۳۰ شهریور ۱۳۹۳ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


یکم

ماهیت پیشرفت با هر تفسیری بر دو رکن اساسی حرکت  و تغییر و جهت حرکت (هدف) استوار است. بر همین اساس است که غربیان مقصد را برای همه جوامع آن چنان که خود در دوران معاصر شده اند، تعریف می کنند و بر آنند که همه ملتها باید با همان راه و روش آنان حرکت کنند و تغییر؛ وضعیتی که در آن انسان تراز فرهنگ و فلسفه غرب محقق می شود. جالب آنکه برخی در مخالفت با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مدعی اند که الگوهای غربی توسعه از آن جهت که بر نیازهای مشترک انسانی مبتنی است نیاز ما را برای طراحی یک الگوی بومی تأمین می کند یا اینکه فرهنگ غرب در خطوط اصلی آن، فرهنگ غرب نیست، فرهنگی است که هر جامعه ای به آن خواهد رسید. چرا که علی الاصول با باز شدن طومار آدمی مرکب از طبع خواهندهی حیوانی و عقل ابزارساز، گریزی از همین  چشم اندازها نیست.


در نظریه اسلامی پیشرفت، اساس حرکت و جهت حرکت شناخته می شود اما پایان آنرا تاکنون هیچ جامعه ای تجربه نکرده است زیرا فرد و جامعه نه تنها به حقارتی که در مبانی غربی تصویر می کنند نیست بلکه در فرایند پیشرفت به سمت کمال بی نهایت برای تحقق همه ابعاد وجودی انسان در حال یک شدن مستمر است. بنابراین هرگامِ کمالی در روند جاری پیشرفت نسبت به مرحله ماقبل خود مقصد خواهد بود و پله ای نسبت به ما بعد خود. در واقع پیشرفت اسلامی به معنای گسترش و تعالی همه ابعاد وجودی انسان است.


مسأله  اول و اساسی ما نه تنها پذیرش تغییر و حرکت جوامع بلکه استقبال از آن و مهمتر از آن  تئوریزه نمودن ماهیت تغییرات اجتماعی و عوامل به وجود آورنده اش و بلکه مدیریت آن است و اتفاقا همین الزامات است که یک الگوی جامع اسلامی پیشرفت را ضروری می سازد . الگوئی که به خوبی ماهیت و مسیر حرکت فرد و جامعه را روشن و جهت ها را تعیین و آنها را به سمت کمال مطلق راهبری نماید.


دوم


یکی از بهترین تعریفها از الگو می تواند بیان جامع و ساده یک ایده با حداقل متغیرها باشد. براین اساس اولا باید همه چیز را نشان داد و ثانیاً آنرا با کمترین متغیرها به تصویر کشید. برای رسیدن به این مقصد تشخیص اصول از فروع در فرایند اسلامی پیشرفت کاری مهم و شاید مهمترین کار باشد؛ نخستین مسأله ای که کار را در مدل سازی بر ما سخت می کند ضرورت جامع نگری است. جامع نگری ما را در دریایی بیانتها وارد می کند که مثل همه جای دیگر آنگاه که می خواهیم همه چیز را مد نظرقرار دهیم یعنی هیچ چیز را توجه نکرده ایم. باید یک متغیر یا متغیرهای محدودی که نقش شاه کلید را بازی می کنند پیدا و آنگاه روابط و آثار آن را در همه عرصه ها و در عمیق ترین لایه ها پیگیری کنیم. بسیاری از افرادی که در این عرصه تلاش نظری درخوری نیز داشته اند چون خواسته اند برمدار همهی متغیرها به یک الگو برسند در همان نقاط آغازین، زمین گیر شده اند؛ شاه کلید باید به گونه ای انتخاب و تعریف شود که ضمن آنکه از همه متغیرها نمایندگی می کند بتواند تاثیر و تاثّرات آن را در همه عرصه ها و نظامات زندگی نشان دهد.


سوم


الگوی اسلامی پیشرفت در گلوگاه اتصال و مفصل بین علوم طبیعی و انسانی و میدان اداره زندگی قابل طرح است. بنابراین پیش از آن باید در دو مرحله مبانی فلسفی و علوم انسانی و طبیعی با رویکرد اسلامی به یک نتیجه روشن رسیده باشیم یا حداقل باید به یک فروض روشن دراین زمینه ها اتکا شود. تشخیص فهرستی از این فروض که در جای خودش می تواند محل مناقشه باشد، یکی از پیش نیازهای ضروری موضوع ماست. برای نمونه نظریه آیت الله جوادی آملی در مورد ماهیت دین و رابطه عقل و نقل و ماهیت علوم اسلامی هر چند خود می تواند موضوع مناقشه باشد اما از ظرفیت بالای روش شناختی برای نظریه پردازی در این زمینه برخوردار است. در قلمرو مبانی فلسفی، تبیین فلسفی از انسان اساسی تر از همهی موضوعات فلسفی است. با اینکه «فطرت» درگذشته فلسفی ما به عنوان نظریه اسلامی انسان شناختی و به تعبیر استاد شهید مطهری امالمعارف اسلامی مطرح شده اما چندان مورد توجه فیلسوفان ما که حتی دغدغه اصلی آنها توحید بوده قرار نگرفته است و در دوران اخیر نیز متاثر از فضای فلسفی غرب «معرفت» موضوع اصلی بگو مگوی فلسفی در کشور ماست.


در نتیجه در گذشته و حال ضروری ترین موضوع تأمل فلسفی ـ که مادر معارف اسلامی، مبنای علوم انسانی، مدار اصلی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است ـ یعنی انسان شناسی همچنان در حاشیه و نه در متن توجهات فلسفی در کشور ما قرار دارد و باید از این جهت چاره اندیشی اساسی شود. در یک تأمل ابتدائی با توجه به مبانی فلسفی صدرائی به ویژه حرکت جوهری به نظر می رسد برای فهم ضرورت ماهیت و جهت تغییر که اصلی ترین عنصر سازنده ماهیت پیشرفت است، صخره ای عظیم از مبانی فلسفی را می توانیم در فرآیند تدوین الگو احضار کنیم. علامه جعفری بر آن است که اگر از همه خصوصیات ذاتی انسان صرف نظر شود نمی توان این خصوصیت صرف نظر نمود که انسان می خواهد بشود.


صیرورت و تغییر دائمی انسان به سمت بی نهایت  ـ در کمال یا انحطاط/ خدا یا یا کالانعام بلهم اضل- خصوصیت اصلی ذاتی انفکاک ناپذیر انسان است . بنابراین موضوع علوم انسانی فهم ماهیت، عوامل، روند، جهت و سرعت این تغییرات انسانی است که با این تفسیر موضوع اساسی علوم انسانی فهم ماهیت انحطاط و پیشرفت حقیقی فرد و جامعهی انسانی خواهد بود. اگر این مقدمات درست باشد موضوع علوم انسانی اسلامی تفسیر و تبیین و نهایتاً سیاستگذاری و مدیریت پیشرفت اسلامی فرد و جامعه خواهد بود.


باید تأمل کرد آیا می توان تغییر و صیرورت مستمر و جهت دار انسان و در نتیجه جامعه به سمت بینهایت را که خلاقیت مستمر نتیجه آن است. به عنوان متغیر اصلی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به حساب آورد؟ در این صورت مبانی اسلامی شناخت انسان، پایه ای برای علوم انسانی و روح حاکم و مدار الگوی اسلامی پیشرفت خواهد بود. از همین منظر مسأله اساسی در مورد ماهیت اسلامی پیشرفت و ماهیت غربی توسعه در تفاوت «هسته مرکزی» این دو نظریه است. هسته مرکزی نظریه غربی توسعه «انسانی است که با کمک عقل ابزارساز منفعت مادی خود را حداکثر می کند ».


این انسان در نظام اقتصادی به صورت عریانتر و خالص نقش آفرینی می کند و به همین دلیل مدار توسعه در غرب، زندگی اقتصادی است که سایر ابعاد زندگی باید پیرو آن سامان گیرد. اما هسته مرکزی نظریه اسلامی پیشرفت، «انسانی است که در فرایند «شدن مستمر» به سوی کمال مطلق در حال یک خلاقیت پایان ناپذیر است». این شدن و خلاقیت مستمر به صورت عریان و واضح و بیش از هر عرصه دیگری خود را در نظام تعلیم و تربیت نشان می دهد. بر همین اساس است که سایر عرصه های زندگی ازجمله زندگی اقتصادی باید بر مدار آن شکل یابد. در یک نگاه اجمالی در نظریه غربی توسعه عرصه تعلیم و تربیت نیز یک میدان فعالیت اقتصادی است که متناظر با آثار اقتصادی آن باید مورد ارزیابی، برنامه ریزی، اصلاح و مدیریت قرار گیرد. در نظریه اسلامی پیشرفت همه عرصه های زندگی از جمله عرصه زندگی اقتصادی، مدرسه تعلیم و تربیت است که «شدن» و تغییر مستمر انسان در چارچوب فعالیتِ در آن رقم می خورد.


البته تفکیک غیرواقعی و غیرعاقلانه ابعاد فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فردی زندگی از موضوعات بغرنج دیگر است. چه بحثهای بی حاصلی که در سالیان گذشته در طرفداری یا مخالفت با ضرورت یکی یا دیگری در کشور صورت گرفت. زندگی انسان دارای یک هویت واحد است که جداسازی ابعاد آن اگر برای فهم آن هویت واحد باشد قطعاً پسندیده است اما اگر بعد از جراحی و تجزیه این هویت واحد یک بخشی از آن کنده شود و به صورت جداگانه مورد اهتمام قرار گیرد معلوم نیست چه معنای عاقلانه ای خواهد داشت؛ حقیقت فرد و جامعه انسانی در واقع یک بذراند و با هم کال و با هم رسیده و نهائی خواهد بود.


چهارم


به نظر می رسد که برای نیل به یک پروژه تحقیقاتی به وسعت و عمق طراحی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت ابتدا باید سؤالاتی که در این زمینه پاسخ می طلبد را فهرست نمود. سؤالاتی که اگر پاسخ بیابند الگو خود را نشان داده است. به نظر می رسد سه سؤال اساسی چیستی، چرایی و چگونگی الگو اگر پاسخ بیابند ما به مقصود رسیده ایم.


به صورت طبیعی آغازین مسئله ای که در ذهن ایجاد می شود آن  است که منظور از الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت چیست؟ این سؤال خود به دو سؤال شکسته می شود. نخست منظور یعنی مفهوم لغوی و یا اصطلاحی این ترکیب است و پرسش دوم به ماهیت و تعریف حقیقی آن برمی گردد. یعنی قبل از آنکه از شما در مورد وجود یا امکان وجود چنین الگویی مطالبه استدلال شود بدان نیازمند است که منظور مفهومی و مهمتر از آن ابعاد ذهنی و ماهیت آن روشن گردد. برای تبیین مفهومی به معنای شرح الاسمی باید به سئوالات زیر پاسخ داده شود:


۱٫ منظور از الگو در تناظر با واژگانی نظیر تئوری، نظریه، سیستم، نظام، مکتب، راهبرد و … چیست؟

۲٫ منظور از مفهوم پیشرفت در تناظر با کلید واژه هایی نظیر توسعه، تکامل، تعالی، ترقی، تجدد، مدرنیسم، نوسازی و … چیست؟

۳٫ مراد از اسلامیت و ایرانیت در این موضوع خاص چیست؟

۴٫ مراد از «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» چیست؟

پس از تبیین این مفاهیم باید به تشریح ماهیت و چیستی حقیقی «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» همت گماشت. ماهیت آن اعم از مشترکاتش با سایر الگوهای رقیب و نیز وجوه ممیزه و شاخصههای ویژه آن  باید آنچنان روشن شناسایی و تعریف شود که تنها مسألهس باقیمانده، وجود یا عدم وجود خارجی آن باشد. بر این اساس برای شناخت ماهیت الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت سؤالات زیر پاسخ می طلبند:

۱٫ مشترکات الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت با سایر الگوهای رقیب کدامها هستند؟

۲٫ وجوه مختصه و تمایز بخش این الگو با سایر الگوها کدام هستند؟


پاسخ به این سؤالات عمدتاً بر مدار مطالعه تطبیقی مبانی فلسفی (هستی شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی) و مبانی ارزشی (اخلاقی و فقهی) الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با الگوهای رقیب می چرخد، زیرا تفاوت در این مبانی است که نظامات مختلف زندگی را متفاوت و متمایز می سازد. چنان که شباهت در مبانی است که میزان شباهت در نظامات مختلف زندگی را رقم می زند. پاسخ لازم و کافی به سؤال از چیستی الگوی اسلامی ایرانی ـ پیشرفت تنها به نشان دادن تئوریک و ذهنی مفهوم و ماهیت این الگو منتهی خواهد شد؛ اما پاسخ ـ حتی لازم و کافی ـ به سئوال از چیستی نمیتواند وافی به مقصود باشد زیرا منطقاً در صورتی باید این الگو را از میان همهی الگوهای محتمل دیگر برگزید که بتوان نشان داد این الگو بهتر و منطقیتر از الگوهای رقیب است. سئوال از چرایی به دو معناست. سئوال از «علت» ثبوت و وجود و سئوال از «دلیل» اثبات. علت هم ناظر به علت فاعلی است و هم علت غایی وجود و ثبوت که البته عمدتا به علت غایی انصراف دارد.


بر این اساس علل به معنای غایات شکل گیری الگوی اسلامی ـ  ایرانی پیشرفت که بیانگر ضرورت شکل گیری آن و ترجیح عقلانی آن بر سایر الگوها در مرحله ثبوت است را باید در موارد سه گانه ذیل جستجو نمود:


۱٫ باید ترجیح مبانی فلسفی (بینشی) و ارزشی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بر مبانی فلسفی و ارزشی الگوهای الگوهای رقیب به صورت منطقی و عقلانی نشان داده شود. زیرا اگر این توفیق حاصل آید به صورت منطقی و عقلانی تکلیف نظامات متفاوت مبتنی بر مبانی متفاوت روشن خواهد شد.


۲٫ باید تمام ادبیات موجود توسعه در چارچوب دانشهای مختلف از قبیل جامعه شناسی توسعه، اقتصاد توسعه و مدیریت توسعه مورد مطالعهی منصفانه و انتقادی قرار گیرد. به این علت که مجموعه نظریات توسعه چون در چارچوب همه دانشهای مرتبط، ناظر به تحلیل واقعی فرآیند توسعه در کشورهای به اصطلاح توسعه یافته و فرایند توسعه نیافتگی کشورهای توسعه نیافته کنونی است، بر پژوهشگر واقع نگر نقاط ضعف و قوت فرایند توسعه و توسعه نیافتگی را نشان خواهد داد. در این مرحله باید عمدتا هدف نخست نشان دادن توانایی ها و ناتوانی های عملی این نظریات در تبیین واقعی فرایند توسعه و در مرحلهی دوم نشان دادن جلوه های ویژه فرایند توسعه در تناظر با مبانی نظریات و الگوهای توسعه باشد. بررسی انتقادی دانشهایی که به نوعی متکفل تبیین فرایند توسعه هستند نباید محدود به دانشهای مذکور باشد بلکه این پروژه باید در چارچوب دانشهای دیگری نظیر فلسفه، تاریخ، تاریخ تمدن و آینده شناسی نیز صورت پذیرد. در صورتی باید از این ادبیات عبور کرد یا اقدام به اصلاح آن نمود که ناکارآمدی آن در تبین فرایند تغییرات اجتماعی معطوف به پیشرفت نشان داده شود.


۳٫ ضرورت سوم مطالعه تجربی فرآیند توسعه هم در کشورهای ظاهراً پیشرفته کنونی نظیر امریکا و اروپاست و هم کشورهایی که با تقلید از این کشورها برنامه های توسعه خود را طراحی و اجرا کرده و می کنند. کشورهایی نظیر چین، ژاپن، مالزی، اندونزی و نیز گذشته ایران. در این مطالعه تجربی باید بتوانیم نشان دهیم که فرایند توسعه در این کشورها اولاً بر مبانی نادرست شکل گرفته و ثانیا حتی بر مبانی خود آنها نیز به درستی به سامان نشده و نتایج موردنظر را نداده است.


این موضوع را باید در ارتباط با مبانی نادرست و به علاوه در ارتباط با تفاوتهای هویت تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این کشورها مورد بررسی قرار داد و پاسخ به این مسائل لزوم وجود قید ایرانی را در الگوی موردنظر ما به عنوان هویت تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردمانی که قرار است این الگو زندگی آنها را اداره کند نشان خواهد داد.


از سویی دیگر علت به معنای «دلیل اثبات» وجود الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت نیز می باشد. دلیل را باید از میان مجموعه معارف وحیانی و عقلانی موجود جستجو کنیم و در اینجاست که مباحث بنیادین معرفت شناختی با رویکرد روش شناختی نقش خود را نشان می دهند که باید با طی طریق و سلوک از مسلک منطقی و مقبول شریعت و با ادلهی معتبر به الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت دسترسی پیدا کنیم. بنابراین پس از فهم مفهوم و ماهیت الگو و آنگاه پس از فهم ضرورت وجود این الگو از منظر غایت می توان از طریق ادلهی معتبر موجود به این الگو دسترسی پیدا کرد و در چارچوب این سئوال اساسی، پرسشهای زیر پاسخ می طلبند:


۱٫ پیش فرضهای اساسی نظریه پردازی در مورد الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت کدامها هستند؟ قبل از انتخاب یک روش و قبل از ابداع هر نظریه ضرورتاً می بایست برخی از مقبولات و مفروضات مورد مناقشه و نهایتا جمع بندی قرار گیرد. تعدادی از این مفروضات و مقبولات الگوی اسلامی ـ  ایرانی پیشرفت عبارتند از:

الف ـ جامعیت دین

ب ـ عینیت دین و سیاست

ج ـ سازگاری عقل و وحی

د ـ رابطه دنیا و آخرت

ه ـ وجود مکتب یا نظام یا سیستم یا علم اسلامی


۲٫ روش یا روشهای دستیابی به نظریات دینی در این گونه موضوعات کدامها هستند؟ طبیعی است این سؤال با بررسی جامع و انتقادی روشهای رایج نظریه پردازی از قبیل روشهای پوزیتیویستی، هرمنوتیکی و انتقادی، روشهای سیستمی و نیز روشهای نظریه پردازی در علوم اسلامی (فقهی، فلسفی و عرفانی) پاسخ خود را خواهد یافت. به علاوه با توجه به مبانی بینشی و ارزشی روشهای معقول یا یک روش روشن همانند نظریه آیت الله جوادی آملی باید مبنای کار قرار گیرد تا معلوم شود که از ذخائر علمی موجود به چه کیفیت یا کمیت می توان در این عرصه بهره برد.


… و با طی درست این طریق می توان برای هر نظریه ای «دلیل» قابل قبول را فراهم نمود.

پس از اثبات وجود الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت باید از چگونگی خصوصیات تفصیلی آن پرسش نمود:

۱٫ اهداف الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت چیست؟

۲٫ عناصر اصلی تشکیل دهنده ساختمان الگو (از قبیل دولت، مردم و … ) کدامها هستند و نقش هر یک از عناصر اساسی چگونه است؟

۳٫ عوامل ایجاد تحول و تغییر شرایط موجود به سمت وضعیت پیشرفته تر یک جامعه بر اساس الگوی اسلامی ـ ایر انی پیشرفت کدامها هستند؟ (عوامل تاریخی/ فرهنگی/ اجتماعی/ سیاسی/ اقتصادی و جغرافیایی).


۴٫ چگونگی پیشرفت در ابعاد مختلف زندگی (ابعاد معرفت، قدرت، ثروت، منزلت، سلامت، انسجام اجتماعی، هنر فضیلت (اخلاقی) و معنویت)

۵٫ با چه شاخصهایی می توان پیشرفت یک جامعه را اندازه گیری نمود؟ (شاخصهای جامع، شاخصهای بخشی و … )

۶٫ نظامات مختلف زندگی از قبیل تعلیم و تربیت، سیاسی، اقتصادی (تولیدی، مصرفی، تجاری، بانکداری، کار، بازار و …) قضایی، بهداشتی، هنری، سازمان و مدیریت، اخلاق، ارتباطات اجتماعی، نهادهای دینی و … در چارچوب الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت چگونهاند؟…


عرض نهایی نگارنده ضرورت پرداختن به موضوع الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت در قالب یک مرکز پژوهشی مثل رویان است؛ با همه ارزش و آثار گرانبهای مراکز علمی و پژوهشی جامع که به همه رشته ها و موضوعات می پردازند در ادامه روند تکاملی گذشته باید مرکزی را با سیستمی چالاک بنا نهاد تا در قلمرو الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تمرکز پژوهشی ویژه ای داشته باشند.


*نویسنده: دکتر عطاءالله رفیعی آتانی، منبع: فصلنامه تخصصی علوم انسانی اسلامی صدرا، شماره ۱۰ تابستان ۹۳٫

مطالب مرتبط :
  1. فراخوان مقالات سومین همایش الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
  2. کتاب مجموعه مقالات نخستین همایش ملی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت منتشر شد
  3. بدون الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پیروی از موفقیتهای دیگران هزینه های کشور را هدر می‌دهد
  4. اخلاق در الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت بررسی می شود
  5. «الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت علم و فناوری» بررسی می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur