۱۴ مرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


دکتر محمد بقایی ماکان درباره تأثیر تقکر اسلامی در فلسفه غربی به خبرنگار مهر گفت: نویسنده ایرلندی به نام دلیسیو لیری در خصوص ارتباطات فرهنگ و به خصوص فرهنگ اسلامی و دنیای غرب آثاری پدید آورده است که از جمله آن: «چگونه دانش یونانی به مسلمانان منتقل شد» را می توان نام برد که به وسیله شادروان احمد آرام به فارسی ترجمه شد. نویسنده در این کتاب به موضوع بدیعی اشاره می کند که تمدن اسلامی آثار علمی یونان و مصر را کسب و از آن صیانت نمود، سپس با ترجمه آن آثار، آنها را به اروپای مسیحی تحویل داد.


وی افزود: تقریبا همه کسانی که در مورد تاریخ تمدن تحقیق نموده اند بر این مضمون اتفاق نظر دارند که بسیاری از اندیشه هایی که اکنون در فرهنگ غرب وجود دارد برگرفته از اندیشه هایی است که از طریق متفکران و دانشمندان دنیای اسلام به آن سرزمین ها راه یافته است. به طوری که اگر محققی باریک بین در هر دو حوزه تأمل و دقت کافی مبذول دارد معلوم می شود که آنچه به نام برج آسمان­سای دانش و مدنیت غرب نام گرفته در هر گوشه آن نشانی از اندیشه های شرقی وجود دارد.


این محقق و پژوهشگر مسائل فرهنگی با بیان مثال هایی در توضیح صحبت های خود گفت: برای مثال به خلاف آنچه که در دنیای فلسفه معروف افتاده نخستین کسی که گفت دانایی توانایی می آورد فرانسیس بیکن نبوده بلکه این اندیشه اول بار از ذهن فردوسی تراویده بود؛ یا آنچه در فلسفه غرب به نام بهبود گرایی معروف است ریشه در فرهنگ ایرانی دارد؛ یا همه عالم، انوار مختلفی از یک حقیقت است که در فلسفه هگل مطرح شده است یا جامعه یک شخص است، اندیشه هایی است که اولین بار در فرهنگ ایرانی نمود یافته است. بنابراین نمی توان پذیرفت که چیزی انتزاعی به نام فرهنگ غرب به دور از تأثیرات شرقی وجود داشته باشد.


بقایی ماکان ادامه داد: تأثیر اندیشه های ایرانی را در فرهنگ های شرق دور و شبه قاره نیز کاملاً بارز است که همراه با زبان فارسی تا پشت دیوار چین راه یافته و نمونه های آن را در بررسی های تطبیقی مکاتب فکری در شبه قاره و همچنین شرق دور می توان به روشنی مشاهده نمود. بنابراین می توان گفت تأثیرات شرقی از طریق ترجمه به فرهنگ های دیگر راه یافته است و این نفوذ تنها در فرهنگ غرب نبوده است.


وی افزود: پس از آنکه یونان دوره زرین خود را پشت سر نهاد و به دلیل مضایق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از شکوفایی باز ایستاد، جریان فلسفه به اروپا راه پیدا کرد. این جریان به طور خاص از سرزمین آلمان قد علم کرد و بزرگترین چهره های فلسفی از این کشور سربرآوردند و تأثیرات عمده ای در دنیای فلسفه به جا گذاشتند.


این نویسنده و پژوهشگر تصریح کرد: چهره هایی در عرصه فلسفه از این کشور برآمدند که می توان آنها را در تاریخ فلسفه هم تراز فیلسوفان بزرگ یونان باستان مانند افلاطون و ارسطو دانست اما تأثیر اصلی بر جریان فلسفه به دست دکارت صورت گرفت که طریق تازه ای بر اندیشه نهاد. از جمله تفکیک ذهن و عین به دست او صورت گرفت تا هر آنچه ذهنی است به فیلسوفان سپرده شود و هر آنچه که عینی است به دنیای علم و عالمان واگذار شود.


وی خاطر نشان کرد: بنابراین پس از دکارت روش جدیدی در دنیای فلسفه بوجود آمد و الگویی برای عصر تفکر یا به اصطلاح فلسفیدن شد و شاخه ای دیگر در کنار این روش به وجود آمد که از آن به حکمت تعبیر می شود و حکمت آمیزه ای است از فلسفه و الهیات که این شاخه اکنون در دنیای اسلام تناورتر از آن چیزی است که درغرب به آن فلسفه گفته می شود.

مطالب مرتبط :
  1. چرا صفویه به تشیع روی آورد
  2. رابطه زبان با رشد کودکان/ سخن گفتن توانایی های کودک را افزایش می دهد
  3. نیاز به فلسفه پراگماتیسم همراه با ابداع و خلاقیت در ایران بسیار احساس می شود
  4. استاد خلاقیت و کارآفرینی حوزه علوم انسانی اعلام کرد:شهری دانایی محورشهری توسعه یافته است
  5. ریا چه بر سر نماز و نمازگزار می آورد/ اهل جهنم هم از شدت آتش عذاب ریاکار می نالند

پارک علم و فناوری قم

zohur