۲۲ خرداد ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، بزرگسالان معمولا از انتقاد جوانان می رنجند. پدرو مادرها به ویژه انتقاد فرزندان خود را نشانه بی احترامی، سرکشی مخالفت و یا خودنمایی تعبیر می کنند. به ندرت پدر یا مادری پیدا می شود که با جملاتی نظیر “چطور جرات می کنی به من بگویی چه کار بکن،چه کار نکن!و یا وقتی بزرگ شدی خواهی فهمید. جواب انتقاد را ندهند و درست مانند بچه ها که انتقاد پدر و مادر را نشانه بی مهری آنها نسبت به خود تلقی می کنند. بعضی از والدین هم انتقاد را نشانه بی مهری فرزندانشانمی دانند.


بچه ها نمی توانند انتقادشان را سیاستمدارانه مطرح کنند. آنها خیلی ساده و صریح هستند. بنابراین تعجبی ندارد که انتقاد آنها به طورکلی ناپخته و مخرب باشد. در هر حال انتقاد بچه ها را نباید بی ارزش تلقی کرد. بسیاری از انگیزه هایی که پدر و مادرها را به انتقاد وا می دارد ایجاد ارتباط ، تغییر رفتار، جلب رضایت و یا پایان دادن به نارضایتی کودک، در انتقاد بچه ها هم وجود دارد. اما بچه ها مشکلی مضاعف دارند و آن اینکه انتقاد از شخص قدرتمندی چون پدر یا مادر، گاهی ترسناک و پر مخاطره است. در واقع، این مشکل ممکن است در طول زندگی همچنان باقی بماند. همه ما چنین تجربه ای را پشت سر گذاشته ایم و از دشواری های آن آگاهی داریم.


چگونه می توانیم به بهترین شکل به انتقاد بچه ها پاسخ دهیم؟ پاسخ سوال این است که ارزش انتقاد را بسنجیم و افکار و عقاید خود را کنترل کنیم. از این تفکر کلیشه ای که “من می توانم از بچه هایم انتقاد کنم و لی آنها حق ندارند” بپرهیزیم و نسبت به این چند رهنمون خاص توجه ویژه ای داشته باشیم؛


توجه، میزان علاقه مندی و تعهد خود را نسبت به انتقاد نشان دهیم؛ اگر چه برای ما طبیعی است که همزمان دو کار را با هم انجام دهیم، ولی فراموش نکنیم که بچه ها عادت دارند که اگر تمام توجهمان را به آنها معطوف نداریم، احساس کنند که اصلا به آنها توجه نداریم. از این رو بسیار مهم است که هر کار دیگری را زمین بگذاریم و به دقت به حرفهای بچه گوش کنیم. این کار، توجه، دقت، علاقمندی ما و تعهدی را که نسبت به او داریم نشان می دهد.


-به فرزند خود کمک کنیم تا خواسته اش را برای ما توضیح دهد؛ بزرگترها معمولا انتقاد بچه ها را نوعی بهانه جویی تلقی می کنند، چرا که یا نمی فهمند چه می گوید و یا اگر می فهمند واکنش درستی نشان نمی دهند در هر صورت بچه را وادارمی کنند که به تکرار آن انتقاد ادامه دهد. برای آنکه نوجوان بتواند انتقادش را روشن بیان کند باید او را  به صحبت کردن تشویق کنیم، نه اینکه با گفتن جمله هایی مثل “بعدا خواهیم دید”یا”بعدابه من بگو” یا “وقتی می گویم نه، یعنی نه!” باب گفتگو را ببندیم. اگر از او بخواهیم بیشتر حرف بزند این امر به هر دوی ما کمک می کند که از کلی گویی به صراحت برسیم.


راه دوم این است که نسبت به احساسات نوجوان حساس باشیم. برای مثال “من می فهمم که تو شاد نیستی ولی سعی کن به من بگویی که دقیقا از چه ناراحتی”. با حساس بودن نسبت به عواطف نوجوان، به میزان اهمیتی که برای آن انتقاد قائل است، بیشتر پی خواهیم برد. کودکان نمی توانند احساساتشان را در قالب کلمات بیان کنند و ممکن است در این مورد به کمک ما احتیاج داشته باشند.


عواطف خود را کنترل کنیم؛ به انتقاد بچه ها گوش کنیم و هیچ گونه واکنش منفی به صورت تهدید یا تنبیه، اعم از لفظی و یا عملی از خود نشان ندهیم.


از کودک بپرسیم که برای آن انتقاد چه راه حلی پیشنهاد می کند؛ والدین و دیگر بزرگسالان غالبا طوری به انتقاد بچه ها پاسخ می دهند که انگار دارند خودشان را مجاب می کنند، نه بچه را. پاسخ ما به یک انتقاد به جا باید علاوه بر پذیرش لفظی شامل تغییری در رفتار مورد انتقاد باشد. در غیر این صورت این احساس به بچه دست می دهد که بی ارزش و دوست نداشتنی است.


نشان دهیم که به انتقاد گوش داده ایم؛ این یک قدم فراتر از توجه کردن است. لازم است موافقت خود را با انتقاد مطرح شده لفظا ابراز داریم.”من فکر می کنم نکته خوبی را یاد آوری کردی .با قسمتی از حرفهای تو موافقم،”اما نه با همه آنها”، “من این طور فکر نمی کنم ولی می توانم منظور تو را بفهمم” چنین اظهار نظر هایی کمک می کند که عمل و جریان انتقاد به گفتگوی سازنده ای مبدل شود.


از کودک به خاطر اینکه نقطه نظرها و احساساتش را با ما در میان می گذارد تشکر کنیم؛ وقتی کودک احساس کند که در مطرح کردن انتقادش آزاد است، این آزادی به بالا رفتن اعتماد به نفسش هم کمک می کند. اگر با انتقاد او به نحو سازنده ای برخورد کنیم، کودک تشویق می شود نکات مورد نظرش را با ما در میان بگذارد و هر بار توسل به روش های سازنده تر، دست به این کار بزند.


اگر کودک را از انتقاد کردن منع کنیم یا نشان دهیم که از انتقاد می رنجیم عملا به او می آموزیم که صحبت کردن با ما درباره مسائل مهم غیر ممکن است و از این گذشته، در انتقاد پذیری سر مشق بدی به او می دهیم. روابط ما با فرزندانمان باید به گونه ای باشد که انتقاد را به عنوان وسیله ای در راه افزایش صمیمیت و رشد تلقی کند نه مانعی بر سر آن.


 

مطالب مرتبط :
  1. چه عواملی به انتقاد جنبه منفی می دهد
  2. چگونه از همکار خود انتقاد کنیم/ سرزنش کردن هیچگاه سازنده نیست
  3. تاثیرات درازمدت انتقاد مخرب بر کودکان/ چگونه یک کودک "بدخواه" بار می آید
  4. آسیب های پنهان کاری در خانواده/ چرا باید شفاف زندگی کنیم
  5. «انقلاب اخلاقی، راهی به رهایی» منتشر شد/ پی جویی روش‌های نیل به جامعه اخلاقی

پارک علم و فناوری قم

zohur