۷ آبان ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، انسان سکولار بر این باور است که بیانات حقوقی دین اندک است و قرآن و روایات بیشتر بیان کننده تکالیف هستند. به نظر این جریان فکری قرآن و روایات می بایست فقط از حقوق سخن می گفتند تا از دل آنها تکالیف استخراج بشود و کمتر از تکلیف می گفتند. در پاسخ باید گفت که انسانها معمولا با حقوق خود آشنا هستند و آنجایی که نیاز به راهنمایی داشته باشند،دین آنها را راهنمایی کرده و اهمیت حقوق را برای آنها بیان نموده است.


عظمت اسلام در این است که با صدور احکام و تکالیف، هر فردی را مکلف ساخته که حقوق دیگران را رعایت کند و در مقابل، از دیگران نیز خواسته که حقوق او را زیر پا نگذارند. آیا بهتر این است که فقط صاحب حق را به حقوقش آشنا کنیم بدون اینکه دیگران را به رعایت حقوق او مکلف سازیم یا اینکه بیان تکلیف را محور قرار دهیم تا وقتی که صاحب حق دیده بگشاید و ببیند که پیرامون او را انسان هایی فرا گرفته اند که همه خود را در برابر او مسئول می شناسند و خود را در صورت عدم توجه به تکالیف،مستحق کیفر دنیوی و اخروی می دانند؟


از سوی دیگر افراد حیله گر و زورمند بسیار هستند، که هرگز به حقوق خود قانع نیستند و سعی می کنند از راه حیله و تزویر یا از راه ارعاب و فشار،حقوق دیگران را له کنند و در حالی که خود از انواع نعمت ها و تجملات بر خوردارند راضی نیستند که سایرین از حداقل امکانات زندگی برخوردار باشند. در این معادله بیان حقوقی به تنهایی کارساز نیست، بلکه بیان تکلیف است که کارآمد است. چرا که سرپیچی از تکالیف الهی صرفا عقاب اخروی ندارد، بلکه تبعات دنیوی نیز در پی خواهد داشت.


قرآن مردم ستمدیده ای را که حقوقشان پایمال شده تشویق به فریاد زدن و پرخاشگری و اقدام مدبرانه می کند. فریاد خشم مظلوم بر ظالم را دوست می دارد. در این باره در قرآن آمده است؛ خداوند بلند کردن صدا را به بدی گفتار دوست ندارد، مگر اینکه کسی مظلوم واقع شود. به علاوه اینکه قرآن کریم مسلمانان را مکلف کرده که در راه نجات مظلومین و مستضعفین مبارزه کنند تا شجره شوم سلطه و استکبار از پای درآید و حقوق پایمال شده محرومین احیا گردد. در سوره مبارکه نسا آمده است؛ و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النسا و الولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها.


این دو آیه انسان را مکلف کرده که اگر مظلومی یافت شد باید در برابر ظالم فریاد بر آورد و خشم خود را بر استکبار و استعمار به سان آتشی توفنده بر افروزد. آیا به راستی شیوه ای از این برتر برای حفظ و احیای حقوق بشر وجود دارد؟ در دکترین حقوقی امام علی(ع) در دستور نامه ۵۳ ده ها فرمان به صورت امر و نهی صادر شده و مالک را به عنوان حاکم و فرمانروای مصر، مکلف به تکالیفی ساخته که باید آنها را بدون چون و چرا پیاده کند. لازمه این تکالیف حقوقی است که به ملت مصر داده شده است.آیا بهتر این بود که امام با لحنی آرام و ملایم به فرمانروای مصر اعلام اعلام بکند مردم بر گردن زمامدار این حقوق را دارند و نیز آن حقوق را؟!


مسلم است که فرمانروا صاحب قدرت و مکنت است و نه تنها می تواند حقوق خود را بگیرد،بلکه می تواند حقوق ملت را ولو برای مدتی کوتاه زیر پا گذاشته و پایمال کند از این رو جای دارد که علی(ع) به عنوان خلیفه راستین حضرت محمد(ص) حامی و پشتیبان مردم باشد و والی را امر و نهی کند و سخنان او با عتاب و توام با مواخذه باشد. اینک به برخی از فرازهای آن راهبرد اساسی و بنیادین اشاره می کنیم:


– داد خدا و مردم را منصفانه بپیمای و هرگز جانب خود و کسان و دوستانت را به ناحق مگیر.


– برای نیازمندان و محتاجان وقتی قرار ده که شخص خود را برای آنها فارغ البال گردانی.


– در مورد طبقه پایین جامعه، یعنی مساکین و محتاجین که راه چاره ای ندارند از خدا بترس و به امور آنها رسیدگی کن.


– کسانی نزد تو بر گزیده ترباشند که تلخی سخن حق را بی پرواتر از همه در کام تو ریزند و با تو به راحتی گفتگو و بحث و انتقاد بپردازند.


– آن را که ملازم حق است، ملازم باش، چه نزدیک باشد به تو و چه دور.


– از ریختن خونها بدون مجوز شرعی و قانونی بپرهیز.


– مبادا نیکوکار و بدکار نزد تو یکسان باشد.


اکنون پرسش این است که آیا پرخاش و تندی با زورمندان و به آنها امر و نهی کردن برای دین نقص است یا برتری؟ آیا این گونه می شود حقوق بشر را حفظ کرد و پر اهمیت نشان داد یا آن گونه که خوشایند مذاق تکلیف گریز سکولاریسم است؟


فرد ضعیف برای جامعه خطری ندارد آنکه برای مردم خطر آفرین است زورمندان و قلدران اجتماعی، سیاسی و اقتصادی هستند. قدرتمندان و قلدران سیاسی و اقتصادی حقی برای مردم قائل نیستند برای این گونه افراد با زبان نرم و با ملاطفت سخن گفتن آیا دردی را دوا می کند؟ او را باید با قانون و تکلیف به بازخواست کشانید.

مطالب مرتبط :
  1. سکولاریسم در ایران بد فهمیده شده است/ سکولاریسم اصلاً دعوایی با مذهب ندارد
  2. ریشه های سکولاریسم در اروپا/ نسبت سکولاریسم با دین
  3. بین حق و تکلیف رابطه تلازمی برقرار است/ علمای ادیان می توانند مانع برخی اقدامات صاحبان قدرت شوند
  4. کتاب «فقه اسلامی Islamic Jurisprudence» منتشر شد/ مطالعه مکاتب حقوقی اسلام
  5. «حقوق مخاطب در برابر رسانه‌های جمعی ایران، انگلیس و آمریکا» منتشر شد

پارک علم و فناوری قم

zohur