۱۴ شهریور ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش خبرنگار مهر، این اثر در اصل مقدمه‌ای برای ترجمه کتاب «لبّ اللباب در سیر و سلوک اولی الالباب» نوشته علامه طهرانی قدس سره به زبان فرانسه بوده که با توجّه به اهمیت موضوع سیر و سلوک و تضارب آراء و اختلاف مسالک و مکاتب متنوّع و چه بسا منحرف، اجمالا به شرح منازل و مراحل و شرایط و آداب سلوک الی الله پرداخته است.


حریم القدس که تاکنون دو بار به فارسی منتشر شده، اخیرا با همکاری انتشارات مکتب وحی و دار المحجة البیضاء در لبنان (بیروت) به چاپ رسیده است.


آشنایی با سیره و مسلک عرفای متأخر از جمله آخوند ملاحسینقلی همدانی از ویژگی‌های این کتاب است. مرحوم آخوند ملا حسینقلى همدانى از اکابر علماء و فقهاء شیعه امامیّه و از طرفى سرسلسله عرفاى بالله و سرحلقه اولیاى الهى است و هرچه از عرفاء شامخین امثال مرحوم حاج شیخ محمد بهارى و حاج میرزا جواد ملکى تبریزى و آقا سیّد احمد کربلائى و مرحوم آقا سیّد على قاضى و علّامه طباطبائى و مرحوم سیّد هاشم حدّاد و علّامه طهرانى به‏ ظهور رسیده، همه از برکات وجودى نفس قدسى اوست.


ذیلا دستورالعمل عرفانى مرحوم ملاحسینقلى همدانى به شاگردان که در این کتاب به نقل از تذکرة المتقین آمده، تقدیم می گردد: «بسم الله الرّحمن الرّحیم‏ الحمدللّه ربّ العالمین‏ و الصّلاة و السّلام على محمّد و آله الطّاهرین‏ و لعنة الله على أعدائهم أجمعین‏


مخفى نماناد بر برادران دینى که به جز التزام به شرع شریف، در تمام حرکات و سکنات و تکلّمات و لحظات و غیرها، راهى به قرب حضرت ملک الملوک جلّ جلاله نیست؛ و به خرافات ذوقیّه، اگر چه ذوق در غیر این مقام خوب است کما دأب الجهّال و الصّوفیّة – خذلهم الله جلّ جلاله – راه رفتن، لا یوجب إلّا بعدًا. حتّى شخص هرگاه ملتزم بر نزدن شارب و نخوردن گوشت بوده باشد، اگر ایمان به عصمت ائمّه أطهار صلوات الله علیهم آورده باشد، باید بفهمد از حضرت احدیّت دور خواهد شد؛ و هکذا در کیفیّت ذکر بغیر ما ورد عن السّادات المعصومین علیهم السّلام عمل نماید.


بناءً علی هذا باید مقدّم بدارد شرع شریف را، و اهتمام نماید هر چه در شرع شریف اهتمام به آن شده. و آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده نموده‏ام این است که اهمّ اشیاء از براى طالب‏ قرب جدّ و سعى تمام در ترک معصیت است.


تا این خدمت را انجام ندهى، نه ذکرت و نه فکرت به حال قلبت فائده‏اى نخواهد بخشید؛ چرا که پیشکش و خدمت کردن کسى که با سلطان در مقام عصیان و انکار است بى‏فایده خواهد بود. نمى‏دانم کدام سلطان اعظم از این سلطان عظیم الشّأن است؟! و کدام نقار أقبح از نقار با او است؟!


فافهم ممّا ذکرتُ أنّ طلبَکَ المحبّةَ الالهیّةَ مع کونک مُرتکبًا للمعصیةِ أمرٌ فاسدٌ جدًّا، و کیف یَخفَى علیک کونَ المعصیة سببًا للنّفرة، و کونَ النّفرة مانعةَ الجمع معه المحبّة؛ و إذا تحقّق عندک أنّ ترک المعصیة أوّل الدّین و آخره، ظاهره و باطنه، فَبادِرْ إلى المجاهدةِ، و اشْتَغِلْ بتمامِ الجدّ إلى المراقبة، من أوّل قیامک من نومک فى جمیع آناتک إلى نومک، و ألزمْ الأدبَ فى مَقْدَس حضرتِه. و اعلم أنّک بجمیعِ أجزاءِ وجودِک ذرّةً ذرةً اسیرُ قدرتِهِ، وَ راعِ حرمةَ شریفِ حضورهِ.

و اعبُدْهُ کانّک تراه، فإن لم تکن تراه فإنّه یراک؛ و التفتْ دائمًا إلى عظمتِهِ و حقارَتِکَ، و رَفْعَتِهِ و دنائتِکَ، و عزّتِه و ذلّتِک، و غناهُ و حاجتِک، و لا تغفلْ شناعةَ غفلتِک عنه جلّ جلالُه مع التفاته إلیک دائمًا؛ و قُمْ بین یدیه مقامَ العبدِ الذّلیلِ الضّعیفِ، و تَبَصْبَصْ تحت قدمیه بَصْبَصَةَ الکلبِ النّحیف؛ أوَ لا یکفیک شرفًا و فخرًا أنّه أذِنَ لک فى ذِکرِ اسمِهِ العَظیمِ بلسانِک الکثیفِ الذّى نَجَّسَتْهُ قاذوراتُ المعاصى؟


پس اى عزیز! چون این کریم رحیم، زبان تو را مخزن کوه نور یعنى ذکر اسم شریف قرار داده، بى‏حیائى است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات و قاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیّت و غیرها من المعاصى نمودن؛ مخزن سلطان باید محلّش پر عطر و گلاب باشد، نه محبس مملوّ از قاذورات؛ و بى‏شکّ چون دقّت در مراقبت نکرده‏اى، نمى‏دانى که از جوارح سبعه یعنى گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصیت‏ها مى‏کنى، و چه آتش‏ها روشن مى‏نمائى، و چه فسادها در دین خودت برپا مى‏کنى، و چه زخم‌هاى مُنکره به سیف و سنانِ زبانت به قلبت مى‏زنى، اگر نکشته باشى بسیار خوب است. اگر بخواهم شرح این مفاسد را بیان نمایم در کتاب نمى‏گنجد، در یک ورق چه مى‏توانم بکنم؛ تو که هنوز جوارحت را از معاصى پاک نکرده‏اى، چگونه منتظرى که در شرح احوال قلب چیزى به تو بنویسم؟! پس: البَدارُ البَدارُ إلى التّوبةِ الصّادقَةِ ثُمَّ العجلُ العجلٌ فى الجِدِّ و المُراقَبَةِ.


خلاصه، بعد از سعى در مراقبت، البته طالب قرب، بیدارى و قیام سحر را اقلًا یک دو ساعت به طلوع فجر مانده إلى مطلع الشمس از دست ندهد، و نماز شب را با آداب و حضور قلب بجا بیاورد، و اگر وقتش زیادتر باشد، به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود، لیکن قدر معیّنى از شب باید مشغول ذکرِ با حضور بشود، در تمام حالاتش خالى از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصیل نماید به اسبابش، و بعد از فراغ، تسبیح سیّدة نساء، و دوازده مرتبه سوره توحید، و ده مرتبه لا إله إلّا الله وحده لاشریک له، له الملک الى آخر، و صد مرتبه لا إله إلّا الله، و هفتاد مرتبه استغفار بخواند، و قدرى از قرآن شریف تلاوت نماید، و دعاى معروف صباح، اعنى: یا من دَلَعَ لسان الصّباح الى آخر البته خوانده شود، و دائماً با وضوء باشد، و اگر بعد از هر وضوء دو رکعت نماز بکند، بسیار خوب است.

بسیار ملتفت باشد که به هیچ‏ وجه اذیّتش به غیر نرسد و در قضاء حوائج مسلمین لا سیّما علماء و لا سیّما اتقیائهم سعى بلیغ نماید و در هر مجلس که مظنّه وقوع در معصیت است، البتّه، البتّه، البتّه اجتناب نماید، بلکه مجالست با اهل غفلت به غیر شغل ضرورةً مضرّ است، اگر چه از معصیت خالى بوده باشد، کثرت اشتغال به مباحات و شوخى بسیار کردن و لغو گفتن و گوش به اراجیف دادن قلب را مى‏میراند.


اگر بى‏ مراقبت مشغول به ذکر و فکر بشود بى‏ فائده خواهد بود، اگر چه حال هم بیاورد، چرا که آن حال دوام پیدا نخواهد کرد، گول حالى را که ذکر بیاورد، بى ‏مراقبه نباید خورد. زیاده طاقت ندارم، بسیار التماس دعا از همه شماها دارم! این حقیر کثیر التّقصیر و المعاصى را فراموش ننمائید و در شب جمعه صد مرتبه و در عصر روز جمعه صد مرتبه سوره قدر بخوانید.


و از جمله ابواب عظیمه ایمان، حبّ فى الله جلّ جلاله و بغض فى الله جلّ جلاله مى‏باشد، و قد عقد له فى «الوسایل» و غیرها من کتب الاخبار بابًا مستقلًا، فارجع الیها لعلّک تعرف عظمته، و تأخذ لنفسک نصیباً منه.


شکّى نیست که محبوب اوّل، ذات اقدس کبریائى جلّ جلاله مى‏باشد، بل و کلّ محبّة لا ترجع الى محبّته فلیس بشى‏ء. ثمّ بعده، باید هر کس این سلطان عظیم الشأن را بیشتر دوست داشته باشد، پس اوّل محبوب، بعد از واجب الوجود، وجود مقدّس ختمى مَآب صلوات الله علیه و آله مى‏باشد، ثمّ بعده‏ أمیرالمؤمنین علیه‏السّلام، ثمّ الأئمّة المعصومین علیهم السّلام، ثمّ الأنبیاء و الملائکة، ثمّ الاوصیاء، ثمّ العلماء و الاولیاء. و در زمان خودش، اتقیاء زمانش را، لا سیّما اگر عالم باشد، ترجیح بدهد در محبّت بر کسانى که بعد از اویند در درجه، و هکذا یتنزّل؛ ولیکن سعى نماید صادق باشد در این محبّت، مرتبه آسانى نیست، اگر متفکّر باشید، خواهید فهمید که اگر آثار محبّت در حرکات و سکنات ظاهر شد، شخص مدّعى این محبّت، صادق است و إلّا فلا. لیکن گمان ندارم که به کنه و لوازمش برسى، و حقیر هم بیش از این در وسعم نیست. الحاصل، لا طریق إلى القرب إلّا بشرع شریف فى کلّ کلّى و جزئى؛ انتهى.»

مطالب مرتبط :
  1. شخصیت مرحوم آیت الله عطاردی در آینده طلوع خواهد کرد
  2. چهارده دستورالعمل ارزنده برای سیر و سلوک/ اهمیّت و فضایل نماز
  3. مراقبت از نماز باعث عاقبت به‌خیری است/عاقبت انسان تارک‌الصلاة
  4. پاسخ مرحوم نخودکی به درخواست امام(ره)برای کسب علم کیمیا/ قرآن تنزل خودِ علم الهی است
  5. جریان شناسی فکری تاریخ معاصر ایران با بهره از آثار مرحوم منذر تدوین شود

پارک علم و فناوری قم

zohur