۲۶ آبان ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن آقانظری دارای مدرک دکتری مبانی حقوق اسلامی و سابقه بیش از ۱۵ سال تدریس درس خارج فقه و اصول و ۶ سال فلسفه اسلامی است. وی اکنون رئیس پژوهشکده علوم اجتماعی و مدیر گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. از جمله مسئولیت وی می توان به عضویت در کمیته تحصیلات تکمیلی دوره دکتری دانشکده اقتصاد و معارف اسلامی دانشگاه امام صادق(ع)، عضو کمیته فقهی بورس اوراق بهادار کشور و … اشاره کرد. وی در طرح های پژوهشی و عملیاتی زیادی در حوزه اقتصاد فعالیت کرده است. دکتر آقانظری در حوزه تحول علوم انسانی در رشته خود پیشتاز بوده و راهیابی رشته اقتصاد اسلامی به عرصه آکادمیک کشور از دغدغه های جدی وی است. این استاد دانشگاه معتقد است که بخش علوم انسانی وزارت علوم باید جدا شود تا علوم انسانی به سامان برسد.


*آیا هدف تحول در علوم انسانی، اسلامی کردن آن است؟


اسلامی کردن علوم یک فرایند است. این فرآیند هر رشته ای از رشته های علوم انسانی، به اصطلاح متدولوژی و روش شناسی خاصی لازم دارد. بدین معنا که به عنوان مثال در اقتصاد اگر بخواهیم اقتصاد اسلامی داشته باشیم گام اول این است که به تحصیل کردگان ما این مسئله را از نظر علمی تفهیم کنیم. براساس این روش شناسی یک رشته میان رشته ای به نام اقتصاد اسلامی تدوین می کنیم. یعنی هم باید تدوین و هم باید تحقیق کنیم که روش شناسی مربوط به اسلامی کردن در حوزه اقتصاد چیست. به اصطلاح براساس یک متدولوژی علمی تولد یک رشته میان رشته ای رقم می خورد. تحول یا اسلامی کردن علوم بدین معناست و این در کوتاه مدت فرضا یک یا دو سال امکان پذیر نمی باشد. این فرآیندی است که باید شروع شود، علمی هم شروع شود و این حرکت علمی یک حرکت تدریجی است که نتایج آن در سال های آینده مشخص خواهد شد.


*آیا در کشورهای آسیایی و اسلامی شاهد تجربه و تلاشی در این راستا بوده ایم؟


بله، مراکز متعددی وجود دارد. در آمریکا مرکزی وجود دارد که آمده اند براساس آموزه های اسلامی نسبت به علوم انسانی تحقیق کرده اند و در دیگر کشور ها هم این حرکت شروع شده است.


 چون کشور ها از جهت غنای فرهنگی تفاوت دارند نمی شود گفت که ما و آن کشورها قابل مقایسه هستیم. به عنوان نمونه کشور مصر به عنوان کشوری است که در بین کشورهای اسلامی از نظر دانشگاهی پیشرفته و یک کشور دانشگاهی است. در مصر در دانشگاه الازهر و دیگر دانشگاه هایش اسلامی کردن علوم انسانی یا تدوین علوم انسانی اسلامی از طریق تغییر در علوم انسانی براساس آموزه های اسلامی آغاز شده است. منتها غنای فرهنگی مصر با غنای فرهنگی ما قابل مقایسه نیست. ما از جهت منابع فرهنگی از مصر خیلی غنی تریم. اما همین مصر در بین کشورهای عربی مثل عربستان و عراق نه یک سرو گردن بلکه سی سرو گردن از نظر دانشگاهی جلوتر است.


*فضای علوم انسانی موجود در کشور را چگونه می بینید؟


پراکنده کاری وجود دارد. بدین معنا که بین تمام دانشگاه هایی که رشته های علوم انسانی را محور اصلی کارشان می دانند مانند دانشگاه علامه طباطبائی، دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی در تهران و مراکز استان های ما، باید هماهنگی لازم را به عمل آورد. همه شروع به کار کرده اند، اما جزایر پراکنده ای هستند و چون ارتباط لازم را با یکدیگر ندارند از کارهای هم مطلع نیستند. در نتیجه هم افزایی که باید شکل بگیرد در تحقق علوم انسانی اسلامی به کندی شکل می گیرد.


مشکل بعد این است که ما از علوم انسانی و تحقیق در علوم انسانی در میدان کارمان کمتر استفاده می کنیم. این نیز یکی از جدی ترین مشکلات علوم انسانیست. مثلا در باب مشکلات اجتماعی می توان از جامعه شناسی و اساتید کشور استفاده کرد. دانشگاه مشکلات مان را به عنوان مسئله پیدا و سپس آنرا حل کند. به طور مثال جامعه شناسان باید بحث طلاق یا اعتیاد را به عنوان مسئله اصلی محور تحقیق قرار بدهند و راه حل هایشان را به صورت علمی ارائه کنند.


اما متأسفانه از علوم انسانی در میدان کاربرد کمتر استفاده می شود و توجه لازم به عمل نمی آید. یا در مسئله اقتصاد بحث تورم که خانوارهای ایرانی بسیار از آن رنج می برند کمتر مورد تحقیق علمی قرار گرفته است. ما اقتصاد ایران را به صورت علمی تحقیق نکرده ایم. نه اینکه اقتصاد اسلامی کمتر کار شده باشد، اصلا اقتصاد ایران را به عنوان یک رشته علمی کار نکرده ایم که وضعیت کشاورزی ما از نظر علمی چه وضعیتی دارد. تجارت بین الملل یا صنعتمان از نظر علمی چه وضعیتی دارد؟ ما حوادث اقتصاد ایران را می دانیم اما آنها را فقط حوادث می دانیم. به صورت قصه و داستان. ما کار عملی نکرده ایم که بدانیم اقتصاد ایران براساس تحلیل علمی چگونه وضعیتی دارد. بنابراین مراکز علمی باید از پراکنده کاری و جزیره جزیره بودن بیرون بیایند تا بتوان بر مشکلات در عرصه کاربردی کشور فائق آمد.


*دستاورد شما در حوزه تحول علوم انسانی در رشته اقتصاد چیست؟


اینکه در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران که به عنوان یک دانشکده محوری اقتصاد است، بانکداری اسلامی محور آموزش قرار دارد. بدین گونه که در این دانشگاه سرفصل تعیین شده، کتاب مشخص شده، استاد معین شده و این رشته راه اندازی شده است. به طور طبیعی در آن تربیت نیروی انسانی صورت می گیرد سپس این تفکر گسترش پیدا می کند. در واقع راه باز می شود که بتوانیم دقیق تر جلو برویم.


*موانع تحول علوم انسانی در اقتصاد را بیان کنید؟


اساتید ما باید با آموزه های علمی که در علم اقتصاد تأثیر گذار است بیشتر آشنا شوند. مشکل بعدی کسانی که در علم اقتصاد کار می کنند این است که باید بتوانند مسائل عمده علم اقتصاد را به گونه ای تحلیل کنند که تحت تأثیر آموزه های دینی قرار گیرد. به عبارت دیگر مراکزی که اقتصاد اسلامی را کار می کنند تجربه خوبی دارند و باید حرکت این تجربه سریع تر شود.


 البته طی سال های اخیر سر فصل های علم اقتصاد مورد باز بینی قرار گرفته است. من پیش بینی می کنم که در آینده نزدیک اقتصاد اسلامی در مراکز علمی راه خواهد افتاد و جای خودش را پیدا خواهد کرد، اما این کافی نیست. تمام مراکز رسمی دانشگاهی ما که محور کارشان اقتصاد است باید روی اقتصاد اسلامی حساب جدی باز کنند و تحقیقات، نیروی انسانی و منابعشان را به این سمت هدایت کنند.


*چه نهادهایی در این تحول مؤثرند و باید چه اقداماتی انجام دهند؟


دانشکده ها باید این تحول را بخواهند. اساتید علم اقتصاد باید این تحول را مطالبه کنند. دانشکده های اقتصاد، اساتید، اعضای هیأت علمی باید این تحول را به عنوان یک مطالبه جدی مسئله اصلی خودشان بدانند. سپس پژوهشگرانی که توان پژوهش دارند باید مشغول تهیه و تدوین منبع شوند.


بخش علوم انسانی وزارت علوم باید از بخش رشته های غیر علوم انسانی جدا شود. ما باید یک محور جمع و جور داشته باشیم. باید در وزارت خانه ها دفتر خاصی داشته باشیم که فقط پی گیر مسائل علوم انسانی باشند. در علوم انسانی چند رشته بیشتر نداریم که باید تحت تأثیر آموزه های اسلامی قرار گیرند این چند رشته محور اصلی علوم انسانی است. باید یک دفتر خاص و مشخصی داشته باشد. افرادی که در وزارت خانه مسئولیت کار را بر عهده می گیرند باید کارشناس و صاحب نظر باشند و بتوانند مسائل را برنامه ریزی و دیگر دانشگاه ها در داخل برنامه حرکت کنند.


*آیا شما با حضور مراکز غیر علمی در فرایند تحول علوم انسانی موافقید؟ این حضور باید چگونه باشد؟


خیر!، مضر است. تیر خلاص علوم انسانی بر اساس آموزه های اسلامی همین است که کار عوامانه شکل بگیرد، کار عجولانه شکل بگیرد، کار قشری و غیر علمی شکل بگیرد. کار غیر علمی تیر خلاص علم است. کار عوامانه و کار سطحی تیر خلاص این حرکت است.


باید مراکز علمی دور هم جمع شوند و از حالت جزیره ای خارج شوند و به مراکز غیر علمی و انسان های غیر کارشناش اجازه ندهند که در این حوزه حرفی بزنند. وزارت علوم باید این وظیفه را به عهده گیرد چون وزارت علوم متولی همه رشته های علمی است که تاکنون داشته ایم.


*نظرتان راجع به کنگره ها و همایش های این چنینی چیست؟


اگر خواسته باشیم که سمینارها محتوای خودش را داشته باشد باید جمع و جور برگزار شود. تعدادی صاحب نظر که در این مقوله کار کرده اند دور هم جمع شوند، البته این کار کردن نشانه دارد یعنی باید مقاله ای داشته باشند که جا افتاده باشد، کتابی داشته باشند که جا افتاده باشد. صاحب نظرانی که اثبات کردند صاحب نظرند دور هم جمع شوند و طی سمیناری در کوتاه مدت سخنرانی و مقالاتی ارائه دهند سپس تدوین و منتشر شود که در خدمت مراکز علمی قرار گیرد. کار علمی سر و صدا ندارد. محتوای کار علمی است که راه را باز می کند و در نتیجه مخاطبان خاص خودش را تحت تأثیر قرار می دهد.

مطالب مرتبط :
  1. موانع پیش روی تحقق علوم انسانی اسلامی/ تأسیس رشته های میان رشته ای راهکار کاربردی کردن علوم انسانی
  2. اسلامی سازی علوم انسانی به معنای ایجاد علوم جدید از ابتدا نیست/مبانی و اصول را باید اسلامی کرد
  3. تغییر در دولت ها نباید خللی بر تحول علوم انسانی به وجود آورد
  4. علوم انسانی اسلامی ماهیت تأسیسی دارد نه استخراجی/ الزامات تحول علوم انسانی
  5. مراکز فعال قرآنی برنامه‌های همدیگر را تکمیل کنند نه موازی‌کاری/ پیشنهاداتی برای معاونت قرآن و عترت وزارت ارشاد

پارک علم و فناوری قم

zohur