمین در جهل به سر بردند؛ و متأسفانه تلاش نکردند از آگاهی درست و منطقی و عقلانیت برخوردار باشند) این دیدگاه ریشه گرفت.


وی افزود: اگرچه نگاه سلفی گری مربوط به دوره متأخر است و بازگشتی به گذشته است، اما این گذشته آنها گذشته عقلی جهان اسلام نیست. گذشته همان افراطی گری و خشونت هایی است که از همان سده چهارم هجری شاهد آن بودیم. در دوره غزنویان و به خصوص سلجوقیان که با تفکرات عقلی مبارزه می کردند؛ به گونه ای که فیلسوفان را مورد هتک حرمت و هتک نفس و جان قرار می دادند؛ آنها را تبعید یا قصد کشتن آنها را می کردند.


وی تأکید کرد: این درگیری های خونین در جهان اسلام تمامش از جهالت بود. دنیای اسلام امروز تحت تأثیر تحریکات مغرب زمین در آتش این جهل دارد می سوزد ؛ و تا زمانی که به قول شهید مطهری نتوانیم بیداری حاصل کنیم (بیداری که می تواند مدیون تفکرات اسلامی یا مراجع اسلامی باشد یا مدیون توجه صحیح به آیات قرآن و احادیث و سنت پیامبر اکرم و ائمه معصومین باشد) مهمترین معضل ما جهل  و نادانی باقی خواهد ماند.


استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی افزود: الان بنیاد سلفی گری را جهل و نادانی تشکیل می دهد ؛ تصور نکنیم که اینها از آگاهی از اسلام برخوردار هستند؛ جاهل و نادان هستند. تا زمانی هم که بنیادهای نیرومند عقلی را در جهان اسلام شکل ندهیم و توجه به عقل پیدا نکنیم؛ این گرایشات افراطی همچنان باقی خواهند ماند.  


دکتر پورحسن تأکید کرد: سخن من این است که گرایشات سلفی گری متاسفانه در جهان اسلام ریشه دارد؛ و این گرایش ها به اندازه هزارسال در جهان اسلام کشمکش های خونینی را شکل داد. شما در دوره متوکل نگاه کنید که چگونه با متفکران و دیدگاه های کلامی امامیه، معتزله و عقلیون حمله می کردند و آنها را مورد هجوم و قتل و آزار قرارمی دادند. سه نکته مهم را باید امروز در باره سلفی گری ببینیم که در جریان های سلفی گری و نوسلفی گری که مربوط به دوره متأخر است آنها را می شود دید.



استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی یادآورشد:  نکته اول این است که متأسفانه جریان های سلفی و نوسلفی هیچ فهم و شناختی از اسلام ندارند نه اینکه بگوییم شناخت صحیحی ندارند؛ کاملا گرایشاتشان  قومی و نژادی است و علیرغم  توبیخ هایی که در قرآن راجع گرایش های قومی و نژادی آمده است الان شاهد گسترش این دیدگاه هستیم. لذا هیچ یک از جریان های سلفی گری را جزو جریان های اسلامی نمی دانم. بلکه کاملا بیرون از جریان های اسلامی می دانم. جریان های اسلامی، جریان های سنی و شیعه دارای تفکر هستند که می توانند  کنار یکدیگر علیرغم اختلاف دیدگاه دارای وحدتی درباره بنیانهای مشترک اعتقادی باشند. جریان سلفی گری به هیچ وجه در درون گرایشات اسلامی نیست. هیچ فهمی از دین و اسلام ندارند.


دکتر پورحسن عنوان کرد: باید به این مسئله به درستی توجه کنیم یعنی اگر می بینیم که کشوری یا یک متفکرخاصی از آنها حمایت می کند این نشان دهنده آن است که آنها هنوز نمی دانند که جریان های سلفی هیچ نسبتی با اسلام ندارند؛ لذا معتقد نیستم که این جریان ها جزو جریانهای اسلامی باشند به همین خاطر است با غرب به راحتی و یا حتی با گرایشات صهیونیستی در منطقه کنار می آیند.لذا نگرش آنها نگرش قوی و نژادی است. این کشتارها و تصفیه هایی که انجام می دهند کاملا گرایشات قومی و نژادی در آنها دیده می شود.


استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی بیان داشت: نکته دوم این است که متأسفانه غرب از عدم توجه ما به اهمیت وحدت در جهان اسلام، سوء استفاده می کند. جهان اسلام وقتی پراکنده باشد و با هم اختلاف داشته باشند نتیجه اش همین خواهد بود. چه معنایی دارد که کشورهای اسلامی نتوانند اختلافات و دیدگاه های خود را در یک منطق گفتگو حل کنند. (مسئله گفتگوست،اصلا نگوییم وحدت)  منطق گفتگو در میان کشورهای اسلامی بیش از هر زمانی امروز ضرورت دارد.


وی تصریح کرد: تا زمانی که کشورهای اسلامی اهمیت وحدت را نتوانند درک کنند که به سود و منافع همه کشورهای اسلامی است، شاهد چنین نزاع های خونین خواهیم بود. هیچ فرقی نمی کند عربستان هم از این وضعیت سود نمی برد بلکه ضرر آن را در چند سال آینده خواهد دید، ترکیه، امارات، قطر، بحرین هم از این وضعیت ضرر می کنند. اصلا اینگونه نیست که سلفی گراهای تکفیری جزو جریان های اسلامی باشند که به نفع کشورهای اسلامی باشد. لذا مسئله دوم باید به مسئله گفتگو و منطق گفتگو آنچنان اهمیتی بدهیم که اختلافاتمان را از طریق گفتگو حل کنیم.


پورحسن یادآورشد: نکته سوم این است که متأسفانه به دسیسه های غرب بی توجه هستیم. غرب به خوبی از این ابزار استفاده کرده، غرب منطق مروت و مردانگی و کرامت انسانیت را در باب منافعش نمی فهمد. همه چیز را به لحاظ اخلاق وقتی پای منافعش درمیان باشد کنار می گذارد. اگر بتواند از هر گروهی برای ضربه  به جهان اسلام استفاده می کند. تصور نکنیم که غرب پایبند اخلاق است، غرب در کمال بی اخلاقی از کشتارهای این گروه ها دارد دفاع می کند. این مسئله مهمی است. یعنی همه کشورهای اسلامی باید بدانند که غرب از این مسئله بیشترین سود را دارد می برد. سلاح می دهد تحریک می کند تجهیزشان می کند؛ باید کشورهای اسلامی از این مسئله به دور باشند.


استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: عربستان نباید دست به این کار بزند. کشورهای حوزه خلیج فارس باید توجه کنند که دست زدن به این کار  یک ریسک بزرگی است که دامن آنها را خواهد گرفت. غرب به آنها هم رحم نخواهد کرد. وقتی پای منافع اش در میان باشد اقتضاء کند از درون همین گروه های تکفیری، گروه های را بر ضد خودش درست می کند.


پورحسن در پایان تصریح کرد: باید هم مسئله اختلاف داخلی و هم به مسئله تحریک غرب توجه داشت. راهکار مسئله اختلافات داخلی، گفتگو است و راهکار مسئله غرب مقابله جدی با سوء استفاده ای است که غرب دارد انجام می دهد. بنابراین معتقدم جریان های نوسلفی گری جریان تازه ای نیست. متأسفانه در جهان اسلام به خاطر جهالتی که وجود داشت اینها دوباره سر برآوردند؛ غرب آنها را تجهیز می کند از این جهالت آنها سوء استفاده می کند. راه حل آن هم بیداری و آگاهی است. کشورهای اسلامی باید جمع شوند و کمک کنند تا امت اسلامی بتواند در پرتو آگاهی این کشمکش ها را از بین ببرند.

مطالب مرتبط :
  1. معرفی جدیدترین کتابهای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی/ نقد باورهای جریان سلفی وهابی
  2. نشست «سلفی گری و وهابیت در جهان اسلام» برگزار می شود
  3. راههای علمی و عملی مبارزه با سلفی گرایی تکفیری/ چه نوع از سلفی گرایی به کشت و کشتار مردم می رسد
  4. افراطی گری و سلفی گری نتیجه بی توجهی به اخلاق دینی است
  5. «نقش سلفی‌ها در سقوط بغداد و نقش خواجه نصیرالدین طوسی در گسترش اسلام» بررسی می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur