۱ تیر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، عده ای ازدواج را کار ساده و پیش پا افتاده ای می دانند، زیرا دختران و پسران با گرایشهای طبیعی و فطری خود به سمت ازدواج کشیده می شوند. این عده معتقدند که اگر تشریفات زاید اجتماعی، آداب و رسوم غلط قومی و محلی و سختگیری ها در مهریه و جهیزیه از میان برداشته شود، پیوند دختر و پسر به طور سهل و ساده انجام می گیرد و جوانان از آفتهای دوره جوانی بر کنار می مانند.


محتوای برخی از روایاتی که از پیامبر اسلام(ص) نقل شده حاکی از آن است که اگر پدران و مادران در مورد ازدواج و انتخاب داماد سختگیری های افراطی اعمال کنند و دختران را از ازدواج باز دارند، همه گناهان و تباهی هایی که بر اثر عدم ازدواج تحقق می یابد،بر عهده بزرگترها خواهد بود.


بدیهی است که خانواده ها باید با بررسی و شناخت دقیق دختر و پسر، در امر ازدواج اقدام کنند، اما این بدان معنی نیست که به اشکال تراشی های بی مورد بپردازند و جوانان را از تشکیل خانواده محروم سازند. اساسا دین اسلام آیین سهل و ساده ای است که از همه دشواری ها و سختگیری ها بیزار است و سادگی و بی آلایشی را می پسندد. خداوند متعال دربرخی از آیات قرآن مجید می فرماید: درآیین اسلام دشواری و سختی وجود ندارد.


نکته بسیار دقیق و اساسی که حتما باید پیرو نظریه آسان گیری و سهل و ساده تلقی کردن ازدواج به آن اشاره کرد این است که هر پیوند ازدواجی لزوما موجب سعادت وخوشبختی دختر و پسر نمی گردد، بلکه هزاران نکته باریکتر از مو در اینجا وجود دارد. نکته مهم این است که دختر و پسر قبل از ازدواج باید در ارتباط با زندگی خانوادگی آگاهی های لازم را به دست آورده باشند. به عبارت دیگر آنان باید بدانند که هدف از ازدواج چیست؟ ازدواج های موفق کدامند؟ چرا بعضی ها در زندگی مشترک شکست می خورند؟علل وعوامل استحکام خانواده ها کدام است؟


تردیدی نیست که این گونه آگاهی ها در اصل تشکیل خانواده و ارتباط زن و شوهر با یکدیگر و استحکام خانواده، مفید و سازنده است. همه می دانیم کسانی که شغل معلمی را انتخاب می کنند به ناچار باید دوره تربیت معلم را بگذرانند تا به نحوه تدریس، ارتباط با شاگرد و حل مشکلات آنان آشنایی پیدا کنند و به بیان فشرده، فوت و فن معلمی را بیاموزند. بی شک معلمی که چنین دوره ای را ندیده باشد،حتی با دارا بودن هوش و استعداد معلمی، هرگز نمی تواند معلم موفقی باشد.


مربیان، پدران و مادران و همچنین موسساتی که مسئولیت آموزش خانواده ها را به عهده دارند، به خوبی می توانند آگاهیهای ضروری را در اختیار پسران و دختران جوان و ازدواج نکرده قرار دهند. نکته دقیق و حساس آنکه دیدگاه دختران و پسران در باره ازدواج به طورطبیعی بسیار سطحی و تخیلی است و از واقعیت های زندگی خانوادگی اطلاعات کافی ندارند. این رسالت پدران و مادران است که واقعیت های زندگی مشترک را به طورعینی برای آنان بازگو کنند، تا با خامی و ناآگاهی اقدام به ازدواج ننمایند.


همچنین باید به دختران و پسران گوشزد کرد که با همه دقتهایی که در انتخاب همسر مبذول می شود باز با ویژگیهای ارثی گوناگون،با دو نوع تربیت مختلف و در دو محیط تربیتی متمایز از یکدیگر رشد و پرورش یافته اند و به ناچار در بعد سلیقه ها و منشهای خلقی از یکدیگر متمایز خواهند بود. بنابراین وقوع اصطکاک بین دخترو پسرپس از تشکیل زندگی مشترک حتمی و اجتناب ناپذیرخواهد بود.


تعدیل خواستها و توقعات دختران و پسران پس از ازدواج


همه کسانی که به تشکیل خانواده مبادرت می کنند به این نکته وقوف دارند که در زندگی مشترک خانوادگی باید خواسته های زن و مرد تعدیل شود تا کانون خانوادگی از تفاهم و صمیمیت برخوردار باشد. اگر دختران و پسران پس از ازدواج همچنان بخواهند تمام تمایلاتشان برآورده شود،بدون تردید درگیری و اصطکاک میان آنان به وجود خواهد آمد. پیامبر اسلام(ص) فرمدوند:خردمندترین مردم کسانی هستند که با مردم بیشتر سازگاری کنند. بنابراین گذشت و چشم پوشی از برخی از تمایلات در زندگی مشترک موجب توفیق در زندگی خانوادگی خواهد بود.


باتوجه به مقدمات ذکر شده به خوبی آشکار می شود که یکی از عوامل سعادت و خوشبختی خانوادهها اجتناب از یکدندگی و لجاجت است. تجربیات زندگی نشان می دهد که هر قدر خانواده ها از نظر فرهنگی و بینش عقلی فقیرتر باشند استبداد رای و یکدندگی و کله شقی در محیط خانوادگی بیشتر به چشم می خورد و بر عکس در خانواده هایی که از نظر علمی و فرهنگی در سطح بالاتری هستند به جای استبداد و یکدندگی شور و مشورت و همفکری حاکمیت دارد و در این گونه خانواده ها حتی فرزندان کوچک خانواده دارای نظر و رای مستقلی بوده، بزرگترها به نظریات آنان احترام می گذارند. بدیهی است در چنین خانواده هایی رشد فکری در کودکان سریعتر انجام می پذیرد.


موقعیت شناسی زن و مرد


بدون تردید زن و مرد در محیط خانوادگی از یکدیگر تقاضاهایی دارند. به عنوان مثال مرد خانه از همسرش می خواهد که به دیدار بستگان او بروند و همچنین زن از مرد خانه تقاضا می کند که در مهمانی خاصی حضور یابند. در این گونه زن و مرد هر دو باید از روان شناسی بهره بگیرند و موقعیت طرف مقابل را در نظر گرفته، پس از احراز زمینه های مساعد به بیان پیشنهاد خود بپردازند و در وقت طرح پیشنهاد خود نیز از هرگونه زور و تحمیل کاملا اجتناب کنند. بدیهی است هر انسانی برابر تحمیل و زور به طور ناخودآگاه به مقاومت می پردازد.


همه ما باید به خاطر داشته باشیم که انسانها جزء کوچکی از کل نظام هستی اند و وقتی جهان هستی را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهیم، در می یابیم که انجام هر کاری در هر دوره و زمانی امکان پذیر نیست. به عنوان مثال عالی ترین تربیت ها در دوره خردسالی و کودکی امکان پذیر است، برف و باران در فصول خاصی می بارد و هر زمینی برای انجام کشت خاصی مستعد است، هواپیماها در هر زمان و هر ساعتی نمی توانند پرواز کنند و سرانجام هر کار و هر بر نامه ای وابسته به شرایط و آمادگی های قبلی است. بر این اساس زنان و مردان نباید انتظار داشته باشند در هر شرایط و هر زمانی آمادگی میهمانی رفتن و یا پذیرایی دیگران را دارا باشد.


در نتیجه می توان گفت یکی از رسالتهای اخلاقی زنان و مردان این است که در انجام خواسته های خود روحیات و آمادگی های همسر خود را در نظر بیاورند، زیرا وقتی فردی از نظر جسمی و روحی آمادگی انجام کاری را نداشته باشد به نقد و انتقاد از آن خواهد پرداخت و همین ایراد گرفتن ها صمیمیت  خانوادگی را خدشه دار خواهد کرد. بنابر این مردو زن باید از احراز آمادگی و شرایط لازم در محیط خانوادگی به بیان تقاضا و در خواست خویش بپردازند.

مطالب مرتبط :
  1. چگونه با اختلاف سلیقه در زندگی مشترک برخورد کنیم/ الگو بودن بهترین راه اصلاح است
  2. آسیبهای ترس از گفتگو با همسر/ ارتباط دائم کلامی رمز پایداری زندگی مشترک است
  3. جایگاه عقل و منطق در ازدواج/ لزوم تربیت دختران و پسران برای زندگی واقعی
  4. راه های برگزاری مشترک همایش ملی سبک زندگی اسلامی بررسی شد
  5. اهمیت و میزان حفظ حریم شخصی زوجین پس از ازدواج

پارک علم و فناوری قم

zohur