۲۹ مهر ۱۳۹۲ موضوع: اخبار حوزه دین و اندیشه


به گزارش پارک علم و فناوری قم به نقل از مهر، در طول قرن نوزدهم، پذیرش روشی اثباتی در تفکر درباره انسان و جامعه به بنیان گذاری جامعه شناسی و مردم شناسی به عنوان رشته هایی علمی انجامید. مردم شناسی، به سهم خود درصدد بر می آید که به پرسش دیرپایی که درباره تفاوت های انسانی مطرح بود پاسخ عینی بدهد. چگونه می توان ویژگی انحصاری انسان را در تنوع و تفاوت اقوام و عادات و رسوم تصور کرد.


نخستین تعریف مردم شناخت از فرهنگ را ادوارد تایلور”۱۸۳۲-۱۹۱۷ “مردم شناس انگلیسی ارائه کرد. فرهنگ یا تمدن در گسترده ترین معنای مردم شناختی خود، آن کل پیچیده ای است که شناخت ها، باورها، هنر، اخلاق، حقوق، آداب و رسوم و دیگر توانایی ها یا عاداتی را که به وسیله انسان، به عنوان عضو جامعه کسب می گردد شامل می شود.


با این حال، این تعریف روشن و ساده، توضیحاتی را طلب می کند. این تعریف منحصرا توصیفی و عینی است، نه دستوری. افزون بر این از تعاریف محدود کننده و فردگرایانه فرهنگ فاصله می گیرد. در نظر تایلور، فرهنگ تعبیری از کل زندگی اجتماعی انسان است. ویژگی فرهنگ در ابعاد جمعی آن است و سرانجام آنکه، فرهنگ اکتسابی است و با میراث زیست شناختی انسان پیوندی ندارد. با این حال، گرچه فرهنگ اکتسابی است، اما ریشه و طبیعت آن، در بخش وسیع حالتی ناخودآگاه دارد.


هر چند تایلور نخستین کسی است که تعریفی مفهومی از واژه فرهنگ ارائه داده، اما در به کار گرفتن این واژه در مردم شناسی، تقدم کامل ندارد. در استفاده از این واژه تایلور، خود تحت تاثیر مستقیم مردم شناسان آلمانی قرار داشت که آثارشان را مطالعه کرده بود. او به ویژه تحت تاثیر گوستاوکلم بود که بر خلاف سنت رمانتیک آلمانی، فرهنگ را در معنای عینی،به و یژه برای رجوع به فرهنگ مادی به کار می برد.


تردید تایلور در برابر دو واژه”فرهنگ”و “تمدن”ویژگی فضای فکری آن عصر است. اگر او سرانجام”فرهنگ”را ترجیح می دهد،به سبب پی بردن به این امر است که”تمدن” حتی در معنایی منحصرا توصیفی،همین که درباره جوامع “ابتدایی”به کار می رود. ویژگی خود را به عنوان مفهومی علمی از دست می دهد.دلیل این وضع، معنای بنیادین واژه “تمدن “است که به شکل گیری شهرها باز می گردد و نیز معنایی است که در علوم تاریخی به خود گرفته است.


“فرهنگ”در نظر تایلور و در معنای نوینی که از آن ارائه می دهد،از این برتری برخوردار است که واژه ای خنثی است که تفکر درباره کل بشریت و گسستن از رویکردی درباره انسانهای”ابتدایی”را که آنان را موجوداتی استثنایی قلمداد می کرد، امکان پذیر می سازد.


به عقیده تایلور، اندیشه بشری همه جا در شرایط یکسان به گونه ای مشابه عمل می کرده است. او که وارث متفکران عصر روشنگری بود،در تصور عام گرایانه اینکه فیلسوفان قرن هجدهم از فرهنگ داشتند نیز شریک بود.


مسئله ای که او در پی حل آن بود،سازگار کردن تحول فرهنگ و عمومیت آن در توضیحی واحد بود. او در واقع نخستین مردم شناسی بود که امور فرهنگی را با دیدی عام و نظام مند مورد بررسی قرار داد. او همچنین نخستین مردم شناسی بود که به مطالعه فرهنگ در همه انواع جوامع و از همه جنبه های مادی،نمادین و حتی اندامی علاقه نشان داد. 


به نظر تایلور،مطالعه فرهنگ های منفرد را نمی توان بدون مقایسه ای میان آنها انجام داد. هدف تایلور، در به کارگیری روش تطبیقی، برقراری نوعی مرتبه بندی ابتدایی از مراحل تحول فرهنگ بود.


تایلور در پی اثبات وجود تداوم میان فرهنگ ابتدایی و پیشرفته ترین نوع فرهنگ بود بر خلاف کسانی که میان انسانهای وحشی و بت پرستان و انسان متمدن و موحد گسستگی برقرار می کردند. او می کوشید آن رشته اساسی را که آنان را با یکدیگر مرتبط می سازد نشان دهد. انسان وحشی، سر انجام ناگزیر از گام نهادن در مرحله تمدن و نزدیک شدن به انسان متمدن است.میان انسانهای ابتدایی و متمدن تفاوتی از حیث طبیعت و جود ندارد، بلکه تفاوت موجود تنها در میزان پیشرفت آنان در مسیر فرهنگ است.


تایلور با نظریه انحطاط و تباهی انسانهای ابتدایی، با شدت تمام مبارزه می کرد. این نظریه از سوی علمای الهیات القا می شد که نمی توانستند بپذیرند خداوند موجوداتی چنین “وحشی”را آفریده باشد. نظریه ای که اجازه می داد انسانهای ابتدایی را موجوداتی انسانی همانند دیگر انسانها نشناسند. در نظر تایلور،بر عکس همه انسانها موجوداتی کاملا فرهنگی بودند و سهم هر قوم در پیشرفت فرهنگ،شایسته قدر دانی و احترام بود.


ادوارد تایلور به دلیل آثار وسواس ها و دقت روش شناختی به حق به عنوان بنیان گذار مردم شناسی انگلیس شناخته شده است.او نخستین کسی بود که در سال ۱۸۸۳ در دانشگاه آکسفورد، صاحب کرسی مردم شناسی در بریتانیا شد.

مطالب مرتبط :
  1. مفهوم جدید و گسترده کارآفرینی/ باید فرهنگ کار جمعی را گسترش دهیم
  2. معنا و مفهوم علم در فرهنگ اسلامی/ آیا علم به خوب و بد تقسیم می شود
  3. معانی و مفاهیم واژه "حق" در قرآن/ فقط ۴۰ بار کلمه حق در قرآن مفهوم حقوقی دارد
  4. معاون علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه: نقش مرکز رشد علوم انسانی در ارتقای پیوست فرهنگی کالاها مهم است
  5. نیاز به فلسفه پراگماتیسم همراه با ابداع و خلاقیت در ایران بسیار احساس می شود

پارک علم و فناوری قم

zohur